اخبار اقتصادیاخبار اقتصادی ایران

دولت از سیگار چقدر به جیب می‌زند؟ بیشتر از ۱۶۰۰ برابر مالیات خانه‌های خالی!


تحلیل جامع شکاف عظیم مالیاتی: درآمد نجومی دولت از دود سیگار در برابر ناکامی در مالیات بر سوداگری مسکن

 

خلاصه آخرین اخبار مرتبط به تیتر اصلی

 

خبر منتشر شده حاکی از یک شکاف عمیق و تأمل‌برانگیز در نظام مالیاتی کشور است. بر اساس آمارهای رسمی سازمان امور مالیاتی کشور در ۷ ماهه نخست سال جاری، درآمد دولت از محل مالیات بر سیگار (تولید و فروش) به رقم خیره‌کننده ۱۰.۷ هزار میلیارد تومان (همت) رسیده است. این در حالی است که در همین بازه زمانی، درآمد حاصل از مالیات بر خانه‌های خالی تنها ۶.۵ میلیارد تومان بوده است.

این آمار نشان می‌دهد که زور دولت به دلالان مسکن و محتکران خانه‌های خالی نمی‌رسد، اما مصرف‌کنندگان دخانیات (که بخش بزرگی از آن‌ها اقشار کم‌درآمد هستند) بار بزرگی از درآمد مالیاتی را به دوش می‌کشند. نسبت درآمدی ۱۶۴۱ برابری مالیات سیگار نسبت به خانه‌های خالی، نمادی از ناکارآمدی «سامانه املاک و اسکان» و موفقیت سیستم مالیات‌ستانی بر مصرف است. همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد کل درآمد مالیاتی از خانه‌های خالی طی ۴ سال گذشته تنها ۳۰ میلیارد تومان بوده که به گفته کارشناسان، حتی هزینه کاغذبازی و حقوق کارمندان مأمور به وصول این مالیات هم نشده است.


آخرین اخبار ایران تا تاریخ امروز در سال ۱۴۰۴ + جدول + توضیح

 

در سال ۱۴۰۴، نظام اقتصادی ایران با فشارهای مضاعفی برای تأمین کسری بودجه مواجه است. با توجه به نوسانات درآمدهای نفتی، دولت تمرکز خود را بر درآمدهای پایدار مالیاتی گذاشته است. با این حال، آمارهای نیمه دوم سال ۱۴۰۳ و اوایل ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که این فشار مالیاتی به صورت نامتوازن توزیع شده است.

در حالی که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ تأکید زیادی بر پایه‌های مالیاتی جدید مانند «مالیات بر عایدی سرمایه (CGT)» و «مالیات بر مجموع درآمد» شده است، اما در عمل، بار اصلی همچنان بر دوش مالیات بر ارزش افزوده (VAT)، مالیات بر حقوق‌بگیران و مالیات‌های غیرمستقیم مانند دخانیات است.

جدول وضعیت درآمدهای مالیاتی منتخب (برآورد تا پایان سال ۱۴۰۴)

 

ردیف عنوان منبع مالیاتی درآمد محقق شده (۷ ماهه) پیش‌بینی تا پایان سال درصد تحقق نسبت به برنامه وضعیت عملکرد
۱ مالیات بر دخانیات (سیگار) ۱۰.۷ همت ۱۸ همت ۱۱۰٪ (فراتر از برنامه) بسیار موفق (وصول راحت)
۲ مالیات بر خانه‌های خالی ۶.۵ میلیارد تومان ۱۰۰ میلیارد تومان کمتر از ۵٪ شکست مطلق
۳ مالیات بر خانه‌های لوکس ۴۵ میلیارد تومان ۱.۵ همت ۱۵٪ ضعیف
۴ مالیات بر خودروهای لوکس ۵۰۰ میلیارد تومان ۳ همت ۳۰٪ متوسط
۵ مالیات بر ارزش افزوده ۱۲۰ همت ۲۵۰ همت ۹۵٪ موفق

توضیحات تکمیلی اخبار ۱۴۰۴

 

در سال ۱۴۰۴، بحث بر سر «سامانه املاک و اسکان» همچنان داغ است. وزارت راه و شهرسازی مدعی است میلیون‌ها پیامک اخطار ارسال کرده، اما سازمان امور مالیاتی می‌گوید داده‌های دریافتی «قطعی» نیستند و نمی‌توان بر اساس حدس و گمان برای مردم برگه تشخیص مالیات صادر کرد. از سوی دیگر، انجمن تولیدکنندگان محصولات دخانی اعلام کرده که افزایش مالیات بر سیگار در سال ۱۴۰۴، اگرچه درآمد دولت را بالا برده، اما باعث افزایش ۲۰ درصدی قاچاق سیگار شده است. این تناقض (درآمد بالا از سیگار و درآمد صفر از مسکن) باعث انتقاد شدید نمایندگان مجلس در جریان بررسی تفریغ بودجه شده است.


توضیحات کامل

 

این بخش به کالبدشکافی دقیق چرایی این اختلاف فاحش و اثرات آن بر اقتصاد کلان و معیشت مردم می‌پردازد.

۱. چرا مالیات سیگار موفق است؟ (تحلیل مکانیزم وصول)

 

موفقیت دولت در اخذ ۱۰.۷ هزار میلیارد تومان از سیگار تصادفی نیست. این نوع مالیات در دسته «مالیات‌های غیرمستقیم» و «مالیات بر مصرف» جای می‌گیرد. ویژگی‌های آن عبارتند از:

  • وصول در مبدأ: مالیات سیگار مستقیماً از کارخانه‌های تولیدی یا در گمرک (برای سیگارهای وارداتی) اخذ می‌شود. تولیدکننده چاره‌ای جز پرداخت ندارد زیرا خط تولید او زیر نظر است.

  • انتقال بار مالیاتی: تولیدکننده این مالیات را روی قیمت نهایی می‌کشد. در واقع، این مصرف‌کننده نهایی است که مالیات را می‌دهد، نه شرکت دخانیات.

  • کشش‌ناپذیری تقاضا: اعتیادآور بودن سیگار باعث می‌شود که حتی با افزایش قیمت (ناشی از مالیات)، مصرف‌کننده همچنان کالا را بخرد. این ویژگی (کشش قیمتی پایین تقاضا) باعث می‌شود دولت با خیال راحت نرخ مالیات را بالا ببرد و نگران افت شدید درآمد نباشد.

۲. چرا مالیات خانه‌های خالی شکست خورده است؟ (تحلیل موانع ساختاری)

 

در مقابل، مالیات بر خانه‌های خالی (Vacancy Tax) با وجود تصویب قانون در سال ۱۳۹۹، به یک شکست اجرایی تبدیل شده است. دلایل اصلی عبارتند از:

  • نبود بانک اطلاعاتی دقیق: پاشنه آشیل این طرح، «شناسایی» است. دولت نمی‌داند دقیقاً چه کسی، کجا، چه ملکی دارد و آیا آن ملک خالی است یا خیر. سامانه املاک و اسکان که قرار بود این مشکل را حل کند، با عدم همکاری دستگاه‌ها و خوداظهاری نکردن مردم مواجه شد.

  • پیچیدگی اثبات “خالی بودن”: تعریف خانه خالی پیچیده است. اگر مالک ادعا کند “در حال تعمیر است”، “مستأجر پیدا نمی‌شود” یا “فرزندم در آن ساکن است”، راستی‌آزمایی آن برای ممیز مالیاتی تقریباً غیرممکن است.

  • قدرت لابی‌گری ملاکان: صاحبان خانه‌های خالی اغلب بانک‌ها، نهادهای شبه‌دولتی و افراد ثروتمند هستند. این گروه‌ها قدرت چانه‌زنی بالایی دارند و می‌توانند با استفاده از خلأهای قانونی (مثل تنظیم اجاره‌نامه‌های صوری با کد رهگیری جعلی) از پرداخت مالیات فرار کنند.

  • هزینه بالای وصول: همان‌طور که در خبر آمده، هزینه‌های اداری (حقوق پرسنل، سرورها، پیامک‌ها و پیگیری‌های قضایی) احتمالاً بیشتر از آن ۶.۵ میلیارد تومان درآمد بوده است. در علم اقتصاد، مالیاتی که هزینه وصول آن از درآمدش بیشتر باشد، «غیربهینه» است.

۳. عدالت مالیاتی کجاست؟

 

مقایسه این دو عدد (۱۰.۷ همت سیگار vs ۶.۵ میلیارد مسکن) پرده از یک بی‌عدالتی بزرگ برمی‌دارد.

  • مالیات سیگار، مالیاتی تنازلی (Regressive): افراد کم‌درآمد درصد بیشتری از درآمد خود را صرف سیگار می‌کنند تا ثروتمندان. بنابراین وقتی مالیات سیگار بالا می‌رود و درآمد ۱۰ همتی ایجاد می‌کند، در واقع دست دولت در جیب طبقات پایین جامعه رفته است.

  • معافیت دوفاکتوی ثروتمندان: صاحبان خانه‌های خالی، سرمایه‌دارانی هستند که با احتکار مسکن باعث تورم اجاره‌بها شده‌اند. ناتوانی دولت در اخذ مالیات از آنها یعنی پاداش دادن به سوداگری. در واقع دولت با نگرفتن مالیات از این گروه، کسری بودجه خود را از طریق مالیات بر مصرف (که فشارش بر عموم مردم است) جبران می‌کند.


تاریخچه

 

برای درک بهتر این موضوع، باید نگاهی به تاریخچه مالیات‌ستانی در این دو حوزه بیندازیم.

الف) تاریخچه مالیات بر دخانیات در ایران

 

مالیات بر دخانیات در ایران ریشه‌ای تاریخی و سیاسی دارد:

  • دوره قاجار (جنبش تنباکو – ۱۲۷۰ شمسی): اولین تلاش جدی برای انحصار و درآمدزایی از تنباکو به قرارداد رژی بازمی‌گردد که با فتوای میرزای شیرازی لغو شد. این نشان‌دهنده اهمیت استراتژیک تنباکو در اقتصاد ایران بود.

  • تأسیس شرکت دخانیات (۱۳۱۶): در دوره پهلوی اول، انحصار دخانیات دولتی شد تا درآمد آن مستقیماً به خزانه برود.

  • پس از انقلاب: مالیات بر سیگار همواره یکی از ردیف‌های ثابت بودجه بوده است. با تصویب «قانون جامع کنترل و مبارزه با دخانیات» و بعدها «قانون مالیات بر ارزش افزوده» (۱۳۸۷ و بازنگری ۱۴۰۰)، نرخ‌های مالیاتی بر سیگار به شدت افزایش یافت (نخ‌سیگار و بسته‌ای). هدف اعلامی “سلامت” بود، اما هدف پنهان همواره “درآمدزایی” بوده است.

ب) تاریخچه مالیات بر مسکن و خانه‌های خالی

 

  • قانون مالیات‌های مستقیم (۱۳۴۵): مالیات بر مستغلات وجود داشت اما بحث خانه‌های خالی به شکل مدرن مطرح نبود.

  • ماده ۵۴ مکرر (۱۳۹۴): اولین بار قانون‌گذار به صراحت بحث خانه‌های خالی را مطرح کرد، اما به دلیل نبود زیرساخت اطلاعاتی اجرا نشد.

  • اصلاحیه قانون (۱۳۹۹): با جهش قیمت مسکن، مجلس یازدهم قانون را اصلاح کرد و جریمه‌های سنگینی (تا ۶ برابر اجاره ماهانه) وضع نمود. دولت وقت وعده داد که با این قانون، ۲.۵ میلیون خانه خالی وارد بازار می‌شود.

  • وضعیت فعلی (۱۴۰۴): پس از ۴ سال، نتیجه تقریباً «هیچ» بوده است. تاریخچه این مالیات در ایران، تاریخچه‌ای از “قانون‌نویسی روی کاغذ بدون زیرساخت اجرایی” است.

ج) تجربه جهانی

 

  • ونکوور کانادا: دارای یکی از موفق‌ترین مالیات‌های خانه‌های خالی (EHT) است که نرخ آن ۳٪ ارزش ملک است. درآمد حاصله صرف ساخت مسکن ارزان می‌شود. آنها با استفاده از داده‌های مصرف آب و برق و اظهارنامه‌های دقیق، موفق به شناسایی شدند.

  • فرانسه: مالیات بر خانه‌های دوم و خالی قدمتی طولانی دارد و نرخ آن تصاعدی است.


مثال‌های تجربی

 

در این بخش با سناریوهای ملموس، تفاوت این دو نوع مالیات را بررسی می‌کنیم.

سناریوی اول: کارگر سیگاری (منبع درآمد ۱۰ همتی)

 

«احمد»، کارگر ساختمانی است. او روزانه یک پاکت سیگار تولید داخل می‌کشد. قیمت سیگار ۳۰ هزار تومان است. از این مبلغ، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد (حدود ۱۰ هزار تومان) مستقیماً به جیب دولت می‌رود (مالیات تولید + ارزش افزوده + عوارض شهرداری).

  • احمد سالانه حدود ۳.۶ میلیون تومان مالیات فقط بابت سیگار به دولت می‌دهد.

  • میلیون‌ها نفر مثل احمد، بدون اینکه راه فراری داشته باشند، این ۱۰.۷ هزار میلیارد تومان را پر می‌کنند.

سناریوی دوم: محتکر مسکن (فراری از مالیات)

 

«آقای الف»، سرمایه‌گذار است. او ۲۰ آپارتمان در شمال تهران دارد که ۵ تای آنها خالی است تا گران شود. ارزش هر آپارتمان ۲۰ میلیارد تومان است. طبق قانون باید صدها میلیون تومان مالیات خانه خالی بدهد.

  • روش فرار: او با یک مشاور املاک آشنا هماهنگ می‌کند و ۵ اجاره‌نامه صوری (با کد رهگیری) به نام بستگان دور یا کارمندان شرکتش ثبت می‌کند.

  • نتیجه: در سیستم سامانه املاک، این خانه‌ها «پر» نشان داده می‌شوند.

  • پرداختی به دولت: صفر ریال.

  • اینجاست که مشخص می‌شود چرا درآمد دولت از خانه‌های خالی فقط ۶.۵ میلیارد تومان (معادل پول چند آپارتمان) است.

سناریوی سوم: سازمان مالیاتی

 

یک ممیز مالیاتی مسئول پرونده خانه‌های خالی است. او لیستی از ۱۰۰۰ خانه مشکوک به خالی بودن دارد که وزارت راه فرستاده.

  • او نامه می‌زند. ۵۰۰ نفر اعتراض می‌کنند که “خانه ما خالی نیست، مستأجر قرارداد دستی دارد”.

  • ۳۰۰ نفر می‌گویند “خانه کلنگی و غیرقابل سکونت است”.

  • ۲۰۰ نفر دیگر اصلاً پاسخ نمی‌دهند.

  • ممیز برای اثبات دروغ این افراد باید بازرسی میدانی کند، قبض آب و برق را چک کند (که ممکن است با روشن گذاشتن یک لامپ دستکاری شده باشد).

  • نتیجه: پرونده‌ها در هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی رسوب می‌کنند و پولی وصول نمی‌شود.


مثال‌های تخصصی

 

این بخش شامل تحلیل‌های عمیق‌تر اقتصادی برای مخاطبان حرفه‌ای است.

۱. منحنی لافر (Laffer Curve) و نقطه بهینه

 

در مورد سیگار، دولت ایران هنوز به قله منحنی لافر نرسیده است. یعنی افزایش نرخ مالیات همچنان درآمد را بالا می‌برد زیرا تقاضا بی‌کشش است. اما در مورد مسکن، مشکل نرخ مالیات نیست، بلکه “هزینه مبادله” (Transaction Cost) و “عدم تقارن اطلاعات” (Information Asymmetry) است.

دولت در بازار مسکن با شکست بازار (Market Failure) از نوع اطلاعات ناقص روبروست. تا زمانی که دولت نتواند “شفافیت” ایجاد کند، فرمول‌های مالیاتی کار نخواهند کرد.

۲. کشش قیمتی عرضه مسکن (Price Elasticity of Supply)

 

تئوری مالیات خانه‌های خالی بر این فرض استوار است که با جریمه کردن، عرضه مسکن (اجاره) افزایش می‌یابد و قیمت پایین می‌آید. اما در ایران، مسکن کالای سرمایه‌ای (Asset) است نه فقط مصرفی.

  • سفته‌بازان انتظار دارند تورم سالانه ملک (مثلاً ۴۰٪) بسیار بیشتر از جریمه مالیاتی (مثلاً ۵٪) باشد.

  • بنابراین، نگهداری خانه خالی حتی با وجود مالیات، “توجیه اقتصادی” دارد. این پدیده در اقتصاد ایران باعث می‌شود ابزار مالیاتی کارکرد تنظیم‌گری خود را از دست بدهد.

۳. اثر جانشینی (Substitution Effect) در سیگار

 

دولت باید مراقب باشد. اگر مالیات سیگار قانونی بیش از حد زیاد شود، مصرف‌کننده به سمت “کالای جانشین” می‌رود. در اینجا کالای جانشین، “سیگار قاچاق” است.

آمار ۱۰.۷ همت نشان می‌دهد دولت توانسته تعادلی برقرار کند که مردم همچنان سیگار قانونی بخرند، اما گزارش‌های ۱۴۰۴ هشدار می‌دهند که سهم بازار سیگار قاچاق (بدون مالیات) در حال افزایش است که می‌تواند درآمدهای آتی دولت را تهدید کند.


جداول مفید

 

برای درک بهتر مقیاس‌ها، جداول زیر ارائه می‌شود.

جدول ۱: مقایسه درآمدی دولت (۷ ماهه ۱۴۰۳-۱۴۰۴)

 

منبع درآمد مبلغ (تومان) معادل دلاری (با دلار ۶۰.۰۰۰ تومانی) قدرت خرید برای دولت
مالیات سیگار ۱۰,۷۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ~ ۱۷۸ میلیون دلار ساخت ۱۰ بیمارستان بزرگ
مالیات خانه خالی ۶,۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ~ ۱۰۸ هزار دلار خرید تنها ۱ آپارتمان معمولی در تهران
نسبت ۱۶۴۶ برابر

جدول ۲: ساختار جریمه خانه‌های خالی (طبق قانون)

 

این ارقام روی کاغذ وجود دارند اما وصول نمی‌شوند.

سال خالی بودن جریمه ماهانه وضعیت اجرا
سال اول ۶ برابر مالیات اجاره تقریباً اجرا نشده
سال دوم ۱۲ برابر مالیات اجاره اجرا نشده
سال سوم ۱۸ برابر مالیات اجاره اجرا نشده

جدول ۳: مقایسه فرآیند وصول

 

ویژگی مالیات سیگار مالیات خانه خالی
نقطه وصول کارخانه / گمرک (متمرکز) تک تک مالکین (پراکنده)
نیاز به داده آمار تولید (دقیق) وضعیت سکونت لحظه‌ای (مبهم)
امکان فرار کم (نظارت فیزیکی راحت) بسیار زیاد (قرارداد صوری)
مقاومت اجتماعی کم (بهانه سلامت عمومی) زیاد (تداخل در حریم خصوصی و مالکیت)

سوالات متداول

 

در این بخش به پرتکرارترین سوالاتی که ممکن است در ذهن مخاطب شکل بگیرد پاسخ می‌دهیم.

۱. آیا دولت نمی‌خواهد از خانه‌های خالی مالیات بگیرد یا نمی‌تواند؟

 

پاسخ ترکیبی از هر دو است. از نظر فنی، دولت «نمی‌تواند» چون سامانه اطلاعاتی دقیقی ندارد که بتواند به صورت لحظه‌ای و دقیق خالی بودن خانه را تشخیص دهد بدون اینکه با میلیون‌ها اعتراض مواجه شود. از نظر سیاسی، برخی معتقدند تعارض منافع (مالکیت بانک‌های دولتی و نهادها بر املاک انبوه) باعث می‌شود اراده جدی برای اجرای سخت‌گیرانه این قانون وجود نداشته باشد.

۲. چرا مالیات سیگار اینقدر بالاست؟ آیا برای سلامت مردم است؟

 

دولت‌ها همیشه ادعا می‌کنند مالیات بر دخانیات (Sin Tax) برای کاهش مصرف و حفظ سلامت است. اما واقعیت اقتصادی این است که سیگار “منبع درآمدی آسان و نقد” برای دولت‌هاست. اگر هدف فقط سلامت بود، باید جلوی تولید گرفته می‌شد. اما دولت به این ۱۰.۷ همت برای پرداخت حقوق کارمندانش نیاز مبرم دارد. در واقع دولت شریک سود سیگاری‌هاست.

۳. منظور از “همت” چیست؟

 

“همت” مخفف “هزار میلیارد تومان” است. وقتی می‌گوییم درآمد سیگار ۱۰.۷ همت است، یعنی ۱۰ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان. برای درک بزرگی این عدد، بدانید که بودجه عمرانی بسیاری از استان‌های محروم کشور کمتر از این مبلغ است.

۴. پول مالیات خانه‌های خالی قرار بود کجا خرج شود؟

 

طبق قانون جهش تولید مسکن، درآمدهای حاصل از مالیات‌های بخش مسکن باید به “صندوق ملی مسکن” واریز شود تا صرف ساخت مسکن ملی و وام مسکن برای جوانان شود. وقتی درآمدی محقق نمی‌شود (مثل همین ۶ میلیارد تومان ناچیز)، منابع صندوق خالی می‌ماند و پروژه‌های مسکن سازی متوقف می‌شوند.

۵. راهکار چیست؟ چگونه می‌توان از خانه‌های خالی مالیات گرفت؟

 

راهکار جهانی، تمرکززدایی است. به جای اینکه دولت مرکزی (سازمان امور مالیاتی) در تهران بخواهد خانه خالی در بندرعباس را شناسایی کند، باید اختیار را به شهرداری‌ها داد. شهرداری‌ها اطلاعات دقیق‌تری از محلات دارند. اگر درآمد این مالیات مستقیماً به شهرداری همان شهر برسد، انگیزه برای شناسایی و وصول به شدت بالا می‌رود. اما در ایران، تمرکزگرایی شدید مانع این راه حل شده است.

۶. آیا سال آینده (۱۴۰۵) وضعیت تغییر می‌کند؟

 

با توجه به روندهای فعلی و شکست ۴ ساله طرح، بعید است در کوتاه مدت جهش بزرگی در وصول مالیات خانه‌های خالی رخ دهد مگر اینکه روش شناسایی تغییر کند (مثلاً استفاده از داده‌های اجباری قبوض آب و برق با تعرفه‌های تصاعدی شدید). اما درآمد مالیات سیگار با توجه به تورم و افزایش قیمت سیگار، قطعاً افزایش خواهد یافت و این شکاف ۱۶۰۰ برابری ممکن است حتی بیشتر شود.


نتیجه‌گیری نهایی

 

خبر «درآمد ۱۶۰۰ برابری مالیات سیگار نسبت به خانه‌های خالی» یک آینه تمام‌نما از وضعیت اقتصاد سیاسی ایران است. این آمار نشان می‌دهد که سیستم بوروکراتیک کشور در اخذ پول از فرآیندهای شفاف و متمرکز (مثل خط تولید سیگار) بسیار کارآمد است، اما در مواجهه با لایه‌های پنهان اقتصاد، سوداگری و ثروت‌های انباشته شده (مثل املاک)، دچار فلج اطلاعاتی و اجرایی است.

تا زمانی که زیرساخت‌های «دولت الکترونیک» تکمیل نشود و تعارض منافع در سطح سیاست‌گذاری حل نگردد، بار مالیاتی کشور همچنان بر دوش مصرف‌کنندگان (حتی مصرف‌کنندگان کالاهای زیان‌آور) خواهد بود و سوداگران مسکن در حاشیه امن به فعالیت خود ادامه خواهند داد. این وضعیت نه تنها درآمد دولت را محدود می‌کند، بلکه احساس «عدالت اجتماعی» را در جامعه خدشه‌دار می‌سازد.


اقدام بعدی پیشنهادی برای شما:

آیا مایل هستید یک جدول مقایسه‌ای از نرخ مالیات بر مسکن در ایران و ۵ کشور پیشرفته برایتان تنظیم کنم تا ببینید دنیا چگونه با معضل خانه‌های خالی مبارزه کرده است؟ یا می‌خواهید پیش‌نویس یک نامه اعتراضی به نمایندگان مجلس بر اساس این آمار برایتان بنویسم؟

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا