
جذابیت تکلیفی: کالبدشکافی سیاستهایی که شهروندان را برای پرداخت مالیات مشتاق میکند
مقدمه: از اجبار تا مشارکت – یک تغییر پارادایم در مالیاتستانی
دولتها در سراسر جهان با چالش جهانی تمکین مالیاتی مواجه هستند؛ چالشی که به طور سنتی از طریق راهبردهای بازدارنده و اعمال قانون با آن مقابله میشود.1 فرهنگ مالیاتی ضعیف اغلب ریشه در یک گسست ادراکشده میان پرداخت مالیات و منافع عمومی ملموس دارد. این گسست منجر به آن میشود که مالیات به عنوان یک «اجبار ناراحتکننده» تلقی گردد.3 با این حال، شواهد نشاندهنده ظهور یک پارادایم جدید است که بر اعتمادسازی، شفافیت و ایجاد حس مشارکت میان دولت و شهروندان تمرکز دارد.5 این تغییر پارادایم، موضوع اصلی این گزارش تحلیلی است.
فرضیه اصلی این گزارش آن است که دولتها با بهرهگیری از اصول حکمرانی مشارکتی و علوم رفتاری، میتوانند تمکین مالیاتی را از یک تکلیف اجباری به نوعی مشارکت مدنی داوطلبانه تبدیل کنند. در این راستا، دو مطالعه موردی برجسته به عنوان نمونههای قدرتمند و واقعی این فرضیه تحلیل میشوند: طرح «نشاندار کردن مالیات» در ایران و «قرعهکشی رسید یکپارچه» در تایوان. این دو طرح، دو رویکرد روانشناختی متمایز اما به یک اندازه مؤثر را نمایندگی میکنند: جذابیت مبتنی بر اختیار و جذابیت مبتنی بر شانس. این گزارش با کالبدشکافی این دو مدل، به دنبال ارائه چارچوبی برای سیاستگذاری مالیاتی است که در آن، شهروندان نه از روی ترس، بلکه با اشتیاق در تأمین مالی دولت مشارکت میکنند.
بخش اول: قدرت اختیار – تحلیلی بر طرح «نشاندار کردن مالیات» در ایران
این بخش به تحلیل سیاستی میپردازد که با اعطای عاملیت مستقیم به شهروندان در نحوه مصرف وجوه مالیاتی، انطباق مالیاتی را تقویت میکند. این رویکرد به انگیزههای درونی مانند وظیفه مدنی و تمایل به مشاهده تأثیر ملموس متوسل میشود.
آناتومی یک سیاست مشارکتی
طرح «نشاندار کردن مالیاتها» یک نوآوری در نظام مالیاتی ایران است که بر اساس مصوبه هیئت وزیران در تاریخ ۱۰ تیر ۱۴۰۳ بنیان نهاده شد.7 چارچوب قانونی و عملیاتی این طرح به شرح زیر است:
- چارچوب تخصیص: این سیاست یک درصد (1%) از کل درآمدهای مالیاتی کشور را به تخصیص از طریق انتخاب مستقیم مؤدیان اختصاص میدهد.7
- همکاری بینسازمانی: اجرای این طرح حاصل همکاری میان «سازمان برنامه و بودجه کشور» و «سازمان امور مالیاتی کشور» است.7 سازمان برنامه و بودجه موظف است هر سال تا پانزدهم اردیبهشت، فهرستی از طرحهای تملک داراییهای سرمایهای اولویتدار را که امکان اتمام آنها تا پایان همان سال مالی وجود دارد، تهیه کند. این فهرست شامل اطلاعاتی نظیر عنوان پروژه، دستگاه اجرایی، محل استقرار و سقف اعتبار مورد نیاز است و به سازمان امور مالیاتی اعلام میشود.7
- بستر اجرایی: سازمان امور مالیاتی مکلف است یک زیرساخت الکترونیکی ویژه برای مؤدیان مشمول تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیاتهای مستقیم (که عمدتاً کسبوکارهای کوچک را شامل میشود) فراهم آورد. این بستر به مؤدیان اجازه میدهد تا به صورت آنلاین، پروژههای منتخب خود را برای تخصیص مالیات پرداختیشان انتخاب کنند.8
این طرح را میتوان در چارچوب روند جهانی بودجهبندی مشارکتی (Participatory Budgeting – PB) تحلیل کرد؛ فرآیندی دموکراتیک که برای اولین بار در سال 1989 در پورتو آلگره برزیل به اجرا درآمد.22 مدل ایرانی، یک پیادهسازی نوین، دیجیتال و متمرکز بر مالیات از این ایده جهانی است که هدف آن افزایش شفافیت، کاهش فساد و توانمندسازی شهروندان است.22
تصویر آماری یک موفقیت
عملکرد سال نخست اجرای طرح (سال ۱۴۰۳) به وضوح تأثیر فوری و چشمگیر آن را نشان میدهد. آمارها بیانگر استقبال گسترده و نتایج ملموس این سیاست هستند:
- مشارکت عمومی: در سال اول، ۳۶۳ هزار مؤدی مالیاتی در این طرح مشارکت کردند.3
- تخصیص منابع: مبلغ ۱۲ هزار میلیارد تومان از منابع مالیاتی کشور بر اساس انتخاب مستقیم این مؤدیان تخصیص یافت.7
- تکمیل پروژهها: این منابع، تأمین مالی نزدیک به ۲۰۰۰ پروژه ملی و استانی را ممکن ساخت. نکته قابل توجه آن است که ۱۳۲۳ پروژه از این میان، به طور کامل و منحصراً با منابع تخصیصیافته توسط مردم تأمین اعتبار شدند.7 در مجموع، ۱۹۱۵ پروژه از این محل اعتبار دریافت کردند.26
- واکنش دولت: با توجه به موفقیت چشمگیر طرح، دولت با افزایش ۵۰ درصدی بودجه آن برای سال ۱۴۰۴ موافقت کرد و این رقم را به ۱۸.۲ هزار میلیارد تومان رساند.26 این تصمیم، شاخصی قدرتمند از ارزیابی مثبت اثربخشی این سیاست در بالاترین سطوح حکمرانی است.
جدول ۱: عملکرد طرح نشاندار کردن مالیات در ایران – سال نخست (۱۴۰۳)
| سنجه | مقدار | منابع |
| تعداد مؤدیان مشارکتکننده | ۳۶۳,۰۰۰ نفر | 7 |
| کل مبلغ تخصیصیافته | ۱۲ هزار میلیارد تومان | 7 |
| کل پروژههای دریافتکننده اعتبار | ۱۹۱۵ پروژه | 26 |
| پروژههای تأمین اعتبار شده کامل توسط مؤدیان | ۱۳۲۳ پروژه | 7 |
| افزایش بودجه برای سال دوم | 50% | 26 |
روانشناسی مشارکت: شفافیت، اعتماد و ملموسبودن
محرک اصلی روانشناختی این طرح، شفافیت رادیکالی است که ایجاد میکند. برای اولین بار، مؤدیان مالیاتی یک خط دید شفاف و قابل ردیابی از پرداخت خود تا یک نتیجه مشخص و عینی دارند.4 این ویژگی مستقیماً به یکی از اصلیترین شکایات عمومی، یعنی عدم اطلاع از محل مصرف مالیاتها، پاسخ میدهد 4 و پایهای برای اعتمادسازی در نظامهای مالی است.5
عمل انتخاب کردن، مؤدی را از یک فاعل منفعل در برابر اجبار دولتی به یک عامل فعال در توسعه ملی تبدیل میکند.26 این امر با اصول بودجهبندی مشارکتی که به شهروندان قدرت تصمیمگیری واقعی میدهد، همسو است.23 همانطور که مسئولان اشاره کردهاند، موفقیت طرح در میان مؤدیان خرد و متوسط که میتوانند پروژههای محلی مانند مدرسهسازی، مراکز بهداشتی یا تأمین آب در منطقه خود را انتخاب کنند، بیشتر بوده است.33 این امر مفهوم انتزاعی «منفعت عمومی» را ملموس و شخصی میسازد و پاداش عاطفی و روانی پرداخت مالیات را افزایش میدهد. این احساس که «مالیاتی که میپردازد دقیقاً در همان حوزهای هزینه میشود که برایش اهمیت دارد» یک انگیزه قدرتمند است.33
ترکیب شفافیت، عاملیت و ملموس بودن، چارچوب ذهنی مالیات را تغییر میدهد. مالیات دیگر صرفاً یک تکلیف قانونی نیست، بلکه به نوعی «سرمایهگذاری اجتماعی» 3 یا یک «کنش آگاهانه و قابل رصد» 3 تبدیل میشود. این تغییر نگرش، کلید «جذاب» کردن مالیات است.
پیمایش چالشها
با وجود موفقیتهای اولیه، تداوم و گسترش این طرح با چالشهایی روبرو است:
- زیرساخت و یکپارچگی دادهها: یکی از چالشهای اساسی، «ضعف نظام دادهای» کشور و نبود تبادل اطلاعات یکپارچه میان دستگاههای دولتی است.35 برای حفظ اعتبار طرح، دادههای مربوط به وضعیت پروژهها، نیازهای مالی و پیشرفت آنها باید دقیق و بهروز باشد.
- مقیاسپذیری و پیچیدگی: طرح اولیه به مؤدیان مشمول تبصره ماده ۱۰۰ محدود بود. گسترش آن به شرکتهای بزرگ و طیف وسیعتری از مؤدیان، پیچیدگیهایی به همراه دارد. همانطور که یک نماینده مجلس اشاره کرد، مؤدیان بزرگ ممکن است تمایل کمتری به مشارکت داشته باشند، زیرا دولت نیازمند بودجهریزی در سطح کلان است.33 ایجاد توازن میان انتخاب شهروندان و اولویتهای راهبردی ملی، یک چالش کلیدی حکمرانی خواهد بود.
- مدیریت انتظارات و ریسک سیاسی: موفقیت مدلهای مشارکتی میتواند تحت تأثیر جناحبندیهای سیاسی قرار گیرد. شواهد از سیرالئون نشان میدهد که چنین برنامههایی ممکن است سیاسی شوند و تمکین مالیاتی تنها در میان حامیان دولت مستقر افزایش یابد.36 نظام مالیاتی ایران باید این طرح را به گونهای مدیریت کند که به عنوان ابزاری بیطرف برای توسعه تلقی شود، نه یک ابزار سیاسی.
بخش دوم: قدرت بازی – کالبدشکافی «قرعهکشی رسید یکپارچه» تایوان
این بخش به تحلیل سیاستی میپردازد که با تلفیق نظام مالیاتی در زندگی روزمره از طریق بازیوارسازی (Gamification)، تمکین را تقویت میکند. این رویکرد به انگیزههای بیرونی مانند پاداش مالی، هیجان و هنجارهای اجتماعی متوسل میشود.
یک قرعهکشی هدفمند: مکانیک انطباق بازیوار شده
طرح «قرعهکشی رسید یکپارچه» (統一發票) در سال 1951 به عنوان یک راهحل خلاقانه برای فرار مالیاتی گسترده در کسبوکارهایی که با پول نقد سروکار داشتند، ابداع شد.37 مکانیسم اصلی آن ساده است: هر رسید رسمی (fāpiào) که توسط یک کسبوکار ثبتشده صادر میشود، حاوی یک شماره ۸ رقمی منحصربهفرد است که آن را به یک بلیت قرعهکشی رایگان تبدیل میکند.37
ساختار این بازی به شرح زیر است:
- قرعهکشیها به صورت دوماهه (در روز ۲۵ام هر ماه فرد میلادی) برای دوره دوماهه قبل برگزار میشود.37
- جوایز از مبلغ اندک ۲۰۰ دلار جدید تایوان (برای تطابق ۳ رقم آخر یکی از شمارههای جایزه اول) تا «جایزه ویژه» ۱۰ میلیون دلاری (برای تطابق کامل یک شماره ۸ رقمی خاص) متغیر است.37
- این سیستم با گذشت زمان تکامل یافته و شامل رسیدهای الکترونیکی و «رسیدهای ابری» با جوایز انحصاری برای تشویق به پذیرش فناوری دیجیتال و کاهش مصرف کاغذ شده است.37 این امر نشاندهنده ماهیت انطباقی این سیاست است.
جدول ۲: قرعهکشی رسید یکپارچه تایوان – سطوح جوایز، مبالغ و شانس تقریبی
| سطح جایزه | شرط برنده شدن | مبلغ جایزه (NT$) | شانس تقریبی (به ازای هر رسید) |
| جایزه ویژه | تطابق کامل ۸ رقم شماره ویژه | 10,000,000 | 1 در 100,000,000 |
| جایزه بزرگ | تطابق کامل ۸ رقم شماره بزرگ | 2,000,000 | 1 در 100,000,000 |
| جایزه اول | تطابق کامل ۸ رقم یکی از ۳ شماره اول | 200,000 | 3 در 100,000,000 |
| جایزه دوم | تطابق ۷ رقم آخر یکی از شمارههای اول | 40,000 | 3 در 10,000,000 |
| جایزه سوم | تطابق ۶ رقم آخر یکی از شمارههای اول | 10,000 | 3 در 1,000,000 |
| جایزه چهارم | تطابق ۵ رقم آخر یکی از شمارههای اول | 4,000 | 3 در 100,000 |
| جایزه پنجم | تطابق ۴ رقم آخر یکی از شمارههای اول | 1,000 | 3 در 10,000 |
| جایزه ششم | تطابق ۳ رقم آخر یکی از شمارههای اول | 200 | 3 در 1,000 |
| جوایز انحصاری ابری | متنوع | 500 تا 1,000,000 | متغیر |
توجه: شانسها بر اساس تحلیلهای موجود تخمین زده شدهاند.45
انقلاب ۷۵ درصدی: سنجش یک تأثیر تاریخی
قدرتمندترین داده در مورد این طرح، تأثیر اولیه و خیرهکننده آن است. در نخستین سال اجرا (1951)، این سیاست منجر به افزایش ۷۵ درصدی درآمدهای گزارششده از محل مالیات بر فروش شد (از ۲۹ میلیون دلار جدید تایوان در سال 1950 به ۵۱ میلیون دلار در سال 1951).37 این آمار گواهی بر قدرت باورنکردنی همسوسازی منافع عمومی و دولتی است.
در طول بیش از هفتاد سال، این قرعهکشی عمیقاً در فرهنگ تایوان ریشه دوانده است. عمل جمعآوری و بررسی رسیدها به یک رفتار اجتماعی عادی تبدیل شده است.41 این امر تأثیری پایدار و بلندمدت بر تمکین مالیاتی ایجاد کرده است. این سیستم به طور مؤثری کل جمعیت را به مأموران مالیاتی تبدیل میکند. مصرفکنندگان که با انگیزه منافع شخصی (شانس برنده شدن) هدایت میشوند، به مجریان اصلی تمکین مالیاتی تبدیل شده و با درخواست رسید برای هر معامله، کسبوکارها را تحت فشار اجتماعی برای گزارش دقیق فروش قرار میدهند.38
نگاه رفتارگرایانه: چرا این بازی مؤثر است؟
موفقیت این طرح را میتوان از منظر علوم رفتاری توضیح داد:
- بازیوارسازی و پاداشهای متغیر: این قرعهکشی نمونهای کلاسیک از بازیوارسازی است؛ یعنی به کارگیری مکانیکهای بازی در زمینههای غیربازی.38 قرعهکشی دوماهه یک سیستم پاداش متغیر ایجاد میکند که به شدت درگیرکننده و عادتساز است. عدم قطعیت و هیجان انتظار، قلابهای روانشناختی قدرتمندی هستند.
- زیانگریزی (Loss Aversion): این سیاست به طرز ماهرانهای چارچوب معامله را تغییر میدهد. دریافت نکردن رسید دیگر یک عمل خنثی نیست؛ بلکه به عنوان از دست دادن یک بلیت بالقوه برنده تلقی میشود.48 انسانها برای اجتناب از یک زیان، انگیزه بیشتری دارند تا برای به دست آوردن یک سود معادل. این «زیانگریزی» انگیزهای قوی برای درخواست همیشگی رسید ایجاد میکند.
- اثبات اجتماعی و هنجارها: از آنجا که همه در این بازی شرکت میکنند، درخواست رسید به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده است. کسبوکاری که در ارائه رسید تردید کند، فوراً مورد سوءظن قرار میگیرد. این امر یک حلقه خودتقویتکننده از انطباق را ایجاد میکند.48
- اصطکاک حداقلی: مشارکت در این طرح خودکار و رایگان است. تنها «هزینه» برای مصرفکننده، عمل جزئی گرفتن و نگهداری یک تکه کاغذ (یا استفاده از یک اپلیکیشن رسید ابری) است که مانع ورود به بازی را تقریباً به صفر میرساند.40
وقتی بازیکنان تقلب میکنند: تقلب و سیاستگذاری انطباقی
هیچ سیستمی بینقص نیست. قرعهکشی تایوان با نوعی تقلب قابل پیشبینی مواجه شده است: افرادی که تعداد زیادی رسید با مبالغ بسیار کم تولید میکنند تا شانس برنده شدن خود را افزایش دهند.54 در یک مورد، فردی با دریافت بیش از ۱۰,۰۰۰ رسید دیجیتال برای خریدهای کوچک، موفق به بردن بیش از ۳۰,۰۰۰ دلار جدید تایوان شده بود که پس از شناسایی، جایزه او باطل شد.55
این موضوع یک درس حیاتی در حکمرانی است. دولت تایوان این سیاست موفق را کنار نگذاشت، بلکه خود را با شرایط جدید تطبیق داد. وزارت دارایی اقدامات متقابلی مانند تعیین حداقل مبلغ خرید برای شرکت در قرعهکشی یا مسدود کردن تعداد زیادی از تراکنشهای کمارزش را پیشنهاد کرد.54 این امر نشاندهنده ضرورت نظارت مستمر و تعدیل در طراحی سیاستها برای حفظ یکپارچگی آنهاست.
بخش سوم: تلفیق و توصیهها – طرحی برای مالیاتستانی جذاب
این بخش دو مطالعه موردی را با هم مقایسه کرده، فلسفههای زیربنایی آنها را تحلیل میکند و اصولی جهانی را برای سیاستگذاران استخراج مینماید.
تحلیل تطبیقی: انگیزههای اختیار در برابر شانس
مقایسه مستقیم مبانی روانشناختی این دو مدل، تفاوتهای کلیدی آنها را آشکار میسازد:
- محرکهای انگیزشی اصلی:
- ایران (اختیار): این مدل به انگیزههای درونی متوسل میشود. این طرح حس وظیفه مدنی، نوعدوستی و تمایل به تأثیرگذاری مستقیم و مشهود را برمیانگیزد. پاداش آن روانی و اجتماعی است: رضایت حاصل از کمک به یک پروژه اجتماعی مشخص و ارزشمند.26
- تایوان (شانس): این مدل به انگیزههای بیرونی متوسل میشود. این طرح میل به کسب سود مالی، هیجان بازی و شانس را هدف قرار میدهد. پاداش آن ملموس و شخصی است: جوایز نقدی.37
- نقاط قوت و ضعف:
- مدل ایران: نقطه قوت آن در پتانسیل ایجاد مشارکت مدنی عمیق و مبتنی بر اعتماد نهفته است. نقطه ضعف آن، آسیبپذیری در برابر قطبیشدن سیاسی (همانطور که در مطالعه سیرالئون مشاهده شد 36) و وابستگی به یک زیرساخت دولتی پیچیده و مبتنی بر داده است.35
- مدل تایوان: نقطه قوت آن در سادگی، جذابیت فرهنگی جهانی (قرعهکشیها در سراسر جهان محبوب هستند) و ماهیت غیرسیاسی آن است. نقطه ضعف آن در پتانسیل تقلب 54 و این استدلال است که ممکن است به اندازه یک مدل مشارکتی، حس عمیق وظیفه مدنی را ایجاد نکند.
این تحلیل نشان میدهد که هیچ یک از این دو مدل به طور مطلق «بهتر» نیست. انتخاب بهینه به هدف خاص سیاست، زمینه فرهنگی و ظرفیت اجرایی دولت بستگی دارد.
اصول جهانی برای اصلاح نظام مالیاتی
با تلفیق درسهای آموخته از این دو مدل، میتوان به اصول جهانی زیر برای اصلاح نظامهای مالیاتی دست یافت:
- اصل ۱: مرئی کردن نامرئیها (شفافیت رادیکال): هر دو سیستم با شفافسازی فرآیند مالیاتی و نتایج آن موفق میشوند. ایران نحوه استفاده از پول مالیات را شفاف میکند 18، در حالی که تایوان عمل جمعآوری مالیات را شفاف میسازد.49 این اصل برای اعتمادسازی حیاتی است.5
- اصل ۲: توانمندسازی مؤدی (عاملیت و مشارکت): هر دو سیستم به شهروند نقشی فراتر از صرفاً پرداختکننده میدهند. ایران نقش یک سرمایهگذار مشترک را پیشنهاد میدهد 3، در حالی که تایوان نقش یک حسابرس مشترک را عرضه میکند.48 این مشارکت فعال، پویایی قدرت را تغییر داده و پذیرش عمومی را افزایش میدهد.
- اصل ۳: بهرهگیری از تلنگرهای رفتاری (انگیزههای هوشمند): هر دو سیستم از انگیزههای هوشمند و کمهزینه استفاده میکنند. ایران از تلنگر روانی «اختیار» و نتایج ملموس بهره میبرد. تایوان از تلنگر بازیوارشده «پاداشهای متغیر» و «زیانگریزی» استفاده میکند. این رویکردها بسیار کارآمدتر از اتکای صرف به «فشار» حاصل از اجرای تنبیهی قوانین هستند.56
توصیههای کاربردی برای سیاستگذاران
- اتخاذ رویکرد «آزمایشگاه سیاستگذاری»: سیاستگذاران باید این ایدهها را ابتدا در مقیاس کوچک، همانند تجربه ایران، به صورت آزمایشی اجرا کنند تا اثربخشی آنها را سنجیده و چالشها را پیش از اجرای کامل شناسایی نمایند.
- سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال: هر دو مدل در شکل مدرن خود به پلتفرمهای دیجیتال قوی و کاربرپسند متکی هستند. دولتها باید در فناوریهایی سرمایهگذاری کنند که مشارکت را یکپارچه و شفاف سازد.2
- بررسی مدلهای ترکیبی: قدرتمندترین سیستمهای آینده ممکن است عناصری از هر دو مدل را با هم ترکیب کنند. برای مثال، یک قرعهکشی مالیاتی که در آن برندگان میتوانند بخشی از جایزه خود را به پروژههای عمومی مصوب اهدا کرده و برای این کار مورد تقدیر عمومی قرار گیرند.
- طراحی برای انطباقپذیری: سیاستها باید از ابتدا با مکانیسمهای نظارتی و ضدتقلب طراحی شوند. تجربه تایوان با تقلب در رسیدهای کمارزش یک درس حیاتی است.54
نتیجهگیری: بازتعریف قرارداد مالی
این گزارش با تحلیل مدلهای ایران و تایوان، شواهد قانعکنندهای ارائه داد که نشان میدهد «جذاب کردن» مالیات یک هدف سیاستگذاری دستیافتنی است. این مدلها با تغییر بنیادین رابطه میان شهروند و دولت به این هدف دست مییابند.
این سیاستها صرفاً نوآوریهای گذرا نیستند، بلکه نماینده آینده حکمرانی هوشمند و شهروندمحور به شمار میروند. با حرکت از یک مدل مبتنی بر اجبار به مدلی مبتنی بر مشارکت – چه با انگیزه اختیار و چه با انگیزه شانس – دولتها میتوانند نظامهای مالی انعطافپذیرتر، قابل اعتمادتر و کارآمدتری برای قرن بیست و یکم بسازند. این رویکرد، قرارداد مالی را از یک تعهد یکطرفه به یک مشارکت دوجانبه بازتعریف میکند؛ مشارکتی که در آن شهروندان نه تنها تأمینکننده مالی دولت، بلکه شریک فعال موفقیت آن هستند.



