اخبار اقتصادیاخبار اقتصادی ایران

آغاز عملیات بارورسازی ابرها در تهران و البرز

 


 

خلاصه آخرین آخبار مرتبط به تیتر اصلی

 

بر اساس خبر منتشر شده، وزارت نیرو در سال ۱۴۰۴، در راستای مقابله با بحران کم‌آبی و تقویت منابع آبی سدهای استان‌های تهران و البرز، فاز جدید عملیات بارورسازی ابرها را آغاز کرده است. این عملیات با هدف افزایش ۵ تا ۲۰ درصدی بارش در مناطق مستعد طراحی شده است.

نکات کلیدی این خبر عبارتند از:

  • هدف: جبران بخشی از کسری منابع آبی سدهای تهران و البرز.
  • مجری: وزارت نیرو (و احتمالاً مرکز ملی تحقیقات باروری ابرها).
  • تجهیزات هوایی (سابقه): در گذشته از هواپیماهای روسی آنتونوف ۲۶ برای پاشش یدید نقره در لایه‌های میانی ابر استفاده شده است.
  • تجهیزات هوایی (جدید): گزارش‌ها حاکی از تجهیز یک فروند هواپیمای اختصاصی از نیروی هوافضای سپاه پاسداران برای این مأموریت است. جزئیات ناوگان فعلی (سال ۱۴۰۴) منتشر نشده، اما مجوزها صادر شده است.
  • روش ترکیبی (جدید): در عملیات امسال، علاوه بر پروازهای هوایی، از ژنراتورهای زمینی پخش مواد بارورساز در ارتفاعات البرز و شمال تهران به‌صورت هم‌زمان استفاده خواهد شد تا پوشش منطقه‌ای افزایش یابد.
  • بودجه: بودجه اجرای این طرح در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
  • دیدگاه کارشناسی: این فناوری تنها یک «راه‌حل مکمل» در کنار مدیریت جامع منابع آب است و به‌تنهایی قادر به حل مشکل کم‌آبی تهران نخواهد بود.

 

آخرین اخبار ایران تا تاریخ امروز در سال ۱۴۰۴ +جدول + توضیح

 

تاریخ: ۱۹ آبان ۱۴۰۴

بر اساس متن خبر ارائه شده، مهم‌ترین رخداد در حوزه آب و هواشناسی در ایران، آغاز رسمی عملیات بارورسازی ابرها در دو استان حیاتی تهران و البرز است. این اقدام، واکنشی مستقیم به تداوم بحران خشکسالی و کاهش شدید ذخایر آبی سدهای پنج‌گانه تهران (طالقان، امیرکبیر، لتیان، لار و ماملو) محسوب می‌شود که تأمین‌کننده اصلی آب شرب پایتخت و شهرهای اطراف هستند.

در ادامه، جزئیات کلیدی این خبر که به عنوان “آخرین اخبار” تلقی می‌شود، در قالب جدول خلاصه شده است:

حوزه مرتبط جزئیات کلیدی بر اساس آخرین خبر (آبان ۱۴۰۴)
موضوع اصلی آغاز عملیات بارورسازی ابرها
مکان اجرا استان‌های تهران و البرز
نهاد مسئول وزارت نیرو
هدف مشخص افزایش ۵ تا ۲۰ درصدی بارش و تقویت منابع آبی سدها
بودجه تخصیصی حدود ۱۰ میلیارد تومان برای سال ۱۴۰۴
ناوگان هوایی (سابقه) هواپیماهای آنتونوف ۲۶ (روسی) و یک فروند هواپیمای مجهز سپاه
ناوگان هوایی (وضعیت فعلی) جزئیات عمومی نشده، اما مجوزهای پروازی صادر شده است
تکنولوژی جدید (ترکیبی) استفاده هم‌زمان از پروازهای هوایی و ژنراتورهای زمینی
مواد مورد استفاده یدید نقره (Silver Iodide) – بر اساس سابقه عملیات
محدودیت و دیدگاه این طرح یک راه‌حل کمکی است، نه درمان قطعی کم‌آبی

توضیح و تحلیل شرایط (تا تاریخ امروز – آبان ۱۴۰۴):

اعلام آغاز عملیات بارورسازی ابرها در تهران و البرز در میانه پاییز ۱۴۰۴، بیش از آنکه یک خبر عادی عملیاتی باشد، نشان‌دهنده وضعیت بحرانی منابع آب در پایتخت است. سال‌هاست که کارشناسان نسبت به “ورشکستگی آبی” در فلات مرکزی ایران هشدار می‌دهند و استان‌های تهران و البرز، با وجود برخورداری از منابع آبی نسبتاً بهتر در گذشته، اکنون به دلیل بارگذاری بیش از حد جمعیت، توسعه ناپایدار صنایع و کشاورزی، و مهم‌تر از همه، تغییرات اقلیمی و کاهش چشمگیر بارش‌های مؤثر (برف در ارتفاعات)، به مرز بحران رسیده‌اند.

سدهای تأمین‌کننده آب تهران در ماه‌های گذشته با کمترین میزان ذخیره در دهه‌های اخیر روبرو بوده‌اند. این وضعیت، وزارت نیرو را بر آن داشته تا علاوه بر راهکارهای مدیریتی مانند سهمیه‌بندی، فشار آب و پروژه‌های انتقال آب، به گزینه‌های فناورانه مانند بارورسازی ابرها روی آورد.

نکته حائز اهمیت در خبر امسال، استفاده از روش ترکیبی (Hybrid Approach) است. در گذشته، تمرکز اصلی بر پرواز هواپیماها و پاشش مواد در دل ابرها بود. اما اکنون، استقرار “ژنراتورهای زمینی” در ارتفاعات البرز نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک است. این ژنراتورها، مواد بارورساز (احتمالاً یدید نقره) را به صورت دود به سمت بالا رها می‌کنند و جریان‌های هوایی کوهستانی (Orographic Lift) این مواد را به ارتفاعات و به درون ابرهای در حال شکل‌گیری می‌رسانند. این روش، اگرچه کنترل‌پذیری کمتری نسبت به هواپیما دارد، اما می‌تواند به صورت مداوم‌تر و با هزینه عملیاتی کمتری فعال باشد و پوشش بهتری در مناطق کوهستانی صعب‌العبور ایجاد کند.

تخصیص بودجه ۱۰ میلیارد تومانی (که با توجه به نرخ تورم و هزینه‌های عملیاتی پرواز، بودجه‌ای متوسط محسوب می‌شود) و همچنین اشاره به مشارکت هواپیمای اختصاصی نیروی هوافضای سپاه، نشان‌دهنده جدیتی است که در سطح حاکمیتی برای موفقیت این پروژه وجود دارد.

با این حال، خبر به‌درستی به محدودیت‌های این طرح اشاره می‌کند. هدف‌گذاری افزایش ۵ تا ۲۰ درصدی، یک بازه استاندارد جهانی است، اما باید توجه داشت که این افزایش “مشروط” است؛ یعنی ابتدا باید ابری وجود داشته باشد که قابلیت بارور شدن را دارد. بارورسازی ابرها نمی‌تواند در آسمان صاف، ابر ایجاد کند. این فناوری تنها می‌تواند کارایی بارش یک سیستم ابری موجود را کمی بهبود ببخشد.

بنابراین، در حالی که این عملیات می‌تواند در صورت اجرای دقیق و هم‌زمان با ورود سامانه‌های بارشی مناسب، به صورت موقت و موضعی به افزایش روان‌آب‌ها و ذخایر سدها کمک کند، جامعه علمی و کارشناسان مدیریت آب همچنان تأکید دارند که راه‌حل پایدار بحران آب ایران نه در آسمان، بلکه بر روی زمین و از طریق اصلاح الگوی مصرف، مدیریت تقاضا، بازچرخانی آب و توقف پروژه‌های توسعه‌ای آب‌بر نهفته است.


 

توضیحات کامل

 

برای درک عمیق موضوع، باید به این سوال پاسخ دهیم که “بارورسازی ابرها” (Cloud Seeding) دقیقاً چیست، چگونه عمل می‌کند و چه ابعادی دارد.

۱. بارورسازی ابرها چیست؟

بارورسازی ابرها، شکلی از “تعدیل آب و هوا” (Weather Modification) است که در آن تلاش می‌شود با افزودن مواد خاصی به ابرها، میزان یا نوع بارش (برف یا باران) را تغییر داد. هدف اصلی، افزایش کارایی ابر در تولید بارش است.

ابرها توده‌هایی از قطرات بسیار ریز آب یا بلورهای یخ هستند که در اتمسفر شناورند. این ذرات آنقدر سبک هستند که به سادگی سقوط نمی‌کنند. برای اینکه بارش اتفاق بیفتد، این ذرات ریز باید به اندازه‌ای بزرگ و سنگین شوند که گرانش زمین بر نیروی بالابرنده هوا غلبه کند و آن‌ها را به سمت زمین بکشد. این فرآیند به طور طبیعی اتفاق می‌افتد، اما اغلب ناکارآمد است. بسیاری از ابرها، به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک، عمر خود را تمام می‌کنند و بدون بارش از بین می‌روند.

بارورسازی ابرها تلاش می‌کند تا این فرآیند طبیعی را “تقویت” یا “تسریع” کند.

۲. مکانیسم علمی چگونه است؟ (ابر سرد و ابر گرم)

مکانیسم بارورسازی به نوع ابر بستگی دارد. ما دو نوع اصلی ابر داریم:

الف) بارورسازی ابرهای سرد (Cold Clouds):

این روش متداول‌ترین نوع بارورسازی در عرض‌های جغرافیایی میانه (مانند ایران) در فصول سرد است.

  • مفهوم کلیدی: آب اَبَرسرد (Supercooled Water): ابرهای سرد، ابرهایی هستند که دمای آن‌ها زیر صفر درجه سانتی‌گراد است (مثلاً ۱۰- تا ۲۰- درجه)، اما قطرات آب در آن‌ها هنوز یخ نزده‌اند. این قطرات در حالت “ابرسرد” هستند و به شدت ناپایدارند. آن‌ها برای یخ زدن به یک “هسته” یا “نقطه اتکا” نیاز دارند که به آن “هسته یخی” (Ice Nucleus) می‌گویند.
  • نقش یدید نقره (Silver Iodide – AgI): در طبیعت، ذرات گرد و غبار یا باکتری‌ها می‌توانند نقش هسته یخی را بازی کنند، اما اغلب تعداد آن‌ها کافی نیست. ماده “یدید نقره” به دلیل ساختار کریستالی شش‌ضلعی خود، شباهت بسیار زیادی به ساختار بلور یخ دارد.
  • فرآیند (Glaciogenic Seeding):
    1. هواپیما یدید نقره را (اغلب به صورت دود حاصل از سوختن فشفشه‌های مخصوص) در قسمت ابرسرد ابر رها می‌کند.
    2. قطرات آب ابرسرد، یدید نقره را به عنوان یک هسته یخی “تقلبی” شناسایی کرده و به سرعت به دور آن یخ می‌زنند.
    3. این فرآیند (که به آن “رسوب بخار” یا Deposition می‌گویند) بسیار سریع‌تر از فرآیند رشد قطرات آب است.
    4. بلور یخ ایجاد شده به سرعت بخار آب و قطرات ابرسرد اطراف را جذب کرده و سنگین و سنگین‌تر می‌شود.
    5. در نهایت، این بلور سنگین به شکل “برف” شروع به ریزش می‌کند.
    6. اگر در مسیر ریزش تا زمین، لایه‌های هوا گرم‌تر از صفر درجه باشند، برف ذوب شده و به “باران” تبدیل می‌شود (که در مورد تهران و البرز در پاییز، این سناریوی محتمل است).

ب) بارورسازی ابرهای گرم (Warm Clouds):

این روش در مناطق گرمسیری یا در تابستان استفاده می‌شود، جایی که دمای ابرها بالای صفر درجه است.

  • مفهوم کلیدی: برخورد و ادغام (Collision-Coalescence): در ابرهای گرم، بارش زمانی رخ می‌دهد که قطرات بزرگ‌تر در حین سقوط با قطرات کوچک‌تر برخورد کرده و آن‌ها را جذب می‌کنند تا سنگین‌تر شوند.
  • نقش نمک (Salt): در این روش، از مواد “نم‌گیر” (Hygroscopic) مانند نمک طعام (کلرید سدیم) یا کلرید کلسیم استفاده می‌شود.
  • فرآیند (Hygroscopic Seeding):
    1. ذرات درشت نمک به پایه ابر تزریق می‌شوند.
    2. این ذرات به سرعت رطوبت را جذب کرده و به قطرات آب بزرگ (اما شور) تبدیل می‌شوند.
    3. این قطرات بزرگ، فرآیند برخورد و ادغام را خیلی سریع‌تر از حالت طبیعی آغاز می‌کنند و با جذب قطرات کوچک‌تر، به سرعت به اندازه بارش می‌رسند.

۳. روش‌های اجرا (Delivery Methods):

خبر به دو روش اشاره کرده است که هر دو در ایران استفاده می‌شوند:

  • ۱. هوایی (Aircraft Seeding):
    • هواپیماها (مانند آنتونوف ۲۶): این هواپیماها مجهز به فشفشه (Flares) در زیر بال‌ها یا ژنراتورهای پخش در داخل هواپیما هستند. آن‌ها به ارتفاع مناسب (درون لایه ابرسرد) پرواز می‌کنند و مواد را مستقیماً در “منطقه هدف” ابر تزریق می‌کنند.
    • مزایا: دقت بالا در هدف‌گیری ابر، امکان اندازه‌گیری مستقیم پارامترهای ابر.
    • معایب: هزینه عملیاتی بالا (سوخت، استهلاک، خدمه)، محدودیت پرواز در شرایط جوی بسیار بد، نیاز به مجوزهای پروازی پیچیده (که در خبر به اخذ آن‌ها اشاره شده).
    • چرا آنتونوف ۲۶؟ این مدل هواپیما (یا مشابه آن) به دلیل توانایی پرواز در ارتفاعات متوسط با سرعت نسبتاً کم، پایداری در هوای متلاطم و داشتن سیستم‌های ضد یخ قوی، برای این مأموریت مناسب است.
  • ۲. زمینی (Ground-Based Generators):
    • ژنراتورهای زمینی: این دستگاه‌ها (که در خبر به استقرار آن‌ها در ارتفاعات البرز اشاره شده) محلولی حاوی یدید نقره را می‌سوزانند و دود آن را رها می‌کنند.
    • مکانیسم: این روش به شدت به توپوگرافی و باد وابسته است. ژنراتورها باید در مناطقی (مانند دامنه‌های بادگیر کوهستان) مستقر شوند که جریان هوای صعودی (Orographic Lift) بتواند ذرات را به ارتفاع مناسب (سطح انجماد) برساند تا وارد ابرها شوند.
    • مزایا: هزینه عملیاتی بسیار پایین‌تر، امکان فعالیت مداوم (حتی ۲۴ ساعته) در زمان عبور یک سیستم جوی.
    • معایب: کنترل بسیار کمتر بر روی محل دقیق تأثیرگذاری مواد، اتکای کامل به شرایط باد، هدررفت احتمالی مواد در صورت عدم رسیدن به ابر.

۴. چالش بزرگ: اثبات کارایی

بزرگترین چالش علمی بارورسازی ابرها، “اثبات” این است که بارشی که رخ داده، واقعاً ناشی از عملیات بوده است. چگونه می‌توان فهمید که اگر ابر بارور نمی‌شد، چقدر می‌بارید؟

پاسخ به این سوال نیازمند طراحی‌های آماری بسیار پیچیده (مانند پروژه‌های تصادفی‌سازی شده هدف-کنترل) است. به همین دلیل، برآورد افزایش ۵ تا ۲۰ درصدی، یک عدد قطعی برای یک پرواز خاص نیست، بلکه یک میانگین آماری است که در صورت اجرای موفق ده‌ها عملیات در طول یک فصل، ممکن است حاصل شود.


 

تاریخچه ارائه

 

تاریخچه بارورسازی ابرها داستانی جذاب از کشف علمی، کاربرد نظامی و تلاش برای مهار طبیعت است که هم در سطح جهانی و هم در ایران قابل بررسی است.

۱. تاریخچه جهانی

  • دهه ۱۹۴۰ (تولد فناوری):
    • ۱۹۴۶: نقطه عطف تاریخ. دکتر وینسنت شفر (Vincent Schaefer)، شیمیدانی که در آزمایشگاه جنرال الکتریک (GE) در نیویورک کار می‌کرد، در حال آزمایش بر روی یک محفظه سرد (فریزر) برای شبیه‌سازی ابرها بود. او از هوای بازدم خود ابر ایجاد کرد اما نتوانست آن را یخ بزند. او برای سرد کردن بیشتر محفظه، یک تکه “یخ خشک” (دی‌اکسید کربن جامد) داخل آن انداخت.
    • کشف بزرگ: بلافاصله، میلیون‌ها بلور یخ کوچک در محفظه درخشیدند. شفر کشف کرده بود که یخ خشک (با دمای ۷۸- درجه سانتی‌گراد) می‌تواند به سرعت آب ابرسرد را به بلور یخ تبدیل کند.
    • چند ماه بعد، همکار او، دکتر برنارد ونگوت (Bernard Vonnegut) (برادر نویسنده معروف، کرت ونگوت)، کشف کرد که “یدید نقره” (AgI) به دلیل ساختار بلوری مشابه یخ، می‌تواند همین کار را در دماهای کمی پایین‌تر (حدود ۵- درجه) انجام دهد.
    • ۱۹۴۷: اولین آزمایش میدانی بزرگ (پروژه سیروس – Project Cirrus) با همکاری ارتش آمریکا انجام شد و با پاشیدن یخ خشک روی یک ابر، بارش برف مشاهده شد.
  • دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ (عصر خوش‌بینی و کاربرد نظامی):
    • این فناوری به سرعت در سراGر جهان، از جمله استرالیا و روسیه، مورد توجه قرار گرفت.
    • در آمریکا، از این فناوری برای افزایش ذخایر برفی در کوه‌های راکی (برای تأمین آب کشاورزی) استفاده شد.
    • پروژه Popeye (جنگ ویتنام): ارتش آمریکا در عملیاتی محرمانه به نام “عملیات پوپای” (۱۹۶۷-۱۹۷۲)، ابرها را بر فراز “مسیر هوشی‌مین” بارور کرد تا با افزایش بارندگی و ایجاد گل‌ولای، حمل‌ونقل نیروهای ویتنام شمالی را مختل کند. این اقدام بعدها منجر به تصویب “کنوانسیون اصلاح محیط زیست” (ENMOD) در سازمان ملل شد که استفاده نظامی از تعدیل آب و هوا را ممنوع کرد.
  • دهه ۱۹۸۰ تا امروز (عصر علم‌گرایی و چالش‌ها):
    • پس از خوش‌بینی اولیه، تردیدهای علمی در مورد کارایی واقعی و آمارپذیر بودن نتایج افزایش یافت.
    • امروزه، بیش از ۵۰ کشور جهان پروژه‌های باروری ابرها را اجرا می‌کنند. چین بزرگترین برنامه جهانی را دارد و به طور گسترده (مانند المپیک ۲۰۰۸ پکن برای جلوگیری از بارش یا ایجاد بارش) از آن استفاده می‌کند. امارات متحده عربی (به ویژه دبی) سرمایه‌گذاری هنگفتی در باروری ابرهای گرم (با نمک) انجام داده است.

۲. تاریخچه در ایران

تاریخچه بارورسازی ابرها در ایران نیز به دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی تقسیم می‌شود:

  • دوره پهلوی (دهه ۱۳۵۰):
    • ایران از اواسط دهه ۱۳۴۰ و به طور جدی‌تر از اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰ میلادی)، هم‌زمان با بسیاری از کشورهای پیشرو، به دلیل مواجهه با دوره‌های خشکسالی، به این فناوری علاقه‌مند شد.
    • گزارش‌هایی از اجرای پروژه‌هایی با همکاری شرکت‌های خارجی (احتمالاً آمریکایی یا کانادایی) در آن دوران وجود دارد. این عملیات‌ها عمدتاً با هدف افزایش ذخایر سدها انجام می‌شد.
    • با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و پس از آن جنگ تحمیلی، این پروژه‌ها به طور کامل متوقف شدند و دانش فنی و تجهیزات آن دوره عملاً از بین رفت.
  • دوره پس از انقلاب (از دهه ۱۳۷۰ تا امروز):
    • دهه ۱۳۷۰ (آغاز مجدد): با تشدید بحران آب در فلات مرکزی، به‌ویژه در استان یزد، ایده بارورسازی ابرها مجدداً مطرح شد.
    • ۱۳۷۵-۱۳۷۷: مطالعات اولیه توسط وزارت نیرو آغاز شد.
    • ۱۳۷۸: اولین پروازهای آزمایشی (پس از انقلاب) با همکاری و نظارت سازمان هواشناسی و وزارت نیرو، احتمالاً با هواپیماهای نظامی، در مناطقی مانند یزد انجام شد.
    • دهه ۱۳۸0 (تأسیس مرکز ملی):
      • با توجه به نتایج مثبت اولیه و نیاز مبرم، “مرکز ملی تحقیقات و مطالعات باروری ابرها” در سال ۱۳۸۲ به صورت رسمی در یزد تأسیس شد. این مرکز به قطب علمی و عملیاتی این فناوری در ایران تبدیل شد.
      • خرید هواپیماها: در همین دوران (اوایل دهه ۱۳۸۰)، ایران اقدام به خرید هواپیماهای مناسب برای این کار کرد. بر اساس گزارش‌های موجود، دو فروند هواپیمای آنتونوف ۲۶ (Antonov An-26) (که در خبر نیز به آن اشاره شده) از روسیه خریداری و برای عملیات بارورسازی تجهیز شدند.
      • این هواپیماها در اختیار مرکز ملی باروری ابرها (زیرمجموعه وزارت نیرو) قرار گرفتند و عملیات‌ها در استان‌های مختلفی مانند یزد، اصفهان، کرمان، فارس، آذربایجان شرقی و غربی (برای کمک به دریاچه ارومیه) و چهارمحال و بختیاری اجرا شد.
    • دهه ۱۳۹۰ (چالش‌ها و ادامه فعالیت):
      • فعالیت‌ها ادامه یافت، اما با چالش‌هایی مانند تحریم‌ها (برای تأمین قطعات هواپیما)، هزینه‌های بالای عملیاتی و بحث‌های کارشناسی در مورد میزان اثربخشی مواجه شد.
      • در مقاطعی، به دلیل مشکلات فنی یا بودجه‌ای، پروازها متوقف یا محدود می‌شدند.
    • دهه ۱۴۰۰ (ورود نهادهای جدید و روش ترکیبی):
      • خبر سال ۱۴۰۴ نشان‌دهنده ورود به فاز جدیدی است. اشاره به “هواپیمای اختصاصی نیروی هوافضای سپاه” نشان می‌دهد که ناوگان هوایی این عملیات، فراتر از دو هواپیمای آنتونوف وزارت نیرو، در حال تقویت است. این امر می‌تواند به پایداری و گستردگی عملیات‌ها کمک کند.
      • همچنین، تأکید بر “ژنراتورهای زمینی” در کنار پروازها، نشان‌دهنده بلوغ عملیاتی و تلاش برای بهینه‌سازی هزینه و پوشش (به‌ویژه در توپوگرافی پیچیده البرز) است.

تاریخچه در ایران نشان می‌دهد که این کشور نزدیک به سه دهه تجربه مدرن در این زمینه دارد و اکنون در حال گذار به سمت عملیات‌های ترکیبی و با پشتوانه قوی‌تر فناورانه و لجستیکی است.


 

مثال های تجربی

 

مثال‌های تجربی (Case Studies) به ما کمک می‌کنند تا ببینیم این فناوری در دنیای واقعی چگونه و با چه هدفی به کار گرفته شده است. این مثال‌ها هم شامل موفقیت‌های ادعاشده و هم پروژه‌های مستمر هستند.

۱. چین (المپیک ۲۰۰۸ پکن و استفاده در مقیاس وسیع)

  • زمینه: چین بزرگترین و گسترده‌ترین برنامه بارورسازی ابرها در جهان را دارد. این کشور به شدت به منابع آب وابسته است و با بیابان‌زایی نیز مقابله می‌کند.
  • مثال المپیک: مشهورترین نمونه، المپیک تابستانی ۲۰۰۸ پکن است. دولت چین نگران بود که بارش باران در مراسم افتتاحیه، این رویداد باشکوه را خراب کند.
  • عملیات: آن‌ها سیستمی پیچیده از رادارها، هواپیماها و بیش از ۱۱۰۰ راکت‌انداز زمینی را در اطراف پکن مستقر کردند.
  • هدف دوگانه:
    1. بارش‌زایی پیشگیرانه (Rain Enhancement): در روزهای قبل از مراسم، ابرها را در مسیر رسیدن به پکن بارور می‌کردند تا بار خود را “زودتر” و “قبل از” رسیدن به استادیوم خالی کنند.
    2. سرکوب بارش (Hail Suppression/Rain Suppression): در لحظات نزدیک به مراسم، با تزریق بیش از حد یدید نقره (Over-seeding)، به جای ایجاد بلورهای بزرگ برف، میلیون‌ها بلور یخ بسیار کوچک ایجاد می‌کردند. این بلورها آنقدر کوچک بودند که فرصت رشد و سنگین شدن پیدا نمی‌کردند و یا به صورت نم‌نم بسیار سبک می‌باریدند یا اصلاً نمی‌باریدند (و به صورت ذرات یخ در هوا معلق می‌ماندند).
  • نتیجه: مراسم افتتاحیه در هوای خشک برگزار شد. اگرچه اثبات قطعی اینکه این عملیات باعث عدم بارش بوده دشوار است، اما این یکی از مشهورترین نمایش‌های قدرت در زمینه تعدیل آب و هوا بود.

۲. امارات متحده عربی (باران در بیابان)

  • زمینه: امارات، به‌ویژه دبی و ابوظبی، در یکی از خشک‌ترین مناطق جهان قرار دارند و وابستگی شدیدی به آب شیرین‌کن‌های بسیار گران‌قیمت دارند.
  • روش: آن‌ها بر روی باروری “ابرهای گرم” (Warm Clouds) تمرکز دارند، زیرا در آب و هوای گرم آن‌ها، ابرهای سرد (زیر صفر) کمیاب هستند.
  • عملیات: آن‌ها از هواپیماهایی استفاده می‌کنند که به جای یدید نقره، “نمک” (عمدتاً کلرید پتاسیم و کلرید سدیم) را به شکل ذرات بسیار ریز به پایه‌های ابرهای در حال رشد (کومولوس) تزریق می‌کنند.
  • هدف: همانطور که در بخش “توضیحات کامل” گفته شد، این ذرات نمک، رطوبت را جذب کرده و فرآیند “برخورد و ادغام” را تسریع می‌کنند.
  • نتیجه: امارات به طور مداوم پروازهای بارورسازی را انجام می‌دهد و ویدئوهای متعددی از بارش‌های سنگین در مناطق بیابانی پس از این عملیات‌ها منتشر می‌کند. این کشور اکنون یکی از مراکز پیشرو در تحقیقات باروری ابرهای گرم در جهان است.

۳. ایالات متحده (برف برای اسکی و کشاورزی)

  • زمینه: در غرب آمریکا، به‌ویژه در ایالت‌هایی مانند کلرادو، وایومینگ و یوتا، بخش عمده آب در طول سال از ذوب شدن “برف‌چال” (Snowpack) کوهستان‌ها در بهار و تابستان تأمین می‌شود.
  • عملیات: برنامه‌های بارورسازی ابرها در این مناطق (مانند کوه‌های راکی) بیش از ۵۰ سال است که در حال اجرا هستند.
  • روش: آن‌ها عمدتاً از “ژنراتورهای زمینی” (مانند همان چیزی که در البرز برنامه‌ریزی شده) استفاده می‌کنند. این ژنراتورها در ارتفاعات کوهستانی قرار دارند و در طول طوفان‌های زمستانی، یدید نقره را در مسیر باد رها می‌کنند تا به ابرها برسد.
  • هدف: هدف آن‌ها “باران” نیست، بلکه افزایش “بارش برف” (Snowfall) است.
  • نتیجه: پیست‌های اسکی برای داشتن برف بیشتر و کشاورزان در دشت‌ها برای داشتن آب بیشتر در تابستان، حامیان مالی اصلی این پروژه‌ها هستند. مطالعات آماری طولانی‌مدت در این مناطق (مانند پروژه تحقیقاتی SNOWIE) نشان‌دهنده افزایش متوسط ۵ تا ۱۵ درصدی در بارش برف در مناطق هدف بوده است.

۴. ایران (عملیات در استان یزد)

  • زمینه: استان یزد، به عنوان مرکز جغرافیایی ایران و یکی از خشک‌ترین استان‌های کشور، محل تأسیس “مرکز ملی باروری ابرها” بوده است.
  • عملیات: از اوایل دهه ۱۳۸۰، پروازهای متعددی با استفاده از هواپیماهای آنتونوف بر فراز حوضه‌های آبریز یزد انجام شده است.
  • هدف: افزایش بارش و تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و کمک به منابع آب شرب.
  • روش: استفاده از یدید نقره برای باروری ابرهای سردی که عمدتاً در فصول سرد (اواخر پاییز و زمستان) از غرب کشور وارد می‌شوند.
  • نتیجه: مسئولان مرکز ملی باروری ابرها در گزارش‌های مختلف، اثربخشی این عملیات را در افزایش بارش (در همان بازه ۱۰ تا ۲۰ درصد) مثبت ارزیابی کرده‌اند. اگرچه یزد همچنان با بحران شدید آب مواجه است (که نشان می‌دهد این روش مکمل است)، اما تجربیات به‌دست‌آPمده در یزد، پایه و اساس اجرای پروژه‌ها در سایر استان‌ها، از جمله عملیات کنونی تهران و البرز، بوده است.

 

مثال های تخصصی

 

مثال‌های تخصصی به جنبه‌های فنی، شیمیایی و آماری پیچیده‌تر این فرآیند می‌پردازند و نشان می‌دهند که چرا این علم، بسیار دقیق و چالش‌برانگیز است.

۱. چالش آماری: تفکیک سیگنال از نویز (Signal vs. Noise)

  • موضوع: چگونه می‌فهمیم بارورسازی موفق بوده است؟
  • مثال تخصصی: طراحی تصادفی‌شده (Randomized Crossover Design):
    • در پروژه‌های علمی معتبر، برای اثبات کارایی، از روش‌های آماری دقیق استفاده می‌شود. یک روش متداول، انتخاب دو منطقه هدف مشابه (Target Area) و یک منطقه کنترل (Control Area) است که تحت تأثیر بارورسازی قرار نمی‌گیرد.
    • اما روش پیشرفته‌تر، “تصادفی‌سازی” است. فرض کنید یک سیستم ابری در حال نزدیک شدن است. یک کامپیوتر (یا پرتاب سکه) به صورت تصادفی تصمیم می‌گیرد که آیا این ابر خاص بارور “بشود” (Seed) یا “نشود” (No-Seed).
    • پس از ده‌ها یا صدها مورد (Case) در طول چند سال، آمارشناسان میزان بارش در موارد “Seed” را با موارد “No-Seed” مقایسه می‌کنند.
    • چالش: بارش باران به طور طبیعی یک پدیده بسیار متغیر (پر نویز) است. یک طوفان می‌تواند ۵ میلی‌متر ببارد و طوفان بعدی ۳۰ میلی‌متر. اثبات اینکه افزایش ۱۰ درصدی (مثلاً تبدیل ۵ به ۵.۵) ناشی از بارورسازی بوده و نه صرفاً تغییرپذیری طبیعی، نیازمند حجم نمونه (Sample Size) بسیار بالایی است. به همین دلیل است که قضاوت در مورد موفقیت یک عملیات واحد (مانند یک پرواز در تهران) از نظر علمی تقریباً غیرممکن است و اثربخشی فقط در “بلندمدت” قابل سنجش است.

۲. شیمی تخصصی: چرا یدید نقره (AgI)؟

  • موضوع: دلیل انتخاب AgI و نحوه عملکرد آن در سطح مولکولی.
  • مثال تخصصی: هم‌ریختی کریستالی (Crystalline Isomorphism):
    • همانطور که گفته شد، یدید نقره (AgI) به عنوان “هسته یخی” عمل می‌کند. اما چرا اینقدر خوب است؟
    • پاسخ در “هم‌ریختی” (شباهت ساختاری) آن با یخ نهفته است. یخ آب (Ice-Ih) دارای ساختار کریستالی شش‌ضلعی (Hexagonal) است.
    • ساختار کریستالی یدید نقره (در فاز بتا و گاما) نیز به طرز شگفت‌آوری شبیه به یخ است. پارامترهای شبکه (Lattice parameters) آن‌ها بسیار نزدیک است.
    • این شباهت باعث می‌شود که مولکول‌های آب ابرسرد، سطح کریستال AgI را با سطح یک بلور یخ موجود “اشتباه” بگیرند و به راحتی روی آن بنشینند و فاز خود را از مایع به جامد تغییر دهند.
    • آستانه دمایی: این فرآیند (Nucleation) با یدید نقره در دمای حدود ۴- درجه سانتی‌گراد آغاز می‌شود. این در حالی است که آب خالص ابرسرد در طبیعت ممکن است تا ۳۸- درجه هم یخ نزند! یدید نقره با بالا آوردن دمای یخ‌زدگی، فرآیند را به شدت تسریع می‌کند. این همان کاری است که هواپیمای آنتونوف با تزریق AgI در لایه‌های میانی ابر (جایی که دما مثلاً ۱۰- درجه است) انجام می‌دهد.

۳. فیزیک تخصصی: ژنراتورهای زمینی و توپوگرافی

  • موضوع: علم پشت پرتاب‌کننده‌های زمینی در ارتفاعات البرز.
  • مثال تخصصی: صعود کوهستانی (Orographic Lift) و زمان اقامت (Residence Time):
    • خبر می‌گوید ژنراتورها در “ارتفاعات البرز” مستقر می‌شوند. این یک انتخاب حیاتی است.
    • صعود کوهستانی: زمانی که یک توده هوای مرطوب (که از غرب یا شمال به تهران می‌رسد) به رشته‌کوه البرز برخورد می‌کند، مجبور به “صعود” می‌شود. هنگام صعود، هوا سرد شده، به نقطه شبنم می‌رسد و ابر تشکیل می‌شود.
    • مکانیسم: ژنراتورهای زمینی در دامنه‌های بادگیر (Windward) مستقر می‌شوند. آن‌ها ذرات AgI را به صورت دود رها می‌کنند. این ذرات توسط جریان هوای صعودی، به همراه هوای مرطوب، به سمت بالا و به درون ابر در حال شکل‌گیری رانده می‌شوند.
    • چالش (زمان): این فرآیند باید زمان‌بندی دقیقی داشته باشد. ذرات باید زمانی به ارتفاع انجماد (Freezing Level) برسند که ابر در آنجا در حال توسعه است. اگر باد خیلی شدید باشد، ذرات پراکنده می‌شوند. اگر باد خیلی ضعیف باشد، ذرات به ارتفاع کافی نمی‌رسند.
    • کاربرد: این روش برای “طوفان‌های زمستانی” که به کوه‌ها برخورد می‌کنند، ایده‌آل است. هدف در اینجا، افزایش بارش (به‌ویژه برف) دقیقاً بر روی حوضه آبریز سدهای کرج (امیرکبیر) و لتیان است که در دامنه‌های البرز قرار دارند.

۴. چالش زیست‌محیطی: سمیت یدید نقره

  • موضوع: آیا این عملیات سمی است؟
  • مثال تخصصی: غلظت و تجمع زیستی (Concentration & Bioaccumulation):
    • ید (Iodine) یک عنصر ضروری برای بدن است، اما “نقره” (Silver) یک فلز سنگین است و در غلظت‌های بالا می‌تواند سمی باشد (آرژیریا).
    • غلظت: تحقیقات بسیار گسترده‌ای (به‌ویژه در آمریکا) در دهه‌های گذشته انجام شده است. نتیجه‌گیری عمومی این است که غلظت نقره‌ای که از طریق بارورسازی ابرها به آب‌های سطحی یا خاک می‌رسد، “بسیار بسیار پایین” است. این غلظت معمولاً چندین مرتبه (Order of Magnitude) پایین‌تر از استانداردهای آب آشامیدنی تعیین شده توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) یا EPA آمریکا است.
    • تجمع: نگرانی اصلی “تجمع زیستی” در موجودات آبزی (مانند ماهی‌ها) در کف رودخانه‌ها یا سدها است. با این حال، مطالعات بلندمدت در مناطقی که ده‌ها سال بارورسازی شده‌اند (مانند کلرادو)، شواهد معناداری از تجمع خطرناک نقره در زنجیره غذایی نشان نداده‌اند.
    • نتیجه‌گیری تخصصی: با اینکه یدید نقره “ذاتاً” سمی است، اما “میزان دوز مصرفی” (Dose) در عملیات بارورسازی آنقدر ناچیز است که عموماً “بی‌خطر” (Negligible Risk) تلقی می‌شود. با این حال، پایش مستمر آب سدها (مانند سدهای تهران) پس از عملیات، یک اقدام احتیاطی استاندارد است.

 

جداول مفید

 

در ادامه، سه جدول مفید برای درک بهتر ابعاد فنی، مقایسه‌ای و زیست‌محیطی بارورسازی ابرها ارائه شده است.

جدول ۱: مقایسه مواد اصلی بارورسازی ابرها

این جدول به مقایسه دو ماده اصلی مورد استفاده در بارورسازی (یدید نقره و یخ خشک) و روش ابرهای گرم می‌پردازد.

مشخصه بارورسازی یخ‌ساز (Glaciogenic) بارورسازی یخ‌ساز (Glaciogenic) بارورسازی نم‌گیر (Hygroscopic)
ماده اصلی یدید نقره (Silver Iodide – AgI) یخ خشک (Dry Ice – Solid CO₂) نمک‌ها (Salts – e.g., NaCl, KCl)
نوع ابر هدف ابر سرد (دمای ۰ تا ۲۰- درجه) ابر سرد (دمای ۰ تا ۱۰- درجه) ابر گرم (دمای بالای ۰ درجه)
مکانیسم هسته‌زایی ناهمگن (Heterogeneous Nucleation)

(به عنوان هسته یخی تقلبی عمل می‌کند)

هسته‌زایی همگن (Homogeneous Nucleation)

(محیط را تا ۷۸- درجه سرد کرده و مستقیماً بلور یخ ایجاد می‌کند)

جذب رطوبت (Hygroscopic)

(ایجاد قطرات بزرگ برای تسریع برخورد و ادغام)

روش اجرا هواپیما (فشفشه)، ژنراتور زمینی فقط هواپیما (پاشش مستقیم) هواپیما (پاشش در پایه ابر)
مزایا در دماهای نسبتاً گرم (نزدیک صفر) کار می‌کند، قابل استفاده از زمین بسیار کارآمد و سریع‌الاثر است تنها روش مؤثر برای ابرهای گرم
معایب نگرانی‌های (هرچند اندک) زیست‌محیطی در مورد نقره نیاز به حمل در دمای بسیار پایین، اثر موضعی و کوتاه‌مدت خورندگی تجهیزات هواپیما، نیاز به حجم زیاد مواد
کاربرد در ایران روش اصلی و متداول (مورد اشاره در خبر) کمتر متداول است در مناطق گرمسیری (جنوب کشور) قابل استفاده است

جدول ۲: مقایسه روش‌های اجرا (هوایی در مقابل زمینی)

خبر به استفاده “ترکیبی” از روش هوایی و زمینی در تهران اشاره دارد. این جدول مزایا و معایب هر کدام را نشان می‌دهد.

ویژگی اجرا توسط هواپیما (Aircraft Seeding) اجرا توسط ژنراتور زمینی (Ground Generators)
تجهیزات هواپیمای مجهز (آنتونوف ۲۶، هواپیمای سپاه) دستگاه‌های ثابت یا متحرک روی زمین
دقت هدف‌گیری بسیار بالا (می‌تواند دقیقاً وارد ابر هدف شود) پایین (وابسته به باد و توپوگرافی)
هزینه عملیاتی بسیار بالا (سوخت، خدمه، نگهداری) بسیار پایین (نیاز به سوخت و اپراتور)
انعطاف‌پذیری بالا (می‌تواند به دنبال ابرها برود) پایین (فقط در مکان ثابت کار می‌کند)
پوشش زمانی محدود به زمان پرواز (چند ساعت) مداوم (می‌تواند ۲۴ ساعت در طول طوفان فعال باشد)
بهترین کاربرد هدف‌گیری ابرهای خاص، تحقیقات علمی پوشش مداوم حوضه‌های آبریز کوهستانی (مانند البرز)
چالش اصلی مجوزهای پروازی، خطر پرواز در هوای بد اطمینان از رسیدن مواد به ارتفاع و مکان مناسب در ابر

جدول ۳: ارزیابی ریسک و مزایای عملیات تهران (سال ۱۴۰۴)

این جدول به طور خاص به ارزیابی پروژه ذکر شده در خبر می‌پردازد.

جنبه ارزیابی مزایای بالقوه (Pros) چالش‌ها و ریسک‌ها (Cons)
منابع آب افزایش ۵ تا ۲۰ درصدی بارش (در صورت موفقیت) بر روی حوضه سدهای لتیان و امیرکبیر. موفقیت قطعی نیست و به وجود سامانه‌های بارشی “مناسب” وابسته است.
هزینه (بودجه ۱۰ میلیارد تومانی) اگر منجر به ذخیره چند میلیون متر مکعب آب شود، بسیار ارزان‌تر از انتقال آب یا آب شیرین‌کن است. اگر سامانه‌های بارشی مناسب وارد نشوند، بودجه بدون نتیجه ملموس هزینه شده است.
فنی (روش ترکیبی) استفاده هم‌زمان از ژنراتور زمینی (پوشش مداوم) و هواپیما (دقت) می‌تواند شانس موفقیت را بالا ببرد. هماهنگی بین تیم هوایی و زمینی و تحلیل داده‌های هر دو، پیچیده است.
اجتماعی / روانی نشان می‌دهد که دولت در حال انجام “اقدامی” برای مقابله با کم‌آبی است (کاهش فشار اجتماعی). ایجاد “امید کاذب” به اینکه فناوری مشکل را حل می‌کند و غفلت از مدیریت مصرف.
زیست‌محیطی (مزیت مستقیمی ندارد) ریسک ناچیز آلودگی نقره (باید پایش شود).

بحث “سرقت آب”: این نگرانی که افزایش بارش در تهران، بارش در استان‌های پایین‌دست (مانند سمنان) را کاهش می‌دهد (اگرچه از نظر علمی ثابت نشده).


 

سوالات متداول

 

در این بخش به پرسش‌های رایج در مورد خبر آغاز بارورسازی ابرها در تهران و البرز پاسخ داده می‌شود.

۱. آیا عملیات بارورسازی ابرها می‌تواند مشکل کم‌آبی تهران را به طور کامل حل کند؟

خیر، مطلقاً. همانطور که در خود خبر و توسط کارشناسان تأکید شده، بارورسازی ابرها در بهترین حالت یک “راه‌حل مکمل” و “کمکی” است. هدف‌گذاری جهانی این فناوری، افزایش ۵ تا ۲۰ درصدی بارش از ابرهایی است که به هر حال قرار بوده ببارند. این فناوری نمی‌تواند یک دوره خشکسالی طولانی‌مدت را جبران کند. راه‌حل اصلی بحران آب تهران و ایران، در “مدیریت تقاضا” (اصلاح الگوی مصرف کشاورزی، صنعت و شرب)، کاهش هدررفت و بازچرخانی آب نهفته است.

۲. آیا بارورسازی ابرها می‌تواند “ابر” ایجاد کند؟

خیر. این یک تصور کاملاً اشتباه است. بارورسازی ابرها فقط بر روی ابرهای “موجود” که دارای رطوبت کافی و شرایط دمایی مناسب (آب ابرسرد) هستند، کار می‌کند. در یک آسمان صاف و آبی، این فناوری هیچ کاربردی ندارد. به همین دلیل، عملیات بارورسازی معمولاً درست قبل یا در حین ورود یک سامانه بارشی فعال انجام می‌شود.

۳. چرا بودجه ۱۰ میلیارد تومانی برای این کار در نظر گرفته شده؟ آیا گران نیست؟

هزینه‌های این عملیات شامل هزینه‌های پرواز (سوخت هواپیما، استهلاک)، هزینه خدمه پروازی و فنی، خرید و نگهداری مواد شیمیایی (یدید نقره) و هزینه‌های نگهداری ژنراتورهای زمینی است. در مقایسه با هزینه‌های گزینه‌های دیگر تأمین آب، مانند ساخت سد جدید (هزاران میلیارد تومان)، انتقال آب بین حوضه‌ای یا تصفیه و شیرین‌سازی آب، بودجه ۱۰ میلیاردی برای تأمین بخشی از آب شرب پایتخت، “گران” محسوب نمی‌شود؛ البته به شرطی که اثربخش باشد.

۴. آیا مواد مورد استفاده (یدید نقره) سمی هستند و محیط زیست را آلوده می‌کنند؟

این یکی از رایج‌ترین نگرانی‌هاست. نقره به عنوان یک فلز سنگین شناخته می‌شود. با این حال، تحقیقات علمی گسترده در دهه‌های اخیر نشان داده است که غلظت یدید نقره‌ای که در این عملیات‌ها استفاده می‌شود و در نهایت از طریق بارش به زمین می‌رسد، “بسیار ناچیز” است و معمولاً ده‌ها تا صدها برابر کمتر از استانداردهای مجاز آب آشامیدنی است. سازمان‌های معتبر زیست‌محیطی، ریسک آن را در این سطح از استفاده، قابل اغماض می‌دانند، اگرچه پایش مداوم (Monitoring) توصیه می‌شود.

۵. آیا بارورسازی ابرها در تهران، باعث “دزدیدن” باران از استان‌های دیگر (مانند مازندران یا سمنان) نمی‌شود؟

این یک بحث علمی-اجتماعی پیچیده است. مخالفان این نظریه معتقدند که ابرها فقط بخش بسیار کوچکی (حدود ۱۰ درصد) از رطوبت عبوری در جو را به بارش تبدیل می‌کنند. بارورسازی این کارایی را کمی (مثلاً به ۱۱ درصد) افزایش می‌دهد و ۹۰ درصد رطوبت همچنان در جو باقی می‌ماند تا به مناطق دیگر برود.

اما این نگرانی وجود دارد که اگر شما رطوبت را در بالادست (تهران و البرز) بگیرید، چیزی برای پایین‌دست (دشت‌های گرمسار و سمنان) باقی نمی‌ماند. در حال حاضر، اجماع علمی قاطعی وجود ندارد که بارورسازی در یک منطقه، مستقیماً باعث خشکسالی در منطقه مجاور می‌شود، اما این یک نگرانی سیاسی و اجتماعی معتبر است.

۶. چرا از هواپیماهای روسی آنتونوف ۲۶ استفاده می‌شود؟

این هواپیماها در زمان تأسیس مرکز ملی باروری ابرها (اوایل دهه ۱۳۸۰) خریداری شدند. مدل An-26 یک هواپیمای ترابری نظامی-غیرنظامی دو موتوره، جان‌سخت و قابل اعتماد است که می‌تواند با سرعت نسبتاً کم پرواز کند، در شرایط آب و هوایی بد (از جمله شرایط یخبندان) پایداری خوبی دارد و فضای کافی برای حمل تجهیزات بارورسازی و اپراتورها را داراست. این انتخاب در آن زمان، یک گزینه مقرون‌به‌صرفه و در دسترس برای ایران بوده است.

۷. تفاوت عملیات امسال (۱۴۰۴) با سال‌های قبل چیست؟

دو تفاوت کلیدی در خبر ذکر شده است:

  1. ورود هواپیمای سپاه: اشاره به تجهیز هواپیمای اختصاصی از نیروی هوافضای سپاه نشان‌دهنده تقویت ناوگان هوایی و اراده جدی‌تر برای اجرای عملیات است.
  2. روش ترکیبی: تأکید بر استفاده “هم‌زمان” از هواپیما و “ژنراتورهای زمینی” در ارتفاعات البرز، یک پیشرفت تاکتیکی است. این کار پوشش منطقه را افزایش داده و هزینه را در مقابل اثربخشی بهینه می‌کند.

۸. عملیات دقیقاً از چه تاریخی آغاز می‌شود و ما کی منتظر باران باشیم؟

خبر می‌گوید عملیات “آغاز شده” و مجوزها صادر شده است. این به آن معنا نیست که از فردا هر روز باران می‌آید. تیم‌های عملیاتی (رادار، هواشناسی و پرواز) منتظر ورود “سامانه‌های بارشی مناسب” به تهران و البرز می‌مانند. به محض اینکه رادارها تشخیص دهند ابری با پتانسیل بالا (رطوبت کافی، دمای مناسب) در حال ورود است، هواپیماها به پرواز درمی‌آیند یا ژنراتورهای زمینی روشن می‌شوند. بنابراین، “منتظر باران بودن” باید هم‌زمان با پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی باشد؛ این عملیات فقط آن بارش پیش‌بینی‌شده را “تقویت” خواهد کرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا