
توزیع عادلانه مالیات با مشارکت دادن مودیان در تعیین محل مصرف
بخش ۱: آخرین تحولات و چشمانداز سال ۱۴۰۴
مقدمه: بلوغ جهانی بودجهریزی مشارکتی در سال ۲۰۲۵
در آستانه سال ۱۴۰۴ شمسی (۲۰۲۵-۲۰۲۶ میلادی)، مفهوم بودجهریزی مشارکتی (Participatory Budgeting – PB) از یک تجربه نوآورانه در حوزه حکمرانی محلی به یک ابزار سیاستی بالغ و آزمودهشده در سطح جهانی تبدیل شده است. این فرآیند دموکراتیک، که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا مستقیماً در مورد نحوه تخصیص بخشی از بودجه عمومی تصمیمگیری کنند، دیگر یک پدیده حاشیهای نیست، بلکه یک استراتژی معتبر برای تقویت دموکراسی، بازسازی اعتماد عمومی و دستیابی به توزیع عادلانهتر منابع به شمار میرود.
تحلیل روندهای جهانی: موج جدیدی از تحقیقات که در آوریل ۲۰۲۵ منتشر شده و حاصل تحلیل بیش از ۷۰ مقاله علمی و ۳۴ مطالعه موردی در پنج قاره جهان است، تأیید میکند که بودجهریزی مشارکتی دارای تأثیرات مثبت، قابل پیشبینی و چندوجهی است.1 این پژوهشها نشان میدهند که تأثیرات PB فراتر از بهبود زیرساختهای فیزیکی بوده و ابعاد عمیق اجتماعی و سیاسی را در بر میگیرد:
- تأثیر بر افراد: شهروندانی که در فرآیندهای PB شرکت میکنند، ارزشها و نگرشهای مدنی جدیدی را در خود پرورش میدهند. این فرآیند به طور مشخص به افزایش سطح تساهل و مدارا و تمایل بیشتر به حل منازعات از طریق گفتگو منجر میشود.1 در واقع، PB به مثابه یک “مدرسه دموکراسی” عمل میکند که در آن شهروندان مهارتهای لازم برای مشارکت مؤثر در زندگی عمومی را میآموزند.
- تأثیر بر جوامع: بودجهریزی مشارکتی به طور قابل توجهی به بسیج و تقویت سازمانهای جامعه مدنی کمک میکند. این فرآیند نه تنها تعداد این سازمانها را افزایش میدهد، بلکه با ایجاد بستری برای همکاری، به شکلگیری شبکههای مدنی قویتر و منسجمتر میانجامد.1
- تأثیر بر دولتها: یکی از شگفتانگیزترین یافتهها این است که شهرداریهایی که از PB استفاده میکنند، شاهد افزایش درآمدهای مالیاتی محلی خود هستند. این پدیده حتی در میان شهروندانی که مستقیماً در فرآیند شرکت نکردهاند نیز مشاهده میشود. دلیل این امر، افزایش اعتماد عمومی به دولت است؛ وقتی شهروندان احساس میکنند که دولت به نمایندگی از آنها عمل میکند و پاسخگو است، تمایل بیشتری برای پرداخت داوطلبانه مالیات از خود نشان میدهند.1
ابتکارات مشخص در سال ۲۰۲۵: این بلوغ نظری در پروژههای عملی متعددی در سراسر جهان بازتاب یافته است. به عنوان مثال، در شهر نیویورک، فرآیند بودجهریزی مشارکتی (PBNYC) برای سال مالی ۲۰۲۵ با مشارکت ۲۴ عضو شورای شهر ادامه دارد و حداقل ۲۴ میلیون دلار بودجه سرمایهای از طریق آن تخصیص خواهد یافت. رأیگیری برای این پروژهها برای بازه زمانی ۲۹ مارس تا ۶ آوریل ۲۰۲۵ برنامهریزی شده است.2 در مقابل، برخی شهرها مانند تاکوما در ایالت واشنگتن، به دلیل محدودیتهای بودجهای، اجرای دور جدید فرآیندهای PB را برای سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ به تعویق انداختهاند، اما همزمان در حال اجرای پروژههای مصوب از دورههای قبل هستند. برای نمونه، برنامههای فرهنگی و جوانان که در دور قبلی تصویب شدهاند، از ژوئن ۲۰۲۵ آغاز به کار خواهند کرد.3 این تضاد نشان میدهد که اگرچه PB یک مدل قدرتمند است، اما پایداری آن به سلامت مالی و اراده سیاسی دولتهای محلی گره خورده است.
تحلیل فضای داخلی ایران: گامهای اولیه به سوی شفافیت و مشارکت
در ایران، اگرچه بودجهریزی مشارکتی به شکل کلاسیک آن هنوز پیادهسازی نشده است، اما تحولات سال ۱۴۰۴ در حوزه سیاستگذاری مالی و فناوری، زمینههای بالقوهای را برای حرکت به سوی شفافیت و مشارکت بیشتر فراهم کرده است.
لایحه بودجه ۱۴۰۴ و شفافیت: بررسیهای کارشناسی پیرامون لایحه بودجه ۱۴۰۴، نقاط فشار و ضرورت افزایش نظارت عمومی را به وضوح نشان میدهد. گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس حاکی از آن است که بودجه شرکتهای دولتی در این لایحه ۷۰ درصد رشد داشته، در حالی که بسیاری از این شرکتها زیانده هستند. همچنین، بیش از ۹۰ درصد مالیات شرکتهای دولتی تنها توسط ۱۱ شرکت پرداخت میشود.5 این عدم توازن و کارایی پایین در هزینه-کرد منابع عمومی، ضرورت ایجاد سازوکارهایی برای پاسخگویی بیشتر و دخالت دادن ذینفعان واقعی (یعنی عموم مردم) در نظارت بر بودجه را بیش از پیش آشکار میسازد.
سامانه مودیان به مثابه زیرساخت: یکی از مهمترین تحولات در این زمینه، راهاندازی و تکمیل “سامانه مودیان” و زیرمجموعههای آن است. آغاز بهرهبرداری رسمی از “سامانه دفاتر تجاری الکترونیکی” در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، یک گام کلیدی در این مسیر است.7 این سامانهها که با هدف افزایش شفافیت مالی، کاهش فرار مالیاتی و دیجیتالی کردن فرآیندهای مالیاتی طراحی شدهاند، یک زیرساخت فناورانه قدرتمند ایجاد میکنند.7 اگرچه هدف اولیه این سیستمها نظارتی و کنترلی است، اما دادههای دقیق و شفافی که تولید میکنند، میتوانند در آینده به عنوان لایه بنیادین برای یک سیستم مشارکتی مورد استفاده قرار گیرند. بدون شفافیت در مورد اینکه چه کسی، چه میزان مالیات پرداخت میکند و این منابع چگونه جمعآوری میشوند، هرگونه بحثی در مورد مشارکت در نحوه مصرف آن بیمعنا خواهد بود.
طرح “نشاندار کردن مالیاتها”: در همین راستا، طرحی تحت عنوان “نشاندار کردن مالیاتها” در فضای رسانهای و کارشناسی کشور در تیرماه ۱۴۰۴ مطرح شده است.9 این ایده که میتوان آن را نوعی “بودجهریزی مشارکتی سبک” (PB-lite) نامید، به مودیان این امکان را میدهد که ببینند مالیات پرداختی آنها دقیقاً در چه پروژههایی هزینه میشود. هدف اصلی این طرح، افزایش اعتماد متقابل بین دولت و مردم و در نتیجه، افزایش تمکین مالیاتی داوطلبانه است.9 این طرح، اصل کلیدی “انتخاب” را وارد نظام مالیاتی میکند؛ حتی اگر این انتخاب محدود به گزینههای از پیش تعیینشده توسط دولت باشد، گامی مهم در تغییر رابطه یکطرفه میان حاکمیت و مودی به یک رابطه دوسویه و مبتنی بر مشارکت است.
این تحولات نشاندهنده یک تفاوت فلسفی بنیادین میان محرکهای جهانی و داخلی است. در سطح جهانی، PB اغلب از یک تقاضای اجتماعی از پایین به بالا برای توانمندسازی دموکراتیک و عدالت اجتماعی نشأت میگیرد.10 در مقابل، در ایران، حرکت به سوی شفافیت از طریق ابزارهایی مانند سامانه مودیان، یک تلاش دولتی از بالا به پایین برای بهینهسازی درآمدها و افزایش کنترل مالی است.8 طرح “نشاندار کردن مالیاتها” دقیقاً در نقطه تلاقی این دو رویکرد قرار میگیرد. این طرح از زبان مشارکت و اعتمادسازی برای دستیابی به اهداف مالی دولت (افزایش درآمدهای پایدار) استفاده میکند و از این رو، میتواند به عنوان یک پل مفهومی برای گذار از شفافیت صرف به مشارکت واقعی عمل کند. موفقیت هر مدل مشارکتی در ایران، در گرو آن است که بتواند به طور همزمان به اهداف دولت (ثبات مالی) و خواستههای شهروندان (پاسخگویی و حق انتخاب) پاسخ دهد.
جدول ۱: تحلیل تطبیقی تحولات جهانی و داخلی در حوزه مشارکت مالیاتی (سال ۱۴۰۴/۲۰۲۵)
این جدول به صورت فشرده، تفاوت سطح بلوغ و ماهیت رویکردهای مشارکتی در سطح جهانی و ایران را در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد.
| شاخص (Indicator) | نمونههای جهانی (Global Examples – 2025) | تحولات داخلی ایران (Iran Developments – 1404) |
| وضعیت اجرا | فرآیندهای نهادینه شده در هزاران شهر 12؛ تخصیص بودجههای مشخص (مثلاً ۲۴ میلیون دلار در نیویورک).2 | در مرحله طرح ایده و ایجاد زیرساخت؛ فاقد نمونه اجرایی در سطح بودجه عمومی.13 |
| محرک اصلی | افزایش اعتماد عمومی، عدالت توزیعی، توانمندسازی جامعه مدنی.1 | افزایش شفافیت مالی، مبارزه با فرار مالیاتی، افزایش درآمدهای دولت.7 |
| ابزار فناورانه کلیدی | پلتفرمهای مشارکت دیجیتال جامع (مانند Consul) 16، ابزارهای رأیگیری آنلاین. | سامانه مودیان و پایانههای فروشگاهی برای رصد تراکنشها.7 |
| مفهوم مشارکت | مشارکت مستقیم شهروندان در تصمیمگیری جمعی و تخصیص بودجه.17 | “نشاندار کردن” مالیات؛ انتخاب فردی محل مصرف از میان گزینههای از پیش تعیینشده.9 |
| چالش اصلی | حفظ پایداری سیاسی و مالی (نمونه تاکوما) 4، تضمین مشارکت فراگیر.19 | موانع قانونی و نهادی (قانون شوراها)، فقدان اراده سیاسی، هزینههای اجرایی.13 |
بخش ۲: مبانی نظری و تاریخچه جهانی بودجهریزی مشارکتی
برای درک عمیق ایده مشارکت مودیان در تعیین محل مصرف مالیات، ضروری است که آن را نه به عنوان یک ابزار اداری صرف، بلکه به عنوان یک نوآوری سیاسی مهم با ریشههای نظری و تاریخی مشخص بررسی کنیم. بودجهریزی مشارکتی در واقع تبلور عملی دههها تفکر در باب دموکراسی، حکمرانی و عدالت اجتماعی است.
ریشههای نظری در دموکراسی و حکمرانی
بودجهریزی مشارکتی بر دو پایه نظری استوار است: دموکراسی مشارکتی و حکمرانی خوب.
- دموکراسی مشارکتی: این نظریه، دموکراسی را فراتر از شرکت در انتخاباتهای دورهای میبیند و بر اهمیت مشارکت مستقیم و مستمر شهروندان در فرآیندهای تصمیمگیری که بر زندگی آنها تأثیر میگذارد، تأکید دارد.18 از این منظر، شهروندان نباید صرفاً انتخابکننده نمایندگان باشند، بلکه باید خود در عرصه سیاستگذاری و تخصیص منابع، کنشگرانی فعال باشند. بودجهریزی مشارکتی با انتقال بخشی از قدرت تصمیمگیری از نخبگان سیاسی و بوروکراتها به عموم مردم، این ایده را به شکلی ملموس محقق میسازد.15
- حکمرانی خوب و شفافیت: این مفهوم بر اصولی چون شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون و کارایی در اداره امور عمومی تأکید دارد. بودجهریزی مشارکتی یک سازوکار قدرتمند برای تحقق “حکمرانی خوب” است. زمانی که تصمیمات مربوط به بودجه در جلسات عمومی و با مشارکت شهروندان اتخاذ میشود، فرآیند تخصیص منابع از پستوهای بوروکراتیک خارج شده و در معرض دید عموم قرار میگیرد. این شفافیت، فرصتهای فساد، رانتجویی و روابط مشتریمدارانه (Clientelism) را به شدت کاهش میدهد و مشروعیت تصمیمات دولت را در نزد شهروندان افزایش میدهد.10
پرونده پورتو آلگره: زادگاه یک انقلاب مدنی (۱۹۸۹)
داستان بودجهریزی مشارکتی مدرن در سال ۱۹۸۹ و در شهر پورتو آلگره برزیل آغاز شد. این تجربه نه یک پروژه از پیش طراحیشده، بلکه پاسخی خلاقانه به یک بحران عمیق سیاسی و اجتماعی بود.
- زمینه سیاسی-اجتماعی: برزیل در آن زمان به تازگی از یک دیکتاتوری نظامی طولانی (۱۹۶۴-۱۹۸۵) خارج شده بود و شهر پورتو آلگره، مانند بسیاری از شهرهای دیگر، با نابرابری شدید، فساد گسترده و بیاعتمادی عمیق به نهادهای دولتی دست و پنجه نرم میکرد.21 منابع عمومی به طور سنتی در محلات ثروتمند متمرکز میشد و مناطق حاشیهنشین و فقیر (فاولاها) از ابتداییترین خدمات شهری مانند آب لولهکشی، فاضلاب و مدارس محروم بودند.11 در چنین فضایی، حزب چپگرای کارگران (PT) با شعار دموکراسی رادیکال و عدالت اجتماعی در انتخابات شهرداری به پیروزی رسید.11
- اهداف اولیه: دولت جدید با یک شهرداری ورشکسته و بوروکراسی ناکارآمد روبرو بود.15 بودجهریزی مشارکتی به عنوان راهی برای تحقق وعدههای انتخاباتی و بازگرداندن مشروعیت به دولت طراحی شد. اهداف آن بسیار فراتر از بهبود مدیریت مالی بود:
- “وارونگی اولویتهای هزینه”: هدف اصلی، تغییر جهت سرمایهگذاریهای عمومی از مناطق مرفه به سمت مناطق محروم و فقیرنشین بود تا به نابرابریهای تاریخی پاسخ داده شود.11
- مبارزه با فساد و مشتریمداری: با عمومی و شفاف کردن فرآیند تخصیص بودجه، شبکههای سنتی فساد و حامیپروری که در آن منابع در ازای وفاداری سیاسی توزیع میشد، در هم شکسته شد.10
- ایجاد “مدرسه دموکراسی”: این فرآیند به گونهای طراحی شد که شهروندان عادی، به ویژه اقشار کمسواد و به حاشیه رانده شده، بتوانند مهارتهای مدنی مانند سخنرانی در جمع، مذاکره، و درک سازوکارهای دولتی را بیاموزند و به شهروندانی فعال و توانمند تبدیل شوند.11
- سازوکار اجرایی: مدل پورتو آلگره بر یک چرخه سالانه و چندلایه از جلسات عمومی استوار بود. شهر به مناطق مختلف تقسیم میشد و ساکنان هر منطقه در مجامع عمومی گرد هم میآمدند تا نیازهای خود را اولویتبندی کرده و نمایندگانی را برای شرکت در یک شورای بودجه شهری انتخاب کنند. جلسات موضوعی نیز برای مسائل کلانشهری مانند حمل و نقل یا محیط زیست برگزار میشد.10 این ترکیب هوشمندانه از دموکراسی مستقیم (در سطح محلات) و دموکراسی نمایندگی (در سطح شهر) کلید موفقیت و پایداری آن بود.24
- نتایج ملموس و تحولآفرین: تأثیرات این مدل شگرف بود. آمارها به وضوح نشاندهنده یک تحول اجتماعی عمیق هستند:
- پوشش خدمات آب و فاضلاب از ۷۵٪ خانوارها در سال ۱۹۸۸ به ۹۸٪ در سال ۱۹۹۷ رسید.22
- تعداد مدارس دولتی چهار برابر شد.22
- سهم بودجه بهداشت و آموزش از ۱۳٪ کل بودجه در سال ۱۹۸۵ به نزدیک ۴۰٪ در سال ۱۹۹۶ افزایش یافت.22
- این اقدامات به کاهش نزدیک به ۲۰ درصدی نرخ مرگ و میر نوزادان منجر شد.12
این موفقیتها نشان میدهد که بودجهریزی مشارکتی صرفاً یک تمرین در دموکراسی نبود، بلکه ابزاری مؤثر برای بازتوزیع منابع و بهبود کیفیت زندگی ملموس برای محرومترین اقشار جامعه بود.
امواج جهانی شدن: انطباق یک ایده
موفقیت پورتو آلگره به سرعت الهامبخش دیگران شد و ایده بودجهریزی مشارکتی در چند موج در سراسر جهان گسترش یافت 11:
- موج اول (دهه ۱۹۹۰): این ایده به سرعت در دیگر شهرهای برزیل که تحت کنترل حزب کارگران یا دیگر احزاب چپ بودند، گسترش یافت.
- موج دوم (اواخر دهه ۱۹۹۰ – اوایل ۲۰۰۰): PB از مرزهای برزیل فراتر رفت و در کشورهای همسایه در آمریکای لاتین مانند آرژانتین، اروگوئه و اکوادور به کار گرفته شد. در پرو، این فرآیند به قدری موفق تلقی شد که به عنوان یک الزام قانونی برای تمام شهرداریها در قانون اساسی گنجانده شد.11
- موج سوم (۲۰۰۰ به بعد): این موج شاهد جهانی شدن واقعی PB بود. دولتهای مختلف با ایدئولوژیهای گوناگون در اروپا (اسپانیا، ایتالیا، پرتغال)، آمریکای شمالی (شیکاگو، نیویورک)، آسیا (هند، اندونزی) و آفریقا (آفریقای جنوبی) آن را پذیرفتند. نهادهای بینالمللی مانند بانک جهانی و USAID نیز به دلیل تأکید آن بر توانمندسازی شهروندان و حکمرانی خوب، به ترویج آن پرداختند.11 امروزه، برآورد میشود که بیش از ۱۱,۰۰۰ شهر و منطقه در سراسر جهان از نوعی بودجهریزی مشارکتی استفاده میکنند.26
این تاریخچه یک نکته حیاتی را آشکار میسازد: موفقیت چشمگیر مدل اولیه پورتو آلگره محصول شرایط سیاسی و اجتماعی منحصربهفردی بود. وجود یک حزب سیاسی با تعهد ایدئولوژیک قوی به دموکراسی مشارکتی، یک جامعه مدنی بسیجشده و مطالبهگر که از دل مبارزات علیه دیکتاتوری برخاسته بود، و یک چارچوب قانونی (قانون اساسی ۱۹۸۸ برزیل) که استقلال مالی قابل توجهی به شهرداریها میداد، یک “طوفان کامل” برای موفقیت ایجاد کرد.11 در بسیاری از موارد بعدی در سراسر جهان، به ویژه در اروپا و آمریکای شمالی، انگیزه برای اجرای PB بیشتر از سوی دولتها و با اهداف اداری (مانند افزایش کارایی) بوده است تا یک تقاضای سیاسی رادیکال از سوی جامعه.27 حتی در خود پورتو آلگره، با تغییر دولت و کاهش اراده سیاسی برای حمایت از این فرآیند، قدرت و تأثیر آن نیز رو به افول گذاشت.28 این درس تاریخی یک هشدار جدی برای هرگونه تلاش برای پیادهسازی PB است: کپی کردن صرف سازوکارهای فنی (برگزاری جلسات، رأیگیری) بدون وجود پویاییهای سیاسی بنیادین (اراده سیاسی قوی، جامعه مدنی فعال و تفویض اختیار واقعی) احتمالاً به فرآیندی توخالی و بیاثر منجر خواهد شد.
بخش ۳: مدلهای اجرایی و مطالعات موردی تجربی
با گسترش جهانی بودجهریزی مشارکتی، این ایده متناسب با زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فناورانه، به مدلهای اجرایی متنوعی تکامل یافته است. بررسی این مدلها نشان میدهد که چگونه یک مفهوم واحد میتواند به شیوههای گوناگون برای دستیابی به اهداف مشابه (مشارکت، شفافیت، عدالت) به کار گرفته شود.
مدل اروپایی: مقیاس بزرگ و فناورانه
در اروپا، به ویژه در پایتختهای بزرگ، بودجهریزی مشارکتی با تکیه بر فناوری دیجیتال به مقیاسهای عظیمی دست یافته است.
- پاریس، فرانسه: از سال ۲۰۱۴، شهرداری پاریس به طور میانگین سالانه حدود ۵٪ از بودجه سرمایهگذاری خود را از طریق مشارکت شهروندان تخصیص میدهد. این رقم بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ به مجموع نیم میلیارد یورو رسید.16 فرآیند در پاریس به شدت به یک پلتفرم آنلاین متمرکز برای ارائه پیشنهاد، بحث و رأیگیری وابسته است و تاکنون به تأمین مالی هزاران پروژه کوچک و بزرگ، از ایجاد باغچههای عمودی و نوسازی فضاهای شهری گرفته تا پروژههای فرهنگی و آموزشی، منجر شده است.16
- مادرید، اسپانیا: مادرید با پلتفرم “Decide Madrid” (مادرید تصمیم میگیرد) یکی از پیشگامان مدل فناورانه PB است. این شهر سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون یورو را با مشارکت حدود ۱۰۰,۰۰۰ شهروند تخصیص میدهد.11 نکته کلیدی در مورد مادرید این است که پلتفرم آن، “Consul”، به صورت نرمافزار متنباز (Open Source) توسعه یافته و اکنون توسط بیش از ۵۰ شهر دیگر در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد. این امر نشاندهنده یک مدل موفق، قابل تکثیر و مقیاسپذیر برای دموکراسی دیجیتال است.11
مدل آمریکای شمالی: تنوع در اجرا و تمرکز
در ایالات متحده و کانادا، PB اغلب در سطح محلیتر (مانند یک منطقه شهرداری یا یک حوزه انتخابیه شورا) و با تمرکز بر بودجههای اختیاری مقامات منتخب اجرا میشود.
- نیویورک، ایالات متحده: فرآیند PBNYC نمونه بارز یک مدل غیرمتمرکز است. در این مدل، هر عضو شورای شهر داوطلبانه تصمیم میگیرد که حداقل ۱ میلیون دلار از بودجه سرمایهای اختیاری خود را به فرآیند PB اختصاص دهد. در سال ۲۰۲۵، حدود نیمی از اعضای شورا در این طرح شرکت کردهاند و مجموعاً بیش از ۲۴ میلیون دلار بودجه از این طریق توسط ساکنان محلات برای بهبود مدارس، پارکها، کتابخانهها و دیگر فضاهای عمومی تخصیص مییابد.2
- شیکاگو، ایالات متحده: اولین تجربه PB در آمریکا در سال ۲۰۰۹ در یکی از مناطق (Ward 49) شیکاگو با بودجه ۱.۳ میلیون دلاری آغاز شد.29 این تجربه موفق به تدریج به مناطق دیگر شهر نیز گسترش یافت و الهامبخش بسیاری از شهرهای دیگر در آمریکا شد.
- تاکوما، واشنگتن: این مطالعه موردی همزمان موفقیت و شکنندگی مدل PB را نشان میدهد. شهر تاکوما با تخصیص ۱ میلیون دلار به ازای هر منطقه، پروژههای قابل توجهی را به سرانجام رساند؛ از جمله تخصیص ۸۰۰,۰۰۰ دلار برای برنامههای فرهنگی و جوانان در منطقه ۴ (با مشارکت ۱۲,۰۰۰ رأیدهنده) و ساخت یک پارک اسکیت سرپوشیده به ارزش ۱ میلیون دلار در منطقه ۲ (با مشارکت ۵,۰۰۰ رأیدهنده).3 با این حال، همین شهر به دلیل مواجهه با محدودیتهای بودجهای، مجبور به تعلیق دور جدید فرآیند در سال ۲۰۲۵ شد که نشان میدهد این مدل به شدت به ثبات مالی دولتهای محلی وابسته است.4
- پروژههای متمرکز بر جوانان: شهر سیاتل با ابتکار “Youth Voice, Youth Choice” (صدای جوانان، انتخاب جوانان)، مبلغ ۷۰۰,۰۰۰ دلار از بودجه شهر را منحصراً در اختیار جوانان ۱۱ تا ۲۵ ساله قرار داد تا خودشان در مورد پروژههای مورد نیازشان تصمیمگیری کنند.29 این مدل نشان میدهد که PB میتواند به عنوان ابزاری هدفمند برای توانمندسازی گروههای جمعیتی خاص نیز به کار رود.
مدلهای نوظهور در سراسر جهان
فراتر از اروپا و آمریکای شمالی، مدلهای خلاقانهای در کشورهای در حال توسعه نیز در حال ظهور هستند.
- پنیالولن، شیلی: این شهر با حدود ۲۴۰,۰۰۰ نفر جمعیت، مبلغی معادل ۶۶۰,۰۰۰ دلار را به بودجهریزی مشارکتی اختصاص داد و از طریق یک پلتفرم آنلاین به نرخ مشارکت چشمگیر ۱۰.۱٪ دست یافت. یکی از نوآوریهای این مدل، وضع قانونی بود که تخصیص بودجه به دو پروژه برتر در هر محله را تضمین میکرد. این قاعده، توزیع عادلانه جغرافیایی منابع را در سراسر شهر تضمین نمود.31
- آرلون، بلژیک: این شهر کوچک با تنها ۳۰,۰۰۰ نفر جمعیت، نشان داد که PB در مقیاسهای بسیار کوچک نیز قابل اجراست. شهرداری مبلغ ۲۵,۰۰۰ یورو را به پروژههای مرتبط با توسعه پایدار اختصاص داد و شهروندان از طریق یک پلتفرم دیجیتال، پروژههایی مانند ایجاد مسیرهای تنوع زیستی و فضای سبز شهری را انتخاب کردند.31
این مطالعات موردی نشاندهنده یک روند مشخص به سوی دیجیتالی شدن فرآیندهای مشارکتی، به ویژه در کشورهای توسعهیافته است. پلتفرمهای آنلاین امکان مشارکت در مقیاس وسیع (همانند پاریس و مادرید) را فراهم میکنند، اما همزمان ریسک ایجاد “شکاف دیجیتال” را نیز به همراه دارند. تحلیلها در مورد پلتفرم “Decide Madrid” نشان میدهد که مشارکت افراد مسنتر به دلیل آشنایی کمتر با فناوریهای دیجیتال، به طور معناداری پایینتر است.32 برای مقابله با این چالش، شهرداری مادرید ناگزیر به ایجاد فضاهای گفتگوی حضوری و صندوقهای رأی فیزیکی شد تا از مشارکت این گروه اطمینان حاصل کند.33 این تجربه در تضاد مستقیم با مدل اولیه پورتو آلگره قرار دارد که با تکیه بر مجامع عمومی حضوری، توانست گروههای کمسواد و کمدرآمد را به طور مؤثری بسیج کند.10 این تفاوت یک درس مهم را برجسته میسازد: انتخاب سازوکار مشارکت (دیجیتال، حضوری یا ترکیبی) یک تصمیم فنی خنثی نیست، بلکه پیامدهای عمیقی برای عدالت و فراگیری فرآیند دارد. هرگونه طراحی مدل برای ایران، با توجه به وجود شکافهای دیجیتال و تفاوت سطح دسترسی در مناطق شهری و روستایی، باید از ابتدا یک رویکرد ترکیبی را مد نظر قرار دهد تا از توانمندسازی صرفاً طبقه متوسط شهری که به فناوری دسترسی دارند، اجتناب شود.
جدول ۲: مقایسه مدلهای بودجهریزی مشارکتی در شهرهای منتخب جهان
| شهر (City) | مقیاس بودجه (Budget Scale) | سطح مشارکت (Participation Level) | سازوکار اصلی (Key Mechanism) | انواع پروژهها (Project Types) | منبع داده (Source) |
| پورتو آلگره، برزیل | ~۲۰٪ بودجه سرمایهگذاری شهر | بالا در میان گروههای کمدرآمد (اوج: ۱۷,۲۰۰ نفر) | مجامع عمومی محلهای و موضوعی، نمایندگان منتخب | زیرساختهای اساسی (آب، فاضلاب)، مدارس، بهداشت | 10 |
| پاریس، فرانسه | ۱۰۰ میلیون یورو سالانه (~۵٪ بودجه) | ~۲۵۰,۰۰۰ نفر (متغیر) | پلتفرم آنلاین متمرکز | نوسازی شهری، باغهای دیواری، پروژههای فرهنگی | 11 |
| مادرید، اسپانیا | ۱۰۰ میلیون یورو سالانه | ~۱۰۰,۰۰۰ نفر | پلتفرم آنلاین Decide Madrid (متن باز) | زیرساخت شهری، پروژههای اجتماعی | 11 |
| نیویورک، آمریکا | ~۲۴ میلیون دلار در سال (در مناطق مشارکتی) | متغیر بر اساس منطقه | جلسات محلی + رأیگیری آنلاین/آفلاین | بهبود مدارس، پارکها، کتابخانهها، فضاهای عمومی | 2 |
| تاکوما، آمریکا | ۸۰۰,۰۰۰ دلار (منطقه ۴)؛ ۱ میلیون دلار (منطقه ۲) | ۱۲,۰۰۰ نفر (منطقه ۴)؛ ۵,۰۰۰ نفر (منطقه ۲) | رأیگیری عمومی بر روی پروپوزالهای نهایی | برنامههای فرهنگی و جوانان، پارک اسکیت | 3 |
| پنیالولن، شیلی | ~۶۶۰,۰۰۰ دلار | ۱۰.۱٪ جمعیت | پلتفرم آنلاین | زیرساخت عمومی، ایمنی، فضاهای بین نسلی | 31 |
بخش ۴: سازوکارهای تخصصی و نوآوریهای فناورانه
موفقیت بودجهریزی مشارکتی تنها به اراده سیاسی و تخصیص بودجه وابسته نیست، بلکه به طراحی دقیق و اجرای صحیح یک چرخه فرآیندی مشخص نیاز دارد. همزمان، نوآوریهای فناورانه، به ویژه فناوری بلاکچین، افقهای جدیدی را برای افزایش شفافیت و پاسخگویی در این فرآیندها گشودهاند.
کالبدشکافی یک چرخه کامل بودجهریزی مشارکتی
اگرچه جزئیات اجرایی در هر شهر متفاوت است، اما یک چرخه استاندارد بودجهریزی مشارکتی معمولاً شامل مراحل زیر است که طی یک سال مالی به اجرا در میآید 2:
- طراحی و آمادهسازی (Design & Groundwork): این مرحله بنیادین، پیش از آغاز مشارکت عمومی صورت میگیرد. یک کمیته راهبری متشکل از نمایندگان جامعه، فعالان مدنی و مقامات دولتی، قوانین و چارچوب فرآیند را تدوین میکند. موضوعاتی مانند میزان دقیق بودجه، معیارهای واجد شرایط بودن پروژهها، و نحوه رأیگیری در این مرحله مشخص میشود. این مرحله برای ایجاد اعتماد و مشروعیت کل فرآیند حیاتی است.35
- جمعآوری ایده (Idea Collection): در این مرحله، فرآیند به روی عموم شهروندان گشوده میشود. از طریق جلسات عمومی در محلات، پلتفرمهای آنلاین، یا حتی صندوقهای فیزیکی نصب شده در مکانهای عمومی، از ساکنان دعوت میشود تا ایدهها و پیشنهادات خود را برای بهبود محله یا شهرشان ارائه دهند.2
- توسعه پروپوزال (Proposal Development): این مرحله، که شاید حیاتیترین و در عین حال چالشبرانگیزترین بخش فرآیند باشد، ایدههای خام مردمی را به پروژههای عملیاتی و قابل اجرا تبدیل میکند. در این مرحله، داوطلبانی از میان شهروندان که “نمایندگان بودجه” (Budget Delegates) نامیده میشوند، با کمک کارشناسان فنی از سازمانهای دولتی (مانند مهندسان، معماران و کارشناسان مالی) همکاری میکنند تا هر ایده را از نظر فنی، قانونی و مالی بررسی کرده و برای آن یک پروپوزال دقیق با برآورد هزینه مشخص تهیه کنند.2
- رأیگیری (Voting): پس از نهایی شدن لیست پروپوزالهای واجد شرایط، مرحله رأیگیری عمومی آغاز میشود. شهروندان (معمولاً ساکنان بالای یک سن مشخص، صرف نظر از تابعیت) فرصت دارند تا به پروژههای مورد علاقه خود رأی دهند. این رأیگیری میتواند به صورت آنلاین، حضوری در مراکز رأیگیری مشخص (مانند کتابخانهها و مدارس)، یا به صورت ترکیبی انجام شود.2
- تأمین مالی و اجرا (Funding & Implementation): پروژههایی که بیشترین رأی را کسب کردهاند تا سقف بودجه تعیین شده، به عنوان پروژههای برنده اعلام میشوند. این پروژهها رسماً در بودجه سالانه شهرداری گنجانده شده و توسط سازمانهای دولتی مربوطه به اجرا در میآیند.2
- نظارت و ارزیابی (Monitoring & Evaluation): چرخه با اجرای پروژهها به پایان نمیرسد. در مرحله نهایی، نمایندگان جامعه بر روند اجرای پروژههای مصوب نظارت میکنند تا از تطابق آن با آنچه به رأی گذاشته شده، اطمینان حاصل کنند. همچنین، کل فرآیند PB مورد ارزیابی قرار میگیرد تا نقاط ضعف و قوت آن شناسایی شده و در چرخه سال بعد اصلاح شود.34
تحلیل این چرخه نشان میدهد که مرحله “توسعه پروپوزال” یک نقطه شکست بالقوه است. این مرحله جایی است که شور و اشتیاق شهروندان با واقعیتهای بوروکراتیک روبرو میشود. اگر کارشناسان دولتی همکاری لازم را نداشته باشند یا با دیدی تحقیرآمیز با ایدههای شهروندان برخورد کنند، این مرحله میتواند به گلوگاهی برای سرکوب مشارکت و دلسرد کردن داوطلبان تبدیل شود. تجارب عملی نشان داده است که مقاومت کارمندان و پیچیدگیهای فنی میتواند منجر به حذف بسیاری از ایدههای مردمی یا ارائه پروژههای غیرعملی برای رأیگیری شود که در نهایت اعتماد به کل فرآیند را از بین میبرد.37 بنابراین، موفقیت PB نیازمند سرمایهگذاری ویژه بر این مرحله، از طریق آموزش کارمندان برای همکاری با شهروندان و ارائه راهنماییهای فنی قابل فهم به داوطلبان است.
بلاکچین: مرز جدید شفافیت در هزینهکرد عمومی
یکی از انتقادات رایج به PB این است که پس از رأیگیری، شهروندان کنترل و نظارت کمی بر فرآیند اجرای پروژهها دارند. فناوری بلاکچین پتانسیل حل این مشکل و ایجاد یک جهش کوانتومی در شفافیت و پاسخگویی را دارد.
- مفهوم و ویژگیها: بلاکچین یک دفتر کل توزیعشده، عمومی و رمزنگاری شده است.38 ویژگیهای کلیدی آن که برای مدیریت مالی عمومی اهمیت دارند عبارتند از:
- تغییرناپذیری (Immutability): پس از ثبت یک تراکنش (مانند پرداخت به یک پیمانکار) در بلاکچین، تغییر یا حذف آن تقریباً غیرممکن است. این ویژگی از هرگونه دستکاری و فساد در اسناد مالی جلوگیری میکند.38
- شفافیت و قابلیت ردیابی (Transparency & Traceability): تمام تراکنشها در یک زنجیره به هم پیوسته ثبت میشوند و (بسته به سطح دسترسی تعریف شده) برای همه طرفهای مجاز قابل مشاهده هستند. این امکان ردیابی لحظهای پول را از زمان تخصیص بودجه تا آخرین مرحله هزینه-کرد فراهم میکند.38
- اتوماسیون با قراردادهای هوشمند (Automation with Smart Contracts): قراردادهای هوشمند، کدهای کامپیوتری هستند که بر روی بلاکچین اجرا میشوند و میتوانند تراکنشها را به صورت خودکار و بر اساس شرایط از پیش تعیینشده انجام دهند. برای مثال، میتوان یک قرارداد هوشمند تعریف کرد که پس از تأیید تکمیل یک مرحله از پروژه توسط ناظران مردمی، پرداخت به پیمانکار را به طور خودکار آزاد کند. این امر بوروکراسی، تأخیر و امکان اعمال نفوذ را کاهش میدهد.38
- کاربرد در بودجهریزی مشارکتی: با استفاده از بلاکچین، میتوان یک سیستم کاملاً شفاف برای پروژههای مصوب PB ایجاد کرد. شهروندان میتوانند به جای اتکا به گزارشهای دورهای دولت، به صورت آنلاین و در هر لحظه، جریان مالی پروژه مورد حمایت خود را مشاهده کنند. آنها خواهند دید که چه مبلغی، در چه تاریخی و به چه شخص یا شرکتی برای ساخت پارک محلهشان پرداخت شده است. این سطح از شفافیت، یک حلقه پاسخگویی مستمر و قدرتمند ایجاد میکند.40
- مطالعه موردی: FundsChain بانک جهانی: این پروژه آزمایشی که توسط بانک جهانی در حال اجراست، از فناوری بلاکچین برای ردیابی وامها و کمکهای مالی به پروژههای توسعهای استفاده میکند. این سیستم به وامگیرندگان و نهادهای ناظر اجازه میدهد تا تعهدات، پرداختها و هزینهکردها را به صورت لحظهای رصد کرده و گزارشهای مالی خودکار تولید کنند.40 FundsChain یک نمونه عملی و الهامبخش از چگونگی به کارگیری این فناوری برای مدیریت شفاف منابع عمومی است.
ارزش اصلی بلاکچین در این زمینه، صرفاً جلوگیری از فساد نیست، بلکه حل مشکل بنیادین “عدم تقارن اطلاعات” پس از مرحله رأیگیری است. در مدل سنتی، نظارت یک فعالیت دورهای و واکنشی است (شهروندان پس از بروز مشکل شکایت میکنند). با بلاکچین، نظارت به یک حسابرسی عمومی، مستمر و پیشگیرانه تبدیل میشود. این تغییر، موازنه قدرت را در مرحله اجرا به نفع شهروندان تغییر میدهد و به طور مؤثری با حس دلسردی و بیاعتمادی که اغلب به دلیل تأخیر یا تغییر غیرشفاف پروژهها ایجاد میشود، مقابله میکند.37
بخش ۵: چالشها، نقدها و الزامات موفقیت
علیرغم مزایای فراوان و داستانهای موفقیتآمیز، بودجهریزی مشارکتی یک راهحل جادویی برای تمام مشکلات حکمرانی نیست. این فرآیند با چالشها و انتقادات جدی روبرو است و موفقیت آن به پیشنیازهای مشخصی وابسته است. درک واقعبینانه این چالشها برای هرگونه تلاش جهت پیادهسازی این مدل، امری ضروری است.
چالشهای کلیدی در اجرا
- تأمین مالی ناکافی (Underfunding): این یکی از رایجترین و مخربترین مشکلات است. زمانی که بودجه تخصیص یافته به PB بسیار ناچیز باشد، شهروندان احساس میکنند که مشارکت آنها تأثیر معناداری نخواهد داشت. صرف ساعتها وقت و انرژی برای تصمیمگیری در مورد مبلغی که تنها میتواند به چند پروژه کوچک مانند نصب چند سطل زباله یا سرعتگیر منجر شود، برای بسیاری از مردم “ارزشش را ندارد”.37 بودجه ناکافی نه تنها مشارکت را کاهش میدهد، بلکه میتواند منجر به دلسردی و بیاعتمادی به کل ایده مشارکت شده و فرآیند را از درون تهی کند.
- خطر دولتیسازی و تشریفاتی شدن (Co-option and Tokenism): این خطر وجود دارد که دولتها از PB به عنوان یک ابزار روابط عمومی استفاده کنند تا صرفاً “تیک” مشارکت عمومی را در کارنامه خود ثبت کنند، بدون آنکه قدرت واقعی را به شهروندان واگذار نمایند.37 در چنین حالتی، فرآیند به موضوعات حاشیهای و کماهمیت (مانند زیباسازی پارکها) محدود میشود و تصمیمات اصلی در مورد بودجههای کلان (مانند حمل و نقل، مسکن، بهداشت) همچنان پشت درهای بسته گرفته میشود. این رویکرد تشریفاتی، PB را از یک ابزار تحولآفرین به یک “شیر اطمینان” برای تخلیه فشارهای اجتماعی تقلیل میدهد.42
- مقاومت بوروکراتیک و فقدان کارکنان متخصص: کارمندان و مدیران دولتی ممکن است PB را به عنوان یک بار کاری اضافی، تهدیدی برای اختیارات خود، یا یک فرآیند ناکارآمد ببینند و در برابر آن مقاومت کنند.37 اجرای موفق PB نیازمند مهارتهای تسهیلگری، ارتباطی و کار با جامعه است که بسیاری از بوروکراتها فاقد آن هستند. علاوه بر این، سپردن مسئولیت اجرای PB به کارمندانی که وظایف روزمره دیگری نیز دارند، منجر به فرسودگی شغلی و اجرای ضعیف فرآیند میشود. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان بر ضرورت تخصیص بودجه برای استخدام کارکنان تماموقت و متخصص برای مدیریت فرآیند PB تأکید دارند.37
- مشارکت نابرابر (Unequal Participation): اگر فرآیند PB به دقت طراحی نشود، به جای آنکه صدای به حاشیه راندهشدگان باشد، میتواند به ابزاری برای تقویت صدای گروههای برخوردارتر تبدیل شود. افراد با تحصیلات بالاتر، درآمد بیشتر و دسترسی بهتر به اطلاعات، معمولاً مشارکت فعالتری در این فرآیندها دارند. این پدیده که به “تسخیر نخبگان” (Elite Capture) معروف است، میتواند منجر به تخصیص منابع به نفع محلات و گروههای مرفهتر شده و نابرابریهای موجود را تشدید کند.19
- از دست رفتن اراده سیاسی (Loss of Political Will): پایداری و موفقیت بلندمدت PB به شدت به حمایت مستمر رهبران سیاسی (مانند شهردار و اعضای شورا) وابسته است. همانطور که تجربه خود پورتو آلگره نشان داد، زمانی که یک دولت جدید با تعهد کمتر به قدرت میرسد، میتواند با کاهش بودجه، ایجاد موانع بوروکراتیک، یا بیتوجهی به نتایج، فرآیند را به تدریج تضعیف کرده و حتی به طور کامل متوقف سازد. این وابستگی به اراده سیاسی، یکی از بزرگترین نقاط ضعف ساختاری PB است.28
عوامل کلیدی موفقیت
برای غلبه بر این چالشها، تجارب جهانی مجموعهای از عوامل کلیدی موفقیت را شناسایی کردهاند:
- تعهد سیاسی پایدار: حمایت قاطع و علنی از سوی بالاترین سطوح مدیریتی شهر برای تأمین منابع مالی، جلب همکاری بوروکراسی و دفاع از فرآیند در برابر حملات سیاسی ضروری است.19
- بودجه معنادار: بودجه تخصیص یافته باید به اندازهای باشد که بتواند پروژههایی با تأثیر مشهود و ملموس را تأمین مالی کند و مشارکت شهروندان را توجیه نماید. به عنوان یک قاعده کلی، پروژه بودجهریزی مشارکتی (PBP) تخصیص حداقل ۱ میلیون دلار به ازای هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر جمعیت را توصیه میکند.37
- طراحی فراگیر و عادلانه (Inclusive Design): فرآیند باید به طور فعال برای رفع موانع مشارکت گروههای به حاشیه رانده شده طراحی شود. این امر شامل استفاده از روشهای ترکیبی آنلاین و حضوری، برگزاری جلسات در زمانها و مکانهای مناسب، ارائه خدمات جانبی مانند مهدکودک یا کمک هزینه ایاب و ذهاب، و انجام اطلاعرسانی هدفمند از طریق رهبران و نهادهای معتمد جوامع محلی است.34
- جامعه مدنی قوی و مستقل: وجود یک جامعه مدنی فعال و سازمانیافته برای بسیج شهروندان، آموزش آنها، دفاع از تمامیت فرآیند و نظارت بر عملکرد دولت، حیاتی است. PB در خلأ موفق نمیشود و نیازمند یک اکوسیستم مدنی پویا است.11
جدول ۳: ماتریس چالشها و راهکارهای مقابله در بودجهریزی مشارکتی
| چالش (Challenge) | شرح (Description) | راهکار/استراتژی مقابله (Mitigation Strategy) | منبع داده (Source) |
| بودجه ناکافی | بودجه تخصیصیافته آنقدر کم است که مشارکت را بیمعنا میکند. | تعیین یک حداقل بودجه معنادار (مثلاً ۱٪ بودجه شهر یا ۱ میلیون دلار به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر). پیوند دادن PB به بودجههای اصلی خدمات، نه فقط کمکهای مالی کوچک. | 37 |
| مشارکت نابرابر | فرآیند توسط گروههای برخوردارتر تسخیر میشود و گروههای به حاشیه رانده شده غایب هستند. | طراحی ترکیبی (آنلاین و حضوری)، ارائه مشوقها (ایاب و ذهاب، مراقبت از کودک)، همکاری با رهبران جوامع محلی برای اطلاعرسانی هدفمند. | 33 |
| مقاومت بوروکراتیک | کارمندان دولت فرآیند را به عنوان یک بار اضافی میبینند و در برابر آن مقاومت میکنند. | تخصیص بودجه برای استخدام کارمندان تماموقت و متخصص برای PB. برگزاری دورههای آموزشی مشترک برای کارمندان و شهروندان. ایجاد دستورالعملهای روشن برای همکاری. | 37 |
| از دست رفتن اراده سیاسی | دولت جدید از فرآیند حمایت نمیکند و آن را تضعیف یا متوقف میکند. | نهادینهسازی PB در قوانین و مقررات شهری به جای وابستگی به یک فرد. ایجاد یک ائتلاف گسترده از جامعه مدنی برای دفاع از فرآیند. | 13 |
| تشریفاتی شدن | PB به یک تمرین روابط عمومی تبدیل میشود و قدرت واقعی به شهروندان واگذار نمیشود. | تضمین اینکه تصمیمات شهروندان الزامآور است. شفافسازی کامل در مورد محدودیتهای بودجه و دلایل رد پروژهها. | 27 |
بخش ۶: امکانسنجی و نقشه راه برای ایران
با توجه به تحلیل مبانی نظری، تجارب جهانی و چالشهای موجود، اکنون میتوان به پرسش اصلی بازگشت: آیا ایده “توزیع عادلانه مالیات با مشارکت مودیان” در ایران قابل اجراست؟ پاسخ به این پرسش نیازمند یک تحلیل واقعبینانه از موانع و فرصتهای موجود در بستر سیاسی، قانونی و اجتماعی ایران و ارائه یک نقشه راه مرحلهای و بومی است.
تحلیل وضعیت موجود: موانع و فرصتها
پیادهسازی یک مدل مشارکتی در نظام مالیاتی و بودجهریزی ایران با موانع و فرصتهای جدی روبرو است.
- موانع قانونی و نهادی:
- ساختار متمرکز: نظام برنامهریزی و بودجهریزی در ایران به شدت متمرکز است و اختیارات محدودی برای نهادهای محلی، به ویژه در امور مالی، قائل است.
- چارچوب قانونی ناکافی: تحقیقات حقوقی به صراحت نشان میدهند که قوانین فعلی، از جمله “قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور”، بستر لازم برای اجرای بودجهریزی مشارکتی را فراهم نمیکنند. این قوانین برای یک مدل دموکراسی نمایندگی طراحی شدهاند و سازوکارهای لازم برای مشارکت مستقیم شهروندان در تصمیمگیریهای مالی را پیشبینی نکردهاند. در واقع، چارچوب قانونی فعلی نه تنها تسهیلگر نیست، بلکه میتواند به عنوان یک مانع عمل کند.13
- فرهنگ سازمانی: فرهنگ بوروکراتیک غالب در سازمانهای دولتی ایران، اغلب در برابر شفافیت و واگذاری اختیار به شهروندان مقاومت میکند.
- فرصتهای نوظهور:
- زیرساخت دیجیتال: همانطور که پیشتر ذکر شد، “سامانه مودیان” و پایانههای فروشگاهی، یک زیرساخت فناورانه بیسابقه برای شفافسازی جریانهای مالی در کشور ایجاد کردهاند. این سیستم میتواند به عنوان شالوده فنی برای ردیابی مالیاتها و پیوند دادن آنها به پروژههای مشخص عمل کند.7
- گفتمان عمومی و نیاز به اعتمادسازی: نارضایتی عمومی از کیفیت خدمات در مقایسه با بار مالیاتی و همچنین نیاز دولت به افزایش درآمدهای پایدار، یک زمینه مشترک برای گفتگو پیرامون شفافیت و مشارکت ایجاد کرده است. طرح “نشاندار کردن مالیاتها” دقیقاً از دل همین نیاز متقابل بیرون آمده و نشاندهنده وجود سطحی از آمادگی در میان سیاستگذاران برای آزمودن مدلهای جدید است.9
- نهادهای محلی موجود: با وجود تمام ضعفها، نهادهایی مانند شوراهای شهر و روستا و به ویژه شورایاریها در شهرهای بزرگ، ظرفیت بالقوهای برای تبدیل شدن به مجریان و نهادهای لنگرگاهی برای فرآیندهای PB در مقیاس محلی را دارا هستند. تقویت این نهادها میتواند اولین گام برای ایجاد یک ساختار مشارکتی باشد.13
طراحی یک مدل بومی: از مالیات نشاندار تا بودجهریزی مشارکتی کامل
با توجه به موانع موجود، به ویژه موانع قانونی و سیاسی، پیادهسازی یکباره یک مدل جامع PB در سراسر کشور غیرواقعبینانه است. یک رویکرد هوشمندانهتر، اتخاذ یک استراتژی مرحلهای و تدریجی است که با گامهای کوچک و کمریسک آغاز شده و به تدریج به سمت یک مدل کاملتر حرکت میکند.
- فاز ۱: اجرای آزمایشی “مالیات نشاندار” (Tax-Tagging Pilot): این فاز به عنوان یک گام اولیه و اعتمادساز، بر پایه ایده موجود 9 طراحی میشود.
- اقدام: در یک یا دو شهر داوطلب، یک برنامه آزمایشی اجرا شود که در آن مودیان مالیاتی (به ویژه مشاغل و اصناف) هنگام ارائه اظهارنامه مالیاتی خود از طریق سامانه مودیان، بتوانند بخش کوچکی از مالیات قطعیشده خود (مثلاً ۱ تا ۲ درصد) را به یکی از چند سرفصل کلی هزینهای از پیش تعیینشده توسط شهرداری (مانند “بهسازی پارکها و فضای سبز”، “تجهیز کتابخانههای عمومی”، “آسفالت و لکهگیری معابر”) اختصاص دهند.
- هدف: این کار اصل “انتخاب” را به مودی معرفی میکند، ارتباط مستقیم بین پرداخت مالیات و خدمات شهری را برقرار میسازد و دادههای ارزشمندی در مورد اولویتهای شهروندان در اختیار مدیران شهری قرار میدهد، بدون آنکه پیچیدگیهای فرآیند تصمیمگیری جمعی را داشته باشد.
- فاز ۲: بودجهریزی مشارکتی در مقیاس محله (Neighborhood-Level PB): در این فاز، مدل کامل PB در مقیاسی کوچک و قابل مدیریت آزموده میشود.
- اقدام: در چند محله منتخب از شهرهای بزرگ که دارای شورایاریهای فعال هستند، بخش کوچکی از بودجه عمرانی یا خدماتی شهرداری منطقه به یک فرآیند کامل PB اختصاص یابد. شورایاریها با حمایت شهرداری، مسئولیت برگزاری جلسات جمعآوری ایده، کمک به تشکیل گروههای داوطلب برای توسعه پروپوزالها و برگزاری رأیگیری محلی را بر عهده میگیرند.
- هدف: این مرحله به ظرفیتسازی در سطح محلی (هم برای شهروندان و هم برای مدیران)، شناسایی چالشهای عملی اجرای PB در بافت اجتماعی ایران، و ایجاد نمونههای موفق کوچک برای الهامبخشی به سایر مناطق کمک میکند.
- فاز ۳: نهادینهسازی و گسترش (Institutionalization and Scale-Up): پس از ارزیابی نتایج فازهای آزمایشی، گامهای لازم برای تعمیم و نهادینهسازی این مدل در سطح ملی برداشته میشود.
- اقدام: بر اساس درسهای آموختهشده، اصلاحات قانونی لازم در “قانون شوراها” و سایر قوانین مرتبط برای به رسمیت شناختن بودجهریزی مشارکتی، تعریف وظایف شهرداریها و شوراها در این زمینه، و الزام به تخصیص درصدی از بودجههای شهرداریها به این فرآیند، تدوین و تصویب شود.
- هدف: این مرحله، PB را از یک پروژه آزمایشی به یک رویه دائمی و قانونی در نظام حکمرانی محلی ایران تبدیل میکند و پایداری آن را در برابر تغییرات سیاسی تضمین مینماید.
نقشه راه پیشنهادی
- اصلاحات قانونی و ایجاد کارگروه ملی (۱-۲ سال): تشکیل یک کارگروه ملی با حضور نمایندگانی از مجلس شورای اسلامی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت کشور، شهرداریها، شوراها و متخصصان دانشگاهی و مدنی. وظیفه این کارگروه، تدوین پیشنویس اصلاحات قانونی لازم برای ایجاد بستر حقوقی بودجهریزی مشارکتی است.13
- اجرای پروژههای آزمایشی (۲-۴ سال): به موازات تلاشهای قانونی، اجرای همزمان پروژههای آزمایشی “مالیات نشاندار” و “PB در مقیاس محله” در شهرهای داوطلب برای کسب تجربه عملی، جمعآوری داده و شناسایی بهترین شیوههای بومی.
- ظرفیتسازی و آموزش (مداوم): طراحی و اجرای برنامههای آموزشی مستمر برای مدیران و کارشناسان شهرداریها، اعضای شوراها و شورایاریها، و فعالان مدنی در زمینه اصول و مهارتهای تسهیلگری، طراحی فرآیند و نظارت بر بودجهریزی مشارکتی.
- ایجاد پلتفرم ملی مشارکت (۳-۵ سال): توسعه یک پلتفرم دیجیتال ملی و متنباز برای بودجهریزی مشارکتی، با الگوبرداری از نمونههای موفقی مانند “Consul” 16 و تطبیق آن با نیازها و الزامات فنی ایران. این پلتفرم میتواند برای احراز هویت رأیدهندگان به سامانه مودیان یا دیگر پایگاههای داده ملی متصل شود.
بخش ۷: سوالات متداول
این بخش به برخی از پرسشهای رایج در مورد ایده مشارکت مودیان در تعیین محل مصرف مالیات پاسخ میدهد.
- آیا این طرح باعث کاهش درآمدهای مالیاتی دولت نمیشود؟
خیر، شواهد جهانی دقیقاً عکس این موضوع را نشان میدهد. فرآیندهای مشارکتی با افزایش شفافیت و ایجاد حس مالکیت در میان شهروندان، به بازسازی اعتماد عمومی به نظام مالیاتی کمک میکنند. این افزایش اعتماد، منجر به تمایل بیشتر برای پرداخت داوطلبانه مالیات و در نتیجه، افزایش درآمدهای مالیاتی محلی میشود.1 هدف این طرح، کاهش هزینهها نیست، بلکه تخصیص بهینهتر و مشروعتر منابع موجود است.
- آیا شهروندان عادی تخصص لازم برای تصمیمگیری در مورد بودجه را دارند؟
این یک نگرانی رایج اما نابجاست. بودجهریزی مشارکتی از شهروندان نمیخواهد که تحلیلهای پیچیده مالی انجام دهند، بلکه از آنها میخواهد تا اولویتهای جامعه خود را بر اساس نیازهای واقعیشان مشخص کنند. علاوه بر این، در چرخه استاندارد PB، مرحلهای به نام “توسعه پروپوزال” وجود دارد که در آن، داوطلبان مردمی با کارشناسان فنی شهرداری همکاری میکنند تا اطمینان حاصل شود که ایدهها از نظر فنی، اجرایی و مالی امکانپذیر هستند. این فرآیند، دانش تجربی شهروندان را با تخصص فنی بوروکراسی ترکیب میکند.2
- هزینه اجرای چنین فرآیندی چقدر است؟
هزینهها بسته به مقیاس و پیچیدگی فرآیند متغیر است. هزینههای اصلی شامل تأمین بودجه برای استخدام کارکنان متخصص و تماموقت، هزینههای اطلاعرسانی و برگزاری جلسات، و در صورت لزوم، توسعه یک پلتفرم دیجیتال است.20 با این حال، طرفداران این مدل معتقدند که این هزینههای اجرایی در بلندمدت با مزایایی همچون افزایش کارایی، کاهش فساد، و جلوگیری از اجرای پروژههای غیرضروری و نامناسب که منابع عمومی را هدر میدهند، جبران میشود.20
- چگونه میتوان از تسلط گروههای خاص و برخوردار بر فرآیند جلوگیری کرد؟
این یکی از بزرگترین چالشهاست و نیازمند “طراحی فراگیر” (Inclusive Design) است. برای جلوگیری از تسخیر فرآیند توسط نخبگان، باید به طور فعال موانع مشارکت اقشار به حاشیه رانده شده را برطرف کرد. راهکارها شامل استفاده از یک مدل ترکیبی (هم جلسات حضوری و هم مشارکت آنلاین)، اطلاعرسانی هدفمند در محلات کمبرخوردار، همکاری با نهادهای مدنی و رهبران محلی مورد اعتماد، و ارائه امکاناتی مانند مهدکودک در زمان جلسات یا کمکهزینه ایاب و ذهاب است.33
- آیا این مدل با ساختار متمرکز حکمرانی در ایران سازگار است؟
اگرچه این مدل، تمرکزگرایی سنتی را به چالش میکشد، اما اجرای آن در سطح شهرداریها لزوماً به معنای تغییر بنیادین در ساختار کلی حکمرانی کشور نیست. بودجهریزی مشارکتی به معنای واگذاری اختیار بر بودجههای اختیاری محلی است. نقشه راه پیشنهادی که با پروژههای آزمایشی کوچک و در سطح محلی آغاز میشود، امکان تطبیق و یادگیری تدریجی این مدل را در چارچوب نظام موجود فراهم میکند. کلید موفقیت، ایجاد اراده سیاسی برای تقویت مدیریت محلی و تفویض اختیار واقعی به نهادهایی مانند شوراهاست؛ ضرورتی که در تحلیلهای حقوقی نظام ایران نیز بر آن تأکید شده است.13



