اخبار اقتصادیاخبار اقتصادی ایران

سعید شریعتی: راضی نیستم حتی یک ریال از مالیات من به صداوسیما داده شود


کالبدشکافی بودجه ۱۴۰۴: از اعتراض مالیاتی تا ناترازی‌های کلان اقتصادی

خلاصه آخرین اخبار مرتبط به تیتر اصلی (بودجه صداوسیما و نهادهای فرهنگی)

موضوع تخصیص بودجه به سازمان صداوسیما و سایر نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی، همواره یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های لایحه بودجه در ایران بوده است. در آستانه تقدیم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ به مجلس، اظهارات سعید شریعتی، فعال سیاسی، مبنی بر نارضایتی از تخصیص مالیات مردم به صداوسیما، بازتاب گسترده‌ای داشته است. این بحث در حالی مطرح می‌شود که دولت با کسری بودجه شدید و فشار برای افزایش قیمت حامل‌های انرژی روبروست.

جدول خلاصه وضعیت بودجه‌ای نهادهای فرهنگی و صداوسیما در لایحه پیشنهادی

عنوان موضوع وضعیت فعلی چالش اصلی واکنش اجتماعی
بودجه صداوسیما حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان (۳۰ همت) ناکارآمدی و ریزش مخاطب در برابر هزینه بالا نارضایتی شدید از تخصیص مالیات عمومی
منبع تامین درآمدهای مالیاتی و عمومی دولت فشار بر مودیان مالیاتی خرد و کسب‌وکارهای خصوصی احساس تبعیض و بی‌عدالتی
نهادهای همسو سازمان تبلیغات، جامعه‌المصطفی و… عدم پاسخگویی به دولت و نظارت‌ناپذیری عملکردی درخواست برای حذف یا کاهش بودجه‌های غیرمولد
موضع دولت تمایل به انقباض و کاهش هزینه‌های زائد ناتوانی در تغییر ساختار بودجه‌ریزی نهادهای حاکمیتی تلاش برای اصلاحات نمادین جهت جلب اعتماد عمومی

توضیحات تکمیلی:

طبق آخرین اخبار واصله از بهارستان و پاستور، لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ در شرایطی تدوین می‌شود که دولت پزشکیان با “ابرانباشت بدهی‌ها” و “ناترازی‌های مرکب” مواجه است. خبرآنلاین گزارش داده که رقم ۳۰ هزار میلیارد تومانی کمک به صداوسیما، اگرچه در مقیاس بودجه کل کشور (چند هزار همت) سهم کوچکی دارد، اما به دلیل ماهیت “درآمد-هزینه” نبودن این سازمان و تامین آن از جیب مالیات‌دهندگان، به نقطه کانونی انتقادات تبدیل شده است. سعید شریعتی تاکید دارد که این بودجه‌ها “نشتی” منابع عمومی هستند و اگرچه سهم ریالی آن‌ها نسبت به کسری صندوق‌های بازنشستگی کم است، اما بار روانی و سیاسی سنگینی بر جامعه تحمیل می‌کنند. همزمان، دولت رسماً تاریخ اجرای تغییرات قیمتی بنزین را اعلام کرده که این همزمانی (افزایش هزینه مردم و تداوم بودجه‌ریزی برای نهادهای خاص)، تضاد منافع را برجسته کرده است.


آخرین اخبار ایران تا تاریخ امروز در سال ۱۴۰۴ + جدول + توضیح

سال ۱۴۰۴ یکی از دشوارترین سال‌های اقتصادی و سیاسی برای ایران محسوب می‌شود. با روی کار آمدن دولت چهاردهم و مواجهه با واقعیت‌های سخت اقتصادی، اخبار ایران حول محور “جراحی‌های اقتصادی اجتناب‌ناپذیر” و “تنش‌های بودجه‌ای” می‌چرخد.

جدول شاخص‌های کلان و اخبار مهم ایران (زمستان ۱۴۰۴)

حوزه خبری رویداد مهم / شاخص وضعیت / تحلیل
انرژی (بنزین) اجرای طرح سه نرخی و سهمیه‌بندی جدید تلاش برای کنترل مصرف و کاهش قاچاق؛ نگرانی از تورم انتظاری
بودجه عمومی کسری عملیاتی شدید (بیش از ۴۰ درصد) دولت مجبور به انتشار ۸۰۰ همت اوراق قرضه جدید شده است
صندوق‌های بازنشستگی بحران نقدینگی و ناترازی وابستگی مطلق به بودجه عمومی برای پرداخت مستمری‌ها
سیاست داخلی تنش بر سر بودجه نهادهای فرهنگی فشار افکار عمومی برای قطع بودجه نهادهای غیرپاسخگو
تورم تداوم تورم بالای ۳۰ درصد ناشی از کسری بودجه و رشد نقدینگی
بازار سرمایه نوسانات شدید ناشی از نرخ بهره و قیمت خوراک انتظار برای تعیین تکلیف لایحه بودجه در مجلس

توضیحات تکمیلی:

تا امروز در سال ۱۴۰۴، دولت مسعود پزشکیان با چالش بزرگ “کسری بودجه ساختاری” دست و پنجه نرم می‌کند. همانطور که در متن خبر اشاره شد، دولت رسماً وارد فاز اصلاح قیمت انرژی شده است. کارشناسان معتقدند که افزایش قیمت بنزین نه برای محیط زیست، بلکه برای پر کردن چاله‌های بودجه است. در این میان، بحث بر سر اینکه چرا بار این کسری باید بر دوش مردم باشد اما نهادهای بودجه‌خوار فرهنگی همچنان سهم خود را دریافت کنند، در صدر اخبار رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی قرار دارد. رئیس جمهور بارها اعلام کرده که سازمان‌های بدون خروجی نباید بودجه بگیرند، اما ساختار قدرت و لابی‌های مجلس و شورای نگهبان، مانع از اصلاحات رادیکال در این بخش شده است. فروش اوراق قرضه برای بازپرداخت اصل و سود اوراق قبلی، دولت را در یک چرخه بدهی گرفتار کرده است.


توضیحات کامل (تحلیل عمیق مصاحبه و وضعیت بودجه)

برای درک عمیق‌تر سخنان سعید شریعتی و متن خبر منتشر شده، باید این موضوع را از سه منظر اقتصادی، سیاسی-اجتماعی و ساختاری مورد واکاوی قرار دهیم. این بخش به تفصیل به چرایی حساسیت روی بودجه ۳۰ همتی صداوسیما و ارتباط آن با بنزین و مالیات می‌پردازد.

۱. اقتصاد سیاسی بودجه و مسئله “رضایت مالیاتی”

سعید شریعتی جمله‌ای کلیدی می‌گوید: «راضی نیستم حتی یک ریال از مالیات من به صداوسیما داده شود». این جمله بیانگر مفهوم “قرارداد اجتماعی مالیاتی” است. در اقتصاد سیاسی مدرن، مالیات “هزینه‌ی خدمات عمومی” است. شهروندان مالیات می‌دهند تا امنیت، بهداشت، آموزش و زیرساخت دریافت کنند.

  • بحران نمایندگی: وقتی شهروند احساس کند نهادی مانند صداوسیما، نه تنها صدای او نیست بلکه علیه باورها یا منافع او تولید محتوا می‌کند (ریزش مخاطب و یک‌سویه بودن)، پرداخت مالیات برای آن نهاد را نوعی “اجحاف” یا “غرامت” می‌پندارد.

  • تغییر منبع درآمد صداوسیما: در گذشته، درآمدهای نفتی منبع اصلی بودجه بود و حساسیت مردم کمتر بود (چون پول نفت را ثروت بادآورده می‌دانستند). اما اکنون که دولت به دلیل تحریم‌ها و کاهش فروش نفت، دست در جیب مردم کرده و مالیات‌ستانی را “پایه اصلی بودجه” قرار داده، مردم حق دارند بپرسند پول زحمت‌کشی آن‌ها کجا خرج می‌شود. ۳۰ هزار میلیارد تومان از مالیات مستقیم و ارزش افزوده مردم، معادل حقوق ماهانه صدها هزار کارگر است که به سازمانی داده می‌شود که شریعتی آن را “ناکارآمد” می‌نامد.

۲. دوگانه “نشتی‌های کوچک” و “چاه‌های ویل”

در تحلیل شریعتی یک تفکیک هوشمندانه وجود دارد:

  • نشتی‌ها (بودجه نهادهای فرهنگی): این‌ها از نظر ریالی ممکن است در برابر کل بودجه (مثلاً ۵۰۰۰ همت) عدد بزرگی نباشند (حدود ۰.۵ تا ۱ درصد)، اما “اهمیت نمادین” دارند. حذف بودجه این نهادها، اقتصاد ایران را نجات نمی‌دهد، اما “سرمایه اجتماعی” دولت را بازسازی می‌کند. این پیام را به جامعه می‌دهد که: “حالا که قرار است کمربندها را سفت کنیم، از نهادهای ایدئولوژیک شروع کرده‌ایم.”

  • چاه‌های ویل (کسری‌های کلان): شریعتی به درستی اشاره می‌کند که مشکل اصلی اقتصاد ایران جای دیگری است:

    • یارانه انرژی: تفاوت قیمت سوخت در ایران و فوب خلیج فارس، سالانه ده‌ها میلیارد دلار عدم‌النفع ایجاد می‌کند.

    • صندوق‌های بازنشستگی: این صندوق‌ها عملاً ورشکسته هستند و دولت حقوق بازنشستگان لشکری و کشوری را مستقیماً از بودجه عمومی می‌دهد.

    • بدهی دولت (اوراق): دولت برای گذران امور جاری، اوراق فروخته و حالا باید اصل و سود آن‌ها را با نرخ‌های بهره بالا بازپرداخت کند (۸۰۰ همت).

۳. ساختار قدرت و “دولت در سایه بودجه”

بخش مهمی از مصاحبه به ناتوانی دولت در قطع بودجه این نهادها اشاره دارد. شریعتی از اصطلاح “خارج از اداره و اراده دولت” استفاده می‌کند.

  • دوگانگی حاکمیت-دولت: نهادهایی مثل سازمان تبلیغات، جامعه‌المصطفی، حوزه‌های علمیه و بخش‌های عقیدتی، زیرمجموعه دولت (قوه مجریه) نیستند، بلکه زیرمجموعه نهادهای انتصابی و حاکمیتی کلان‌تر هستند.

  • فرآیند تصویب بودجه: حتی اگر سازمان برنامه و بودجه (دولت) بودجه این نهادها را صفر کند، در کمیسیون تلفیق مجلس یا صحن علنی، نمایندگان (که بعضاً با لابی‌های این نهادها مرتبطند) بودجه را برمی‌گردانند. حتی اگر مجلس هم همراهی کند، شورای نگهبان ممکن است بودجه را به دلیل “عدم تامین نیازهای فرهنگی اسلامی” رد کند. بنابراین، رئیس‌جمهور قدرت مانور کمی روی این ردیف‌ها دارد.

۴. همزمانی با گرانی بنزین

نکته تراژیک ماجرا، همزمانی این بحث با افزایش قیمت بنزین است. دولت استدلال می‌کند “پول نداریم” و باید قیمت بنزین واقعی شود تا کسری جبران شود. اما مردم می‌گویند “اگر پول ندارید، چرا بودجه نهادهای تبلیغاتی کم نمی‌شود؟”. این تناقض، پاشنه آشیل دولت پزشکیان است. دولت برای اینکه بتواند جراحی اقتصادی (بنزین) را انجام دهد، نیاز به “مشروعیت” دارد و تداوم بودجه‌دهی به نهادهای غیرمحبوب، این مشروعیت را ذبح می‌کند.


تاریخچه بودجه‌ریزی نهادهای فرهنگی و کسری بودجه در ایران

برای درک بهتر وضعیت سال ۱۴۰۴، نگاهی به روند تاریخی شکل‌گیری این وضعیت ضروری است.

الف) تولد “جدول شماره ۱۷” و نهادهای خاص

پس از انقلاب ۱۳۵۷، نهادهای فرهنگی متعددی برای ترویج ایدئولوژی انقلاب تاسیس شدند. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، بودجه این نهادها معمولاً از طریق کمک‌های مستقیم رهبری یا منابع غیربودجه‌ای تامین می‌شد یا ارقام بسیار ناچیزی بود.

  • دهه ۸۰ و جهش بودجه‌ای: با افزایش درآمدهای نفتی در دولت نهم و دهم، ردیف‌های بودجه‌ای متعددی برای موسسات فرهنگی خصوصی و نیمه‌دولتی ایجاد شد. این ردیف‌ها بعدها در قالب “جدول شماره ۱۷” معروف شدند که شامل ده‌ها موسسه بود که نظارتی دیوان محاسبات بر آن‌ها نداشت.

  • دولت روحانی و شفافیت نسبی: در دولت حسن روحانی، تلاش شد تا این جدول شفاف شود و برخی موسسات حذف شوند، اما مقاومت‌ها در مجلس باعث شد این بودجه‌ها صرفاً تغییر نام دهند و در ذیل ردیف‌های وزارت ارشاد یا سازمان تبلیغات پنهان شوند.

ب) تاریخچه کسری بودجه و استقراض

اقتصاد ایران در پنج دهه گذشته همواره نفتی بوده است.

  • بیماری هلندی: در سال‌های وفور درآمد نفت، دولت‌ها بزرگ شدند و تعهدات پایدار (استخدام‌ها، یارانه ها) ایجاد کردند.

  • عصر تحریم (دهه ۹۰ و ۱۴۰۰): با کاهش صادرات نفت، درآمدهای ارزی سقوط کرد اما هزینه‌ها باقی ماند. دولت‌ها برای جبران، ابتدا به چاپ پول (استقراض از بانک مرکزی) روی آوردند که تورم‌زا بود. سپس به فروش اوراق بدهی (بدهکار کردن دولت‌های آینده) و برداشت از صندوق توسعه ملی روی آوردند.

  • وضعیت ۱۴۰۴: اکنون دولت به مرحله‌ای رسیده که دیگر امکان استقراض بیشتر از بانک مرکزی (به دلیل تورم بالا) و فروش اوراق (به دلیل نبود خریدار و نرخ بهره بالا) محدود شده است. تنها راه، افزایش درآمد (مالیات و گران کردن انرژی) یا کاهش هزینه است.

ج) تحول بودجه صداوسیما

صداوسیما طبق قانون اساسی باید انحصاری باشد. در دهه‌های گذشته، این سازمان تلاش کرده خودکفا شود (از طریق تبلیغات)، اما با گسترش شبکه‌های استانی و برون‌مرزی و افزایش پرسنل (بیش از ۵۰ هزار کارمند)، هزینه‌های آن سرسام‌آور شد. دولت‌ها مکلف شدند کمک‌زیان به این سازمان بدهند. در قانون برنامه هفتم توسعه و بودجه‌های اخیر، حکمی گنجانده شد که سهم صداوسیما از بودجه عمومی را به درصدی ثابت افزایش داد که عملاً دست دولت را برای کاهش آن می‌بندد.


مثال‌های تجربی (واقعیت‌های ملموس در جامعه)

در این بخش به نمونه‌های عینی اشاره می‌کنیم که نشان‌دهنده تضاد میان بودجه‌های فرهنگی و نیازهای واقعی مردم است.

  1. مدارس کانکسی و بودجه‌های تبلیغاتی:

    در حالی که وزارت آموزش و پرورش برای حذف مدارس کانکسی در استان‌های محروم (سیستان و بلوچستان، لرستان) با کمبود بودجه چند صد میلیاردی مواجه است، یک موسسه فرهنگی خاص در تهران ممکن است معادل نیمی از هزینه ساخت این مدارس را صرف برگزاری “همایش‌های تبیینی” کند که خروجی ملموسی برای جامعه ندارد.

  2. بحران دارو و ارز ترجیحی:

    در سال‌های اخیر، کمبود بودجه برای واردات داروهای خاص یا شیرخشک بارها خبرساز شده است. مردم در داروخانه‌ها با قیمت‌های نجومی مواجه می‌شوند، در حالی که در ردیف‌های بودجه، میلیاردها تومان به “شورای عالی انقلاب فرهنگی” یا “مجمع جهانی تقریب مذاهب” اختصاص می‌یابد. این مقایسه (داروی بیمار سرطانی vs همایش فرهنگی) در ذهن مردم به شدت پررنگ است.

  3. صداوسیما و پلتفرم‌های نمایش خانگی:

    تجربه نشان داده که مردم برای دیدن سریال و فیلم، هزینه‌ی اشتراک پلتفرم‌های خصوصی (فیلیمو، نماوا و…) را می‌پردازند و راضی هستند، اما برای صداوسیما که رایگان است (اما از مالیاتشان برداشته می‌شود) ناراضی‌اند. دلیل این امر “حق انتخاب” است. در بازار آزاد، مردم به محتوای جذاب پول می‌دهند، اما در بودجه دولتی، پول به زور از جیب مردم برای محتوایی برداشته می‌شود که شاید اصلا تماشا نکنند (مثل شبکه‌های متعدد افق، امید، تماشا و… که ضریب نفوذ پایینی دارند).

  4. ترافیک تهران و بنزین:

    مردم در صف‌های پمپ بنزین یا ترافیک ناشی از حمل و نقل عمومی فرسوده، از خود می‌پرسند: اگر دولت پول ندارد اتوبوس جدید بخرد یا مترو را توسعه دهد، چرا ۳۰ هزار میلیارد تومان به صداوسیما می‌دهد؟ با ۳۰ همت می‌توان هزاران اتوبوس نو برای ناوگان حمل و نقل عمومی کلانشهرها خریداری کرد که مستقیماً بر کیفیت زندگی و آلودگی هوا اثر دارد.


مثال‌های تخصصی (تحلیل اقتصادی و حقوقی)

این بخش برای کارشناسان، دانشجویان و علاقه‌مندان به مباحث فنی بودجه تدوین شده است.

۱. مفهوم “کالای عمومی” (Public Goods) و کالای باشگاهی (Club Goods)

از منظر علم اقتصاد، بودجه عمومی باید صرف “کالای عمومی” شود (مثل امنیت، هوای پاک، دادگستری) که همه شهروندان بدون تبعیض از آن بهره‌مند شوند. اما بودجه‌های نهادهای فرهنگی خاص، در واقع صرف “کالای باشگاهی” می‌شود. یعنی گروه خاصی (هواداران یک ایدئولوژی خاص) از آن لذت می‌برند، اما هزینه آن را همه مردم می‌دهند. این “توزیع مجدد ثروت معکوس” است و ناکارایی اقتصادی ایجاد می‌کند.

۲. پدیده “اثر برون‌رانی” (Crowding Out)

وقتی دولت برای تامین بودجه نهادهای غیرمولد (مثل صداوسیما) کسری می‌آورد و دست به استقراض از بانک‌ها می‌زند، منابع بانکی که باید صرف وام‌دهی به بخش خصوصی و تولید شود، توسط دولت بلعیده می‌شود. این کار باعث افزایش نرخ بهره و خشک شدن منابع برای تولیدکننده واقعی می‌شود. بودجه ۳۰ همتی صداوسیما، اگر در قالب وام به صنایع کوچک داده می‌شد، می‌توانست هزاران شغل واقعی ایجاد کند.

۳. صلبیت بودجه (Budget Rigidity)

یکی از مشکلات فنی بودجه ایران، “صلبیت” بیش از حد است. بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد بودجه صرف حقوق و دستمزد و صندوق‌های بازنشستگی می‌شود. آن ۱۰ درصد باقی‌مانده هم با فشارهای سیاسی نهادهای فرهنگی و مذهبی پیش‌خور می‌شود. در نتیجه، بودجه عمرانی (تملک دارایی‌های سرمایه‌ای) که موتور محرک رشد اقتصادی است، عملاً به صفر میل می‌کند یا فقط روی کاغذ می‌آید.

۴. مکانیسم‌های “تخصیص بدون عملکرد”

در سیستم بودجه‌ریزی عملیاتی (که در ایران ادعا می‌شود اجرا می‌شود اما ناقص است)، باید بودجه در ازای “محصول” داده شود. اما برای نهادهای فرهنگی، معیار سنجش وجود ندارد. خروجی “ترویج فرهنگ” چیست؟ چون قابل اندازه‌گیری کمی نیست، این نهادها هر سال با چانه‌زنی بودجه خود را افزایش می‌دهند بدون اینکه پاسخگوی بهره‌وری باشند.


جداول مفید

جدول ۱: مقایسه بودجه پیشنهادی ۱۴۰۴ (ارقام فرضی و تقریبی بر اساس روندها)

ردیف عنوان بخش برآورد بودجه (همت – هزار میلیارد تومان) درصد از کل بودجه عمومی توضیحات
۱ امور رفاه اجتماعی (صندوق‌ها) ۱۲۰۰ ~۲۰% کمک به صندوق‌های ورشکسته بازنشستگی
۲ امور دفاعی و امنیتی ۱۰۰۰ ~۱۷% شامل ارتش، سپاه و نیروی انتظامی
۳ آموزش و پژوهش ۸۰۰ ~۱۳% آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها (عمدتاً حقوق معلمین)
۴ سلامت و بهداشت ۵۰۰ ~۸% وزارت بهداشت و طرح دارویار
۵ صداوسیما و فرهنگ ۵۰ (۳۰ صداوسیما + ۲۰ سایر) ~۰.۸% سهم کم اما حساسیت بالا (بودجه‌های ایدئولوژیک)
۶ بازپرداخت بدهی (اوراق) ۸۰۰ ~۱۳% بازپرداخت اصل و سود اوراق سال‌های قبل
۷ عمرانی (واقعی) ۳۰۰ ~۵% پروژه‌های زیرساختی (معمولا کامل تخصیص نمی‌یابد)

جدول ۲: نهادهای فرهنگی دریافت‌کننده بودجه (بجز وزارت ارشاد)

نام نهاد ماموریت اصلی چرا حساسیت‌زاست؟
صداوسیما پخش رادیو و تلویزیون انحصار، عدم بی‌طرفی، داشتن درآمد تبلیغاتی جداگانه
سازمان تبلیغات اسلامی تبلیغ دینی موازی‌کاری با وزارت ارشاد و حوزه‌های علمیه
جامعه‌المصطفی آموزش طلاب خارجی هزینه ارزی و ریالی برای غیرایرانیان از جیب ایرانیان
شورای عالی حوزه‌های علمیه مدیریت حوزه‌ها استدلال منتقدان: نهاد دینی باید مستقل از بودجه دولت باشد
موسسه نشر آثار امام (ره) حفظ آثار بنیانگذار هزینه بالا برای نگهداری مرقد و نشر کتب

سوالات متداول

۱. آیا رئیس جمهور می‌تواند بودجه صداوسیما را قطع کند؟

خیر، به طور کامل نمی‌تواند. اولاً این ردیف‌ها در قوانین بالادستی و احکام دائمی حمایت می‌شوند. ثانیاً مجلس شورای اسلامی اختیار تغییر لایحه دولت را دارد و معمولاً نمایندگان همسو با این نهادها، بودجه حذف شده را بازمی‌گردانند. رئیس جمهور نهایتاً می‌تواند تخصیص آن را با تاخیر انجام دهد که آن هم تبعات سیاسی دارد.

۲. چرا سعید شریعتی می‌گوید این بودجه‌ها “نشتی” هستند؟

منظور از نشتی این است که این مبالغ اگرچه کل کشتی اقتصاد را غرق نمی‌کنند (چون حجمشان نسبت به یارانه‌های انرژی کم است)، اما مثل سوراخ‌هایی هستند که اعتماد عمومی را تخلیه می‌کنند. مردم می‌بینند در حالی که سقف کشتی (اقتصاد) چکه می‌کند، منابع محدود صرف جاهایی می‌شود که اولویت زندگی آن‌ها نیست.

۳. ارتباط افزایش قیمت بنزین با بودجه صداوسیما چیست؟

ارتباط مستقیم حسابداری ندارند (یعنی پول بنزین مستقیماً به جیب صداوسیما نمی‌رود)، اما ارتباط “بودجه‌ای” دارند. دولت یک کاسه (خزانه) دارد. وقتی پول کم می‌آورد، یا باید درآمد را زیاد کند (گران کردن بنزین) یا هزینه را کم کند (قطع بودجه صداوسیما). دولت راه اول را انتخاب کرده (فشار بر مردم) و راه دوم را رها کرده (حفظ بودجه نهادها)، و این باعث اعتراض شده است.

۴. ۸۰۰ همت اوراق یعنی چه و چرا خطرناک است؟

این یعنی دولت‌های قبل برای گذران امور، از مردم و بانک‌ها قرض گرفته‌اند و حالا سررسید آن قرض‌ها رسیده است. دولت ۱۴۰۴ باید ۸۰۰ هزار میلیارد تومان پول بدهد تا بدهی‌های قبلی را صاف کند. برای این کار، دوباره مجبور است قرض بگیرد (انتشار اوراق جدید). این چرخه معیوب بدهی روی بدهی، باعث می‌شود بخش بزرگی از بودجه کشور به جای رفاه مردم، صرف “نزول خواری دولتی” (پرداخت سود اوراق) شود.

۵. منظور از “نهادهای خارج از اداره و اراده دولت” چیست؟

در ساختار سیاسی ایران، برخی نهادها زیر نظر رهبری یا شوراها و هیات امناهای خاص اداره می‌شوند و وزیر یا رئیس جمهور حق عزل و نصب مدیران آن‌ها را ندارد (مثل رئیس صداوسیما که توسط رهبری منصوب می‌شود). اما بودجه آن‌ها را دولت باید بدهد. این یعنی “مسئولیت پرداخت با دولت، اختیار خرج کردن با نهاد”. این شکاف باعث عدم پاسخگویی می‌شود.


جمع‌بندی نهایی:

مصاحبه سعید شریعتی، نوک کوه یخ مشکلات ساختاری اقتصاد سیاسی ایران را نشان می‌دهد. مسئله فقط ۳۰ همت پول نیست؛ مسئله اولویت‌بندی منابع در زمان بحران است. جامعه ایران می‌پرسد: در روزهای سخت تحریم و تورم، آیا اولویت با “پروپاگاندا” است یا “رفاه”؟ تا زمانی که ساختار بودجه‌ریزی ایران نتواند به این سوال پاسخی قانع‌کننده و شفاف بدهد، و تا زمانی که نهادهای مصرف‌کننده بودجه خود را پاسخگو ندانند، هرگونه اصلاح اقتصادی (مانند افزایش قیمت بنزین) با مقاومت شدید اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی دولت مواجه خواهد شد. دولت پزشکیان برای موفقیت، چاره‌ای جز “جراحی همزمان” هزینه‌های دولت و درآمدهای دولت ندارد؛ جراحی یک‌سویه (فقط درآمد/بنزین) بیمار را به کما خواهد برد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا