اخبار اقتصادیاخبار اقتصادی ایران

فروش برنج پاکستانی با قیمت استثنایی ۴۶ هزار تومان + محل عرضه

khabarhesab — c2



 

تحلیل جامع بازار برنج ایران: کالبدشکافی سیاست توزیع یارانه‌ای در بحبوحه بحران ارزی و رکورد قیمت‌ها

 

 

آخرین اخبار ایران تا تاریخ امروز در سال ۱۴۰۴: بحران برنج و مداخله دولتی

 

در تازه‌ترین اقدام از سوی نهاد سیاست‌گذار بازرگانی داخلی کشور، وزارت جهاد کشاورزی از آغاز مرحله جدیدی برای توزیع برنج وارداتی در قالب «تنظیم بازار» خبر داد. مجید حسنی‌مقدم، مدیرکل دفتر بازرگانی داخلی این وزارتخانه، جزئیات این طرح را تشریح کرد که بر اساس آن، فصل نوینی از همکاری میان بخش خصوصی و دولت برای مدیریت بازار کالاهای اساسی رقم خورده است.1

بر اساس این گزارش، در پی قرارداد منعقد شده میان وزارت جهاد کشاورزی و واردکنندگان بخش خصوصی، حجمی بالغ بر ۶۴ هزار تن برنج به عنوان قرارداد اولیه، برای تحویل به شرکت بازرگانی دولتی ایران (GTC) تعریف شده است.1 تا تاریخ اعلام این خبر (اواسط آبان ۱۴۰۴)، از مجموع این قرارداد، حدود ۱۱ هزار تن به GTC تحویل داده شده و به سرعت وارد شبکه توزیع کشوری شده است.1

نکته حائز اهمیت در این محموله ۱۱ هزار تنی، ترکیب آن است که شامل ۱۰ هزار تن برنج هندی و تنها ۱ هزار تن برنج پاکستانی می‌باشد.1 این اقدام با هدف کنترل قیمت‌های سرکش در بازار و حمایت از اقشار مصرف‌کننده صورت می‌گیرد و قیمت‌گذاری مصوب دولتی برای آن تعیین شده است:

  1. برنج پاکستانی رقم ۳۸۶: با قیمت استثنایی ۴۶,۰۰۰ تومان به ازای هر کیلوگرم.1
  2. برنج هندی (با آرم GTC): با قیمت مصوب ۵۹,۸۰۰ تومان به ازای هر کیلوگرم.1

مکانیسم توزیع این محصولات از طریق شبکه‌های مویرگی رسمی شامل فروشگاه‌های زنجیره‌ای، اتحادیه‌های صنفی و اصناف منتخب در سراسر کشور خواهد بود.7

برای درک اهمیت و مقیاس این مداخله دولتی، ضروری است که این ارقام مصوب در بستر واقعی اقتصاد ایران در آبان‌ماه ۱۴۰۴ تحلیل شوند. جدول زیر، شکاف عمیق میان «اقتصاد دستوری» (قیمت‌های اعلامی دولت) و «اقتصاد واقعی» (قیمت‌های کف بازار آزاد) را به تصویر می‌کشد.

جدول ۱: چشم‌انداز اقتصاد کلان و کالاهای اساسی (اواسط آبان ۱۴۰۴)

کالا (شاخص) قیمت مصوب / دولتی (تومان) قیمت بازار آزاد (تومان) منبع داده / یادداشت
برنج پاکستانی ۳۸۶ (دولتی) ۴۶,۰۰۰ ~۲۰۰,۰۰۰ [2, 12, 13] – قیمت آزاد ناشی از کمبود شدید در بازار
برنج هندی (دولتی) ۵۹,۸۰۰ 2
برنج ایرانی (هاشمی/طارم) ~۳۵۰,۰۰۰ تا ۵۰۰,۰۰۰ [12, 14, 15] – گزارش‌های میدانی از عبور سقف قیمت
گوشت مرغ گرم (کیلوگرم) ۱۳۷,۵۰۰ ~۱۴۸,۰۰۰ [16, 17] – نوسان قیمت علی‌رغم تعیین نرخ مصوب
گوشت گوسفندی (کیلوگرم) ~۶۰۰,۰۰۰ [17, 18] – قیمت در خرده‌فروشی‌های تهران
شیر پاستوریزه (بطری ۱ لیتری) ~۳۷,۵۰۰ [17, 19]
نرخ ارز (دلار آمریکا) ~۱۰۸,۰۰۰ [20] – نرخ در بازار آزاد
نرخ ارز (دلار تجاری) ~۷۲,۶۵۲ [21] – نرخ رسمی معاملات تجاری

 

تحلیل و توضیح جدول

 

داده‌های مندرج در جدول فوق، صرفاً یک لیست قیمت نیستند، بلکه نشان‌دهنده یک «واگرایی شدید» (Severe Divergence) در اقتصاد ایران هستند. اعلام فروش برنج ۴۶,۰۰۰ تومانی در شرایطی رخ می‌دهد که بازار در التهاب کامل به سر می‌برد. این واگرایی چند پیامد تحلیلی مهم در بر دارد:

۱. شکاف واقعیت (Reality Gap):

اعلام قیمت ۴۶,۰۰۰ تومان برای برنج پاکستانی در حالی صورت می‌گیرد که گزارش‌های میدانی از همان بازار در آبان ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که به دلیل کمبود شدید عرضه، قیمت همین برنج پاکستانی (در صورت یافت شدن) از کیلویی ۲۰۰,۰۰۰ تومان فراتر رفته است.12 این شکاف قیمتی ۴.۳ برابری (۴۳۰ درصدی) برای یک کالای واحد، نشان می‌دهد که سیاست تنظیم بازار در عمل شکست خورده و توزیع دولتی، تنها یک «جزیره قیمتی» غیرواقعی و بسیار کوچک در اقیانوسی از قیمت‌های آزاد است. این شکاف، پتانسیل عظیمی برای رانت، فساد در توزیع و شکل‌گیری بازار سیاه ایجاد می‌کند.

۲. بحران کالای جانشین (Substitute Good Crisis):

سوال کلیدی این است که چرا قیمت برنج ایرانی (طارم و هاشمی) به ارقام نجومی ۵۰۰,۰۰۰ تومان رسیده است 15؟ پاسخ مستقیماً به بحران در واردات گره خورده است. برنج‌های وارداتی (هندی و پاکستانی) به عنوان «کالای جانشین» و تنظیم‌گر قیمت برای ارقام ارزان‌تر برنج ایرانی (مانند فجر و ندا) عمل می‌کنند. زمانی که واردات این کالاها (همانطور که در بخش بعد خواهیم دید) متوقف می‌شود، تمام فشار تقاضای جامعه به سمت ارزان‌ترین برنج‌های داخلی سرازیر شده و در نتیجه، کل نردبان قیمت برنج در کشور، از کف تا سقف، به سمت بالا کشیده می‌شود.

۳. بحران خودساخته (Self-Inflicted Crisis):

قیمت ۵۰۰,۰۰۰ تومانی برنج ایرانی، نه لزوماً پیامد شکست کشاورز یا افزایش هزینه‌های تولید داخلی، بلکه نتیجه مستقیم شکست دولت در مدیریت زنجیره تأمین واردات و سیاست‌های ارزی است. در این چارچوب، اعلامیه حسنی‌مقدم در مورد توزیع ۱۱ هزار تن برنج، نه یک اقدام کنش‌گرانه برای تنظیم بازار، بلکه یک واکنش دیرهنگام، ناچیز و نمادین به بحرانی است که خودِ نهادهای سیاست‌گذار (مشخصاً در حوزه ارزی) مسبب ایجاد آن بوده‌اند.

 

توضیحات کامل: مکانیسم واردات و توزیع برنج تنظیم بازاری

 

برای درک عمق بحران، باید دو روایت موازی را بررسی کرد: روایتی که وزارت جهاد کشاورزی از فرآیند «رسمی» توزیع ارائه می‌دهد و روایتی که بخش خصوصی از واقعیت «اجرایی» و بحران در تخصیص ارز افشا می‌کند.

 

فرآیند رسمی: مکانیسم توزیع متمرکز دولتی

 

بر اساس اظهارات مقامات وزارت جهاد کشاورزی، فرآیند جدید تنظیم بازار برنج بر یک مکانیسم متمرکز استوار است که در آن، بخش خصوصی تنها به عنوان بازوی واردکننده عمل کرده و دولت (GTC) نقش توزیع‌کننده انحصاری را بر عهده می‌گیرد.

۱. نقش بخش خصوصی و ارز ترجیحی:

در این مدل، وزارت جهاد کشاورزی با واردکنندگان بخش خصوصی قرارداد منعقد می‌کند.2 این واردکنندگان موظف هستند با استفاده از «ارز ترجیحی» (احتمالاً نرخ ۲۸,۵۰۰ تومانی، که در بخش تاریخچه تحلیل خواهد شد)، اقدام به واردات برنج نمایند.23 الزام بخش خصوصی به فروش با قیمت مصوب دولتی نیز دقیقاً به دلیل بهره‌مندی آن‌ها از همین ارز یارانه‌ای است.2

۲. نقش محوری شرکت بازرگانی دولتی (GTC):

نقطه عطف این سیاست جدید، مصوبه کلیدی ستاد تنظیم بازار در شهریورماه ۱۴۰۴ است.25 طبق این مصوبه، هرگونه برنج وارداتی که با ارز ترجیحی وارد کشور می‌شود، باید در همان مبادی ورودی و گمرکات، مستقیماً به شرکت بازرگانی دولتی ایران (GTC) تحویل داده شود.25 این اقدام، کنترل کامل توزیع را از دست واردکننده خارج کرده و به دولت می‌سپارد. هدف از این تمرکزگرایی، جلوگیری از نشت کالا به بازار آزاد و تضمین عرضه با قیمت مصوب است.

۳. زنجیره توزیع نهایی:

پس از تحویل محموله‌ها به GTC (مانند همان ۱۱ هزار تن فعلی)، این شرکت برنج‌ها را در اختیار «کارگروه‌های استانی تنظیم بازار» قرار می‌دهد.2 این کارگروه‌های استانی هستند که سهمیه هر منطقه را مشخص کرده و کالا را به مقصد نهایی، یعنی «فروشگاه‌های زنجیره‌ای، اتحادیه‌ها و اصناف» تخصیص می‌دهند.7

۴. ذخایر موازی GTC:

مجید حسنی‌مقدم همچنین اشاره می‌کند که علاوه بر این قرارداد ۶۴ هزار تنی با بخش خصوصی، GTC به طور مستقل نیز ۳۵ هزار تن برنج وارداتی دیگر در اختیار دارد که آن هم به صورت موازی در شبکه توزیع (شامل فروشگاه‌های معرفی‌شده توسط وزارت تعاون) در حال تزریق است.2

این تصویر رسمی، یک مکانیسم هماهنگ و کنترل‌شده را نشان می‌دهد. اما این تصویر، تنها نیمی از ماجراست.

 

واقعیت اجرایی: بحران در تخصیص ارز و افشاگری بخش خصوصی

 

در تضاد کامل با تصویر آرام و منظمی که وزارت جهاد کشاورزی ترسیم می‌کند، انجمن‌های صنفی واردکنندگان برنج، روایتی فاجعه‌بار از واقعیت‌های پشت پرده ارائه می‌دهند. مسیح کشاورز، دبیر انجمن تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان برنج ایران، ابعاد یک بحران عمیق در زنجیره تأمین را افشا کرده است.24

۱. توقف ۱۰ ماهه تخصیص ارز:

بر اساس این گزارش‌ها، بانک مرکزی تخصیص ارز برای واردات برنج را از بهمن‌ماه ۱۴۰۳ (یعنی به مدت ۱۰ ماه متوالی) متوقف کرده است.30 این در حالی است که برنج دومین کالای اساسی پرمصرف در سبد خانوار ایرانی محسوب می‌شود.

۲. پارادوکس ۹ میلیارد دلاری:

این توقف در حالی رخ داده که معاونت ارزی بانک مرکزی اعلام کرده تا اواخر مهرماه، ۹ میلیارد دلار ارز کالاهای اساسی به وزارت جهاد کشاورزی تخصیص یافته است. افشاگری بخش خصوصی نشان می‌دهد که از این ۹ میلیارد دلار، «حتی یک دلار» هم صرف واردات برنج نشده است.30 این نشان می‌دهد که در اولویت‌بندی داخلی نهاد سیاست‌گذار، برنج از فهرست کالاهای اساسی ضروری خط خورده است.

۳. انسداد ۸۰۰ هزار تنی در گمرکات:

فاجعه‌بارترین پیامد این سیاست، توقف و دپوی ۸۰۰ هزار تن برنج وارداتی در گمرکات و بنادر کشور است.30 این محموله‌ها توسط بخش خصوصی و بر اساس مجوزهای قبلی وزارت جهاد وارد شده‌اند، اما به دلیل عدم تخصیص ارز توسط بانک مرکزی، امکان ترخیص پیدا نکرده‌اند.

۴. پیامدهای زنجیره‌ای توقف ارز:

این انسداد ۱۰ ماهه، صرفاً یک تأخیر لجستیکی نیست، بلکه اعتبار تجار ایرانی را در بازارهای جهانی (عمدتاً هند و پاکستان) نابود کرده است. فروشندگان خارجی از ارسال اسناد تجاری تا زمان دریافت پول خودداری می‌کنند و واردکنندگان ایرانی متحمل جریمه‌های سنگین دیرکرد (Demurrage) به صورت ارزی شده‌اند.29

 

تحلیل و جمع‌بندی: سیاست‌گذاری گسسته

 

تقابل این دو روایت، یک «گسست سیستمی» (Systemic Disconnect) را در بدنه دولت آشکار می‌سازد.31

از یک سو، وزارت جهاد کشاورزی (به عنوان متولی تنظیم بازار) به بخش خصوصی «دستور» واردات می‌دهد و قرارداد می‌بندد. از سوی دیگر، بانک مرکزی (به عنوان متولی ارز) از تخصیص منابع مالی برای اجرای این دستور امتناع می‌ورزد.

در این میان، معنای واقعی توزیع ۱۱ هزار تن برنج ۴۶ هزار تومانی چیست؟

این محموله، آغاز یک روند پایدار واردات نیست. این حجم ناچیز، به احتمال قریب به یقین، مربوط به آخرین قطره‌های قراردادهای منعقد شده «پیش از بهمن ۱۴۰۳» (یعنی قبل از آغاز بحران ارزی) یا یک «آزادسازی قطره‌چکانی» اضطراری برای کاهش فشار روانی ناشی از قیمت‌های ۵۰۰ هزار تومانی در بازار بوده است.

بنابراین، اعلامیه وزارت جهاد کشاورزی نه نشانه‌ی قدرت دولت در تنظیم بازار، بلکه نشانه‌ی استیصال و تلاشی دیرهنگام برای مدیریت افکار عمومی با استفاده از آخرین ذخایر موجود است، در حالی که بدنه اصلی زنجیره تأمین (۸۰۰ هزار تن) به دلیل ناهماهنگی داخلی دولت، در گمرکات فلج شده است.

 

تاریخچه : ریشه‌های شکست در سیاست‌گذاری ارزی و تنظیم بازار

 

اقدام اخیر دولت در توزیع برنج ۴۶ هزار تومانی، یک سیاست خلق‌الساعه نیست، بلکه ادامه‌ی یک دکترین اقتصادی چند دهه‌ای در ایران است که مبتنی بر «کنترل دستوری قیمت» از طریق «تخصیص ارز یارانه‌ای» می‌باشد. برای درک اینکه چرا این سیاست پیش از اجرا شکست خورده محسوب می‌شود، باید به ریشه‌های تاریخی و نتایج اثبات‌شده‌ی سیاست‌های مشابه در گذشته نگاه کرد.

 

تاریخچه ۱: دکترین تنظیم بازار در ایران

 

ریشه‌های ایدئولوژیک «تنظیم بازار» در ایران به اقتصاد متمرکز دهه ۱۳۶۰ و شرایط دوران جنگ تحمیلی بازمی‌گردد.34 در آن دوران، نهادهایی مانند «ستاد بسیج اقتصادی» و بعدها «سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان» با هدف توزیع عادلانه کالاهای اساسی و جلوگیری از گران‌فروشی از طریق تعیین قیمت مصوب و توزیع کوپنی شکل گرفتند.

اگرچه شرایط اقتصادی کشور به کلی دگرگون شده، اما این تفکر که «دولت باید قیمت‌ها را کنترل کند» به جای «دولت باید عرضه و تقاضا را مدیریت کند»، همچنان در هسته مرکزی سیاست‌گذاری اقتصادی باقی مانده است. مطالعات آکادمیک در طول دهه‌های گذشته، مانند بررسی‌های صورت گرفته بر روی سیاست «خرید تضمینی» (گندم و برنج) 35 یا پرداخت یارانه‌های مستقیم به کالاها، مکرراً نشان داده‌اند که این مداخلات قیمتی، در بلندمدت منجر به اتلاف منابع، ایجاد فساد و عدم اصابت به اهداف رفاهی شده‌اند.

 

تاریخچه ۲: فاجعه ارز ۴۲۰۰ تومانی (۱۳۹۷-۱۴۰۱)

 

ریشه تمام رانت‌ها و ساختارهای فسادزای کنونی در واردات کالاهای اساسی، به سیاست فاجعه‌بار ارز ۴۲۰۰ تومانی بازمی‌گردد. در فروردین ۱۳۹۷، دولت وقت در واکنش به شوک ارزی و خروج آمریکا از برجام، برای «کنترل قیمت‌ها»، نرخ دستوری ۴۲۰۰ تومان برای هر دلار را اعلام کرد و مدعی شد تمام نیازهای وارداتی کشور را با این نرخ تأمین می‌کند.36

این سیاست، که قرار بود تورم را مهار کند، خود به بزرگترین موتور تولید تورم و فساد در تاریخ اقتصاد ایران تبدیل شد.37 پیامدهای این سیاست عبارت بودند از:

  • خلق رانت نجومی: تخصیص ارز ارزان (در حالی که نرخ بازار آزاد چندین برابر بود) منجر به ایجاد صف‌های طولانی تقاضای کاذب برای واردات شد. این رانت عظیم، تنها به حلقه‌ای محدود از واردکنندگان خاص و افراد دارای روابط ویژه رسید.37 یک نمونه آماری تکان‌دهنده نشان می‌دهد که تعداد شرکت‌های فعال در واردات نهاده‌های دامی، پس از اجرای این سیاست، از ۱۵ شرکت به ۴۰۰ شرکت جهش یافت.39
  • تخلیه ذخایر ارزی: میلیاردها دلار از ذخایر استراتژیک ارزی کشور، که در شرایط تحریم به سختی به دست آمده بودند، صرف وارداتی شد که کالای آن یا هرگز به دست مردم نرسید، یا با قیمت ارز آزاد فروخته شد.37
  • ایجاد تورم از مسیر پایه پولی: این سیاست، برخلاف هدف اعلامی، به شدت تورم‌زا بود. بانک مرکزی مجبور بود برای تأمین این ارز ۴۲۰۰ تومانی، ارز حاصل از صادرات (مثلاً پتروشیمی) را با قیمت‌های بسیار بالاتر (مثلاً ۲۰,۰۰۰ تومان) خریداری کرده و با زیان بفروشد. این «زیان» مستقیماً به «رشد پایه پولی» و «چاپ پول» تبدیل شد و تورم افسارگسیخته سال‌های بعد را رقم زد.37
  • توزیع ناعادلانه یارانه: این یارانه به جای حمایت از اقشار کم‌درآمد، عمدتاً نصیب دهک‌های ثروتمند جامعه شد که مصرف بسیار بیشتری از کالاهای یارانه‌ای (مانند گوشت، لبنیات و…) داشتند.37

 

تاریخچه ۳: ناکارآمدی ارز ۲۸۵۰۰ تومانی (۱۴۰۱-۱۴۰۴)

 

پس از حذف پرهزینه ارز ۴۲۰۰ تومانی (که «جراحی اقتصادی» نام گرفت)، دولت سیزدهم بلافاصله یک نرخ ترجیحی جدید، یعنی ارز ۲۸,۵۰۰ تومانی را معرفی کرد.40 این نرخ، که قرار بود نسخه اصلاح‌شده سیاست قبلی باشد، دقیقاً همان نتایج فاجعه‌بار را تکرار کرد. برنج ۴۶,۰۰۰ تومانی که امروز اعلام شده، محصول واردات با همین ارز ۲۸,۵۰۰ تومانی است.

شواهد شکست این سیاست حتی از سوی نهادهای دولتی نیز تأیید شده است:

  • عدم اصابت ۷۰ درصدی یارانه: مطالعات رسمی «سازمان برنامه و بودجه کشور» نشان می‌دهد که تنها ۳۰ درصد از اثر یارانه ارزی (مابه‌التفاوت نرخ ۲۸,۵۰۰ تا نرخ بازار) به مصرف‌کننده نهایی می‌رسد. ۷۰ درصد مابقی، عملاً در حلقه‌های واسط زنجیره تأمین و توزیع به عنوان رانت، گم می‌شود و هیچ اثر ضد تورمی ندارد.41
  • پدیده تورم معکوس: در یک اعتراف رسمی و تکان‌دهنده، رئیس امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد: «آمارها نشان می‌دهد که کالاهای اساسی که ارز ترجیحی [۲۸,۵۰۰ تومانی] می‌گیرند، از تورم بیشتری نسبت به کالاهایی که ارز ترجیحی دریافت نمی‌کنند، برخوردار بودند.».44

این گزاره به آن معناست که ابزار «ارز ترجیحی»، نه تنها قیمت‌ها را کنترل نکرده، بلکه به دلیل ایجاد انحصار، رانت و اختلال در رقابت، عملاً به تورم در همان کالاها دامن زده است.

 

تاریخچه ۴: سیاست‌گذاری متناقض برنج (سرکوب دوگانه)

 

دولت در حوزه مشخص برنج، سیاستی اتخاذ کرده که به طور همزمان به تولیدکننده و مصرف‌کننده آسیب زده است:

  1. آسیب به تولیدکننده (لغو ممنوعیت فصلی): به طور سنتی، برای حمایت از شالیکاران داخلی، واردات برنج در فصل برداشت (از ابتدای مرداد تا پایان آبان) ممنوع اعلام می‌شد تا کشاورز بتواند محصول خود را با قیمت مناسب بفروشد.45 اما در تیرماه ۱۴۰۴، هیئت وزیران در اقدامی ناگهانی، این تنها سپر حمایتی کشاورز را لغو کرد و مجوز واردات در فصل برداشت را صادر نمود.45
  2. آسیب به مصرف‌کننده (توقف تخصیص ارز): همزمان با لغو ممنوعیت واردات (که سیگنالی منفی به کشاورز بود)، دولت (بانک مرکزی) تخصیص ارز به همان واردات را متوقف کرد (که سیگنالی منفی به مصرف‌کننده بود).30

این «سیاست سرکوب دوگانه» (Dual Suppression Policy)، بدترین نتیجه ممکن را به بار آورد: کشاورز داخلی با احساس رهاشدگی و رقابت (هرچند بالقوه) با برنج وارداتی مواجه شد 47، و مصرف‌کننده نیز به دلیل عدم واردات عملی، با کمبود شدید و انفجار قیمت‌ها روبرو گشت. این خلاء، فضایی ایده‌آل برای واسطه‌گری، احتکار و رانت‌خواری ایجاد کرد.48

 

مثال های تجربی: مطالعه موردی پیامدهای انسانی و بازاری

 

سیاست‌های کلان اقتصادی که در قالب اعداد و ارقام در بخش‌های قبلی تحلیل شدند، در سطح جامعه به تجربیات انسانی ملموس و زیان‌بار تبدیل می‌شوند. سه بازیگر اصلی این بازار یعنی مصرف‌کننده، واردکننده و کشاورز داخلی، هر یک قربانی ابعاد مختلفی از این سیاست‌گذاری شکست‌خورده هستند.

 

مثال ۱ (مصرف‌کننده): مواجهه با «برنج ویترینی»

 

سناریوی تجربی برای یک شهروند عادی به این شرح است:

مصرف‌کننده، خبر «فروش برنج پاکستانی با قیمت استثنایی ۴۶ هزار تومان» را از رسانه‌ها می‌شنود.6 با امید به تأمین کالای اساسی، به یکی از «فروشگاه‌های زنجیره‌ای» (به عنوان محل رسمی اعلام‌شده) مراجعه می‌کند.7

در فروشگاه، مصرف‌کننده با یکی از این دو واقعیت روبرو می‌شود: یا برنج با این قیمت اصلاً موجود نیست، یا در حجم بسیار اندک و با اعمال سهمیه‌بندی (مثلاً هر کد ملی یک کیسه) عرضه می‌شود که در همان ساعات اولیه صبح به اتمام رسیده است.

دلیل این امر واضح است: توزیع ۱۱ هزار تن برنج (که حدود ۱,۱۰۰,۰۰۰ کیلوگرم است) برای جمعیت ۸۵ میلیون نفری ایران، به معنای سهمیه‌ای حدوداً ۱۳ گرمی برای هر ایرانی است. این حجم، حتی برای تأمین نیاز یک روز یک شهر متوسط نیز کافی نیست.

در نتیجه، مصرف‌کننده ناکام از خرید «برنج دولتی»، مجبور به بازگشت به «بازار آزاد» در همان فروشگاه یا مغازه مجاور است. در آنجا، او با واقعیت اقتصادی روبرو می‌شود:

  • برنج پاکستانی (در صورت وجود و به صورت غیررسمی) با قیمت حدود ۲۰۰,۰۰۰ تومان.12
  • برنج ایرانی ارقام پرمحصول (فجر) با قیمت حدود ۲۵۰,۰۰۰ تومان.49
  • برنج ایرانی کیفی (هاشمی یا طارم) با قیمت‌هایی بین ۳۵۰,۰۰۰ تا ۵۰۰,۰۰۰ تومان.12

برای این مصرف‌کننده، سیاست دولت نه تنها «رفاه» به ارمغان نیاورده، بلکه تجربه‌ای از «تحقیر» و «سرخوردگی» ایجاد کرده است. شکاف عظیم میان «قیمت اعلامی» در رسانه ملی و «قیمت واقعی» در کف بازار، منجر به بی‌اعتمادی کامل به آمارهای دولتی و نهاد سیاست‌گذار می‌شود. این کالا، یک «کالای ویترینی» برای نمایش در رسانه‌ها است، نه یک کالای مصرفی برای سفره مردم.

 

مثال ۲ (واردکننده): گروگان‌گیری ارزی

 

سناریوی تجربی برای واردکننده بخش خصوصی (که دولت او را «بازوی اجرایی» خود می‌نامد) به این شرح است:

واردکننده (عضو انجمن تأمین‌کنندگان برنج) در ماه‌های گذشته، بر اساس «وعده‌ها» و «مجوزهای» صادر شده از سوی وزارت جهاد کشاورزی، اقدام به ثبت سفارش و خرید میلیون‌ها دلار برنج از هند و پاکستان کرده است. او محموله خود را (که بخشی از آن ۸۰۰ هزار تن دپو شده است) به بنادر و گمرکات کشور رسانده است.30

اکنون به مدت ۱۰ ماه، واردکننده در انتظار تخصیص ارز توسط بانک مرکزی است تا بتواند پول فروشنده خارجی را پرداخت و کالا را ترخیص کند.30 اما ارزی تخصیص نمی‌یابد.

پیامدهای این تجربه برای واردکننده فاجعه‌بار است:

  1. بلوکه شدن سرمایه: تمام سرمایه در گردش واردکننده به شکل کالای دپو شده در گمرک بلوکه شده است.
  2. فساد کالا: برنج یک کالای فاسدشدنی است و ماندن طولانی‌مدت در انبارهای گمرک (اغلب با شرایط نامناسب) منجر به افت کیفیت و فساد آن می‌شود.
  3. جریمه‌های بین‌المللی: فروشنده خارجی (هندی یا پاکستانی) پول خود را می‌خواهد. تأخیر در پرداخت، منجر به جریمه‌های دیرکرد سنگین (به صورت ارزی) و از دست رفتن کامل اعتبار تاجر ایرانی در بازارهای جهانی می‌شود.29
  4. ورشکستگی: ترکیبی از خواب سرمایه، هزینه‌های انبارداری، جریمه‌های ارزی و فساد کالا، عملاً بخش خصوصی واردکننده برنج را به مرز ورشکستگی کشانده است.

در این سناریو، دولت عملاً بخش خصوصی را که مسئول تأمین غذای استراتژیک کشور است، «گروگان» گرفته و با ناهماهنگی میان وزارت جهاد و بانک مرکزی، کل زنجیره تأمین را نابود کرده است.

 

مثال ۳ (کشاورز داخلی): رها شده در بازار

 

سناریوی تجربی برای شالیکار در گیلان یا مازندران به این شرح است:

کشاورز فصل زراعی سختی را پشت سر گذاشته است. هزینه‌های تولید (نهاده‌ها، کارگر، انرژی) سر به فلک کشیده 47 و تولید نیز به دلیل تنش‌های آبی و خشکسالی با کاهش مواجه بوده است.50 او اکنون در فصل برداشت (آبان‌ماه) آماده فروش محصول خود است.

کشاورز با دو اقدام متناقض از سوی دولت مواجه می‌شود:

  1. حذف حمایت: دولت تنها سپر حمایتی او، یعنی «ممنوعیت فصلی واردات»، را در حساس‌ترین زمان ممکن (تیرماه، آستانه برداشت) لغو کرده است.45
  2. سرکوب قیمت: دولت «خرید تضمینی» معناداری برای برنج ایرانی (که ریسک کشاورز را پوشش دهد) در بودجه تعریف نکرده است.47 در عوض، با اعلام رسانه‌ای برنج ۴۶,۰۰۰ تومانی، به صورت روانی سقف قیمتی پایینی برای کل بازار تعیین می‌کند و توقع تورمی را (به صورت دستوری) سرکوب می‌نماید.

در این میان، کشاورز محصول خود را در اختیار ندارد. او مجبور است محصول خود را برای بازپرداخت بدهی‌ها، به واسطه‌ها و دلالان بفروشد. این واسطه‌ها (نه کشاورز) هستند که از شکاف قیمتی ایجاد شده در بازار سود می‌برند.48

در نهایت، کشاورز ایرانی در این سیاست‌گذاری، بین «سرکوب قیمتی» ناشی از تبلیغات واردات ارزان و «عدم حمایت» واقعی از سوی دولت، گیر افتاده است.

 

مثال های تخصصی: کالبدشکافی فنی برنج ۳۸۶ و مکانیسم رانت

 

فراتر از تجربیات انسانی، تحلیل تخصصی داده‌ها و مشخصات فنی کالاها، نشان می‌دهد که سیاست فعلی چگونه به طور سیستماتیک، نه تنها در تنظیم بازار شکست می‌خورد، بلکه فعالانه «مکانیسم‌های ایجاد رانت و تقلب» را مهندسی و تسهیل می‌کند.

 

مثال ۱ (تحلیل فنی و تقلب): برنج پاکستانی ۳۸۶ در برابر برنج هاشمی

 

انتخاب «برنج رقم ۳۸۶» برای توزیع یارانه‌ای، یک انتخاب تصادفی نیست و پیامدهای فنی خطرناکی در بازار ایران دارد.

الف) مشخصات فنی برنج ۳۸۶:

بر اساس داده‌های فنی و تجاری، برنج پاکستانی رقم ۳۸۶ (Pakistan Rice 386) یک رقم «غیر باسماتی» (Non-Basmati) محسوب می‌شود.51 برنج‌های باسماتی (مانند رقم ۱۱۲۱) به دلیل عطر و طعم خاص و دانه‌های بسیار بلند، گران‌تر هستند. رقم ۳۸۶، اگرچه عطر کمتری دارد، اما ویژگی اصلی آن «دانه بلند» (Long-Grain) بودن و «پخت و ری عالی» (قد کشیدن بسیار خوب پس از پخت) است.51 همچنین طعم آن به ذائقه ایرانی بسیار نزدیک توصیف شده است.51

ب) ویژگی کلیدی برای تقلب (The Key Insight):

مهم‌ترین ویژگی فنی این برنج، که توسط منابع متعدد از جمله خبرگزاری تسنیم (منبع خبر اولیه) تأیید شده، این است که برنج پاکستانی رقم ۳۸۶ «شباهت ظاهری زیادی با برنج ایرانی هاشمی دارد».51 هر دو دانه بلند، باریک و دارای ظاهری شیشه‌ای (و نه گچی) هستند که تشخیص آن‌ها برای مصرف‌کننده عادی (و حتی گاهی کسبه) پس از سورت و بوجاری، تقریباً غیرممکن است.

ج) مکانیسم تخصصی تقلب (گزارش اتاق اصناف تهران):

این «شباهت ظاهری»، هسته مرکزی یک مکانیسم رانت و تقلب سازمان‌یافته است. گزارش‌های رسمی اتاق اصناف تهران 55 به طور دقیق و کارشناسی، این فرآیند را کالبدشکافی کرده‌اند:

  1. تأمین ماده اولیه (رانت): دلالان، برنج پاکستانی ۳۸۶ را که با ارز ترجیحی وارد شده، به صورت عمده (نه لزوماً با قیمت ۴۶,۰۰۰ تومان، بلکه با قیمت‌های رانتی بالاتر مثلاً ۹۵,۰۰۰ تومان) خریداری می‌کنند.55
  2. انتقال معکوس: این برنج به جای توزیع در مراکز مصرف، به صورت معکوس به «شمال کشور» (استان‌های گیلان و مازندران، مهد برنج هاشمی) ارسال می‌شود.
  3. عملیات تقلب (Repackaging): در کارگاه‌های زیرزمینی و غیرقانونی، این برنج پاکستانی در کیسه‌های جعلی که با برندهای معروف «طارم محلی فریدونکنار» و «هاشمی گیلان درجه یک» چاپ شده‌اند، بسته‌بندی و دوخت زده می‌شود.55
  4. فروش (سود نهایی): این برنج تقلبی که ماده اولیه آن با یارانه دولتی تأمین شده، سپس به عنوان برنج اصیل ایرانی با قیمت کیلویی ۲۱۰,۰۰۰ تومان (در زمان نگارش گزارش اتاق اصناف) 55 به مصرف‌کننده نهایی در سراسر کشور فروخته می‌شود.

تحلیل (مهندسی رانت):

سیاست دولت در (۱) انتخاب یک رقم خاص (۳۸۶) که شباهت فیزیکی کامل به گران‌ترین رقم داخلی (هاشمی) دارد، و (۲) ایجاد یک شکاف قیمتی عظیم (بین ۴۶,۰۰۰ تومان و ۲۱۰,۰۰۰ تومان) از طریق تزریق ارز ترجیحی، عملاً یک «دعوت‌نامه رسمی» برای تقلب و رانت‌خواری در مقیاس تریلیونی است. دولت در این فرآیند، نه تنها بازار را تنظیم نکرده، بلکه ناخواسته (یا شاید آگاهانه) در حال «تأمین مواد اولیه ارزان‌قیمت» برای بزرگترین شبکه تقلب در بازار برنج کشور است.

 

مثال ۲ (تحلیل آماری): مقیاس توزیع در برابر نیاز (ترازو)

 

اقتصاد، علم تخصیص منابع محدود است. برای ارزیابی «اقتصادی» بودن یک سیاست، باید مقیاس آن را با مقیاس «نیاز» سنجید.

الف) ارقام نیاز (Supply/Demand Gap):

  • نیاز سالانه کشور: بر اساس آمارهای وزارت جهاد و سرانه مصرف ۳۶ کیلوگرمی، نیاز سالانه ایران به برنج حدود ۳.۲ تا ۳.۳ میلیون تن است.50
  • تولید داخلی (برآورد ۱۴۰۴): به دلیل تنش‌های آبی، تولید داخلی با کاهش مواجه بوده و بین ۱.۶ تا ۱.۸ میلیون تن پیش‌بینی می‌شود.50 (در سناریوی خوشبینانه ۲ میلیون تن).
  • شکاف وارداتی (نیاز واقعی): بنابراین، کشور برای حفظ تعادل بازار، نیاز به واردات حداقل ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون تن برنج در سال ۱۴۰۴ دارد.50

ب) ارقام توزیع (The Policy):

  • محموله فعلی اعلامی: ۱۱,۰۰۰ تن.2
  • کل موجودی و در راه (ادعای دولت): ۶۴,۰۰۰ تن (قرارداد بخش خصوصی) + ۳۵,۰۰۰ تن (ذخایر GTC) = مجموعاً ۹۹,۰۰۰ تن.2

تحلیل (تحلیل مقیاس):

با مقایسه این دو دسته ارقام، نتایج ویرانگر است:

  1. توزیع ۱۱,۰۰۰ تنی فعلی، تنها ۰.۸۴ درصد (کمتر از یک درصد) از نیاز وارداتی سالانه کشور (۱.۳ میلیون تن) را پوشش می‌دهد.
  2. حتی اگر کل ۹۹,۰۰۰ تن ادعایی دولت نیز توزیع شود، این رقم تنها ۷.۶ درصد از نیاز وارداتی کشور است.
  3. این در حالی است که ۸۰۰,۰۰۰ تن برنج (معادل ۶۱.۵ درصد از نیاز سالانه وارداتی) توسط همان دولت در گمرکات مسدود شده است.30

نتیجه‌گیری تخصصی:

از منظر تحلیل اقتصادی و آماری، توزیع ۱۱ هزار تن برنج (۰.۸٪ نیاز) در حالی که ۸۰۰ هزار تن (۶۱.۵٪ نیاز) در گمرک متوقف است، یک اقدام «بی‌معنی» (Statistically Insignificant) است. این اقدام هیچ تأثیر معناداری بر تعادل عرضه و تقاضا و کنترل قیمت نخواهد داشت. این یک «نمایش رسانه‌ای» (Media Stunt) با استفاده از کمتر از ۱٪ منابع مورد نیاز است، در حالی که سیاست ارزی دولت، مانع ورود ۶۱٪ منابع دیگر شده است.

 

جداول مفید: تجمیع داده‌ها برای تحلیل مقایسه‌ای

 

برای جمع‌بندی و نمایش بصری شکاف‌های تحلیلی مورد بررسی در این گزارش، چهار جدول کلیدی زیر ارائه می‌گردد.

 

جدول ۲: شاخص قیمت برنج در بازار ایران (آبان ۱۴۰۴) – دولتی در برابر آزاد

 

هدف: نمایش بصری شکاف عظیم بین «اقتصاد ویترینی» (قیمت‌های دستوری) و «اقتصاد واقعی» (قیمت‌های کف بازار).

نوع برنج قیمت مصوب دولتی (تومان) قیمت بازار آزاد (تومان) ضریب شکاف (پتانسیل رانت) منابع
برنج پاکستانی ۳۸۶ ۴۶,۰۰۰ ~۲۰۰,۰۰۰ ۴.۳ برابر [2, 12, 13]
برنج هندی ۱۱۲۱ (باسماتی) ۵۹,۸۰۰ 2
برنج پاکستانی (تقلبی/بسته‌بندی هاشمی) ~۲۱۰,۰۰۰ ۴.۵ برابر 55
برنج ایرانی (فجر) ~۲۳۹,۰۰۰ ۵.۲ برابر [15, 49]
برنج ایرانی (هاشمی ممتاز) ~۳۱۰,۰۰۰ ۶.۷ برابر [49, 58]
برنج ایرانی (صدری دم‌سیاه) ~۴۳۲,۰۰۰ ۹.۴ برابر [49, 58]
  • تحلیل جدول: این جدول به وضوح نشان می‌دهد که سیاست ارز ترجیحی، شکاف قیمتی (رانت) عظیمی معادل ۴ تا ۹ برابر ایجاد کرده است. این شکاف، انگیزه اصلی تقلب (فروش پاکستانی به جای هاشمی) و دلیل ناکارآمدی توزیع دولتی است. فشار کمبود واردات، قیمت برنج داخلی را تا ۱۰ برابر قیمت یارانه‌ای افزایش داده است.

 

جدول ۳: ترازنامه تولید و مصرف برنج ایران (برآورد ۱۴۰۴)

 

هدف: نشان دادن مقیاس ناچیز مداخله دولتی (توزیع) در برابر مقیاس بحران (نیاز و انسداد).

شاخص ترازنامه میزان (تــن) درصد از نیاز وارداتی منابع
کل نیاز مصرفی سالانه ~۳,۳۰۰,۰۰۰ 50
برآورد تولید داخلی ~۲,۰۰۰,۰۰۰ 50
شکاف (نیاز خالص وارداتی) ~۱,۳۰۰,۰۰۰ ۱۰۰٪ [57]
میزان واردات متوقف شده در گمرک (۸۰۰,۰۰۰) (۶۱.۵٪) 30
میزان توزیع اعلامی دولت (محموله فعلی) ۱۱,۰۰۰ ۰.۸۴٪ 2
کل ذخایر قابل توزیع دولت (ادعایی) ۹۹,۰۰۰ ۷.۶٪ [5]
  • تحلیل جدول: این ترازنامه نشان می‌دهد که مشکل بازار برنج، «کمبود عرضه» نیست، بلکه «سیاست‌گذاری مسدودکننده» است. دولت در حالی کمتر از ۱٪ نیاز وارداتی را توزیع می‌کند که همزمان مانع ترخیص بیش از ۶۱٪ نیاز کشور شده است.

 

جدول ۴: مشخصات فنی مقایسه‌ای (ابزار تقلب)

 

هدف: توضیح فنی اینکه چرا تقلب (فروش ۳۸۶ به جای هاشمی) به سادگی امکان‌پذیر است.

ویژگی فنی برنج پاکستانی ۳۸۶ برنج ایرانی هاشمی تحلیل شباهت منابع
طبقه‌بندی غیر باسماتی (Non-Basmati) باسماتی (گونه ایرانی) [51, 59]
طول دانه (خام) دانه بلند (Long Grain) دانه بلند (Long Grain) شباهت بسیار بالا [51, 59]
رنگ دانه (خام) سفید، شیشه‌ای و شفاف سفید، نیمه‌شفاف (کمی گچی) شباهت بالا [51, 60]
عطر (خام) کم تا متوسط متوسط تا زیاد قابل پوشاندن با اسانس 51
پخت (ری کردن) عالی (بسیار قد می‌کشد) عالی (قد می‌کشد و حجیم می‌شود) شباهت بسیار بالا 51
پتانسیل تقلب بسیار بالا شباهت ظاهری، ابزار تقلب است [53, 55]
  • تحلیل جدول: این جدول ثابت می‌کند که شباهت فیزیکی، به ویژه در طول دانه و نوع پخت، آنقدر زیاد است که تقلب را برای دلالان بسیار آسان و سودآور می‌کند. انتخاب این رقم خاص توسط دولت، بهترین انتخاب ممکن برای تسهیل تقلب بوده است.

 

جدول ۵: تاریخچه سیاست‌های ارزی شکست‌خورده برای کالاهای اساسی (۱۳۹۷-۱۴۰۴)

 

هدف: نمایش «تکرار» الگوهای شکست‌خورده که نشان می‌دهد سیاست فعلی نیز محکوم به شکست است.

دوره زمانی نام سیاست (نرخ ارز) هدف اعلامی پیامد واقعی (مستند) منابع
۱۳۹۷ – ۱۴۰۱ ارز ۴۲۰۰ تومانی کنترل تورم و حمایت از معیشت ایجاد رانت ۷۲۰ هزار میلیارد تومانی؛ رشد شدید پایه پولی و تورم؛ تخلیه ذخایر ارزی؛ فساد گسترده واردکنندگان. [37, 39]
۱۴۰۱ – ۱۴۰۴ ارز ۲۸۵۰۰ تومانی ادامه کنترل تورم کالای اساسی ۷۰٪ یارانه به هدف اصابت نکرد (رانت)؛ تورم کالاهای یارانه‌ای، بیشتر از کالاهای آزاد شد؛ اختلال در زنجیره تأمین. [41, 42, 43, 44]
آبان ۱۴۰۴ توزیع برنج ۴۶ هزاری تنظیم بازار برنج ادامه سیاست ارز ۲۸,۵۰۰؛ توزیع <۱٪ نیاز؛ تسهیل تقلب (فروش ۲۱۰ هزار تومانی)؛ انسداد ۶۱٪ واردات در گمرک. [2, 30, 55]
  • تحلیل جدول: این جدول نشان می‌دهد که سیاست فعلی برنج ۴۶ هزار تومانی، نه یک راه‌حل جدید، بلکه صرفاً آخرین تکرار از یک الگوی سیاستی است که شکست آن از نظر اقتصادی، آماری و تجربی در ۷ سال گذشته به طور کامل به اثبات رسیده است.

 

سوالات متداول: جمع‌بندی تحلیلی گزارش

 

Q1: برنج ۴۶ هزار تومانی را از کجا می‌توان تهیه کرد؟

پاسخ: طبق اعلام رسمی وزارت جهاد کشاورزی، این برنج‌ها (پاکستانی ۴۶,۰۰۰ تومان و هندی ۵۹,۸۰۰ تومان) باید از طریق «فروشگاه‌های زنجیره‌ای، اتحادیه‌ها و اصناف سراسر کشور» توزیع شوند.7 اما با توجه به تحلیل مقیاس (ارائه شده در بخش V)، حجم کل محموله توزیعی (۱۱ هزار تن) تنها حدود ۰.۸۴ درصد (کمتر از یک درصد) از نیاز سالانه وارداتی کشور را پوشش می‌دهد. بنابراین، این محصول در عمل بسیار نایاب خواهد بود و یک «کالای تبلیغاتی» دولتی برای مدیریت رسانه‌ای بازار تلقی می‌شود تا یک کالای مصرفی در دسترس عموم.

Q2: چرا با وجود توزیع برنج دولتی، قیمت برنج ایرانی همچنان کیلویی ۵۰۰ هزار تومان است؟

پاسخ: به دو دلیل اصلی:

  1. اثر آماری ناچیز: توزیع ۱۱ هزار تن برنج دولتی آنقدر ناچیز است که هیچ تأثیری بر تعادل عرضه و تقاضا در بازاری با نیاز ۱.۳ میلیون تنی ندارد (تحلیل بخش V).
  2. بحران کالای جانشین: دلیل اصلی انفجار قیمت برنج ایرانی، نه کمبود تولید داخل، بلکه «بحران در واردات» است. همانطور که در بخش II توضیح داده شد، توقف ۱۰ ماهه تخصیص ارز و مسدود شدن ۸۰۰ هزار تن برنج وارداتی در گمرکات 30، باعث کمبود شدید برنج خارجی (به عنوان کالای جانشین ارزان‌تر) شده است. این کمبود، تمام فشار تقاضای بازار را به سمت برنج داخلی (حتی ارقام کیفی مانند هاشمی) منتقل کرده و باعث انفجار قیمت آن شده است.15

Q3: دلیل اصلی این بحران و گرانی برنج چیست؟

پاسخ: ریشه اصلی بحران فعلی، یک «سیاست ارزی» شکست‌خورده و ناهماهنگی سیستمی در دولت است. به طور مشخص، «توقف تخصیص ارز» توسط بانک مرکزی برای واردات برنج از بهمن‌ماه ۱۴۰۳.30 این اقدام، زنجیره تأمین بخش خصوصی را مختل کرد، واردکنندگان را در آستانه ورشکستگی قرار داد 29 و منجر به کمبود شدید فعلی و انفجار قیمت‌ها در بازار آزاد شد.

Q4: آیا برنج پاکستانی ۳۸۶ همان برنج هاشمی است؟ (ریسک تقلب)

پاسخ: خیر، این دو، دو رقم کاملاً متفاوت هستند. اما همانطور که در تحلیل فنی بخش V نشان داده شد، شباهت ظاهری آن‌ها (دانه بلند، شفافیت و پخت عالی) بسیار زیاد است.51 این شباهت، مکانیسم اصلی «تقلب سازمان‌یافته» است. گزارش‌های رسمی اتاق اصناف 55 تأیید می‌کند که دلالان این برنج وارداتی ارزان (که با ارز ترجیحی وارد شده) را در شمال کشور در کیسه‌های جعلی هاشمی و طارم بسته‌بندی کرده و با قیمت ۲۱۰,۰۰۰ تومان (یعنی ۴.۵ برابر قیمت مصوب) به مردم می‌فروشند.

Q5: چرا دولت همزمان با فصل برداشت، برنج وارداتی توزیع می‌کند؟

پاسخ: این اقدام نقض سیاست سنتی «حمایت از کشاورز» است. دولت در تیرماه ۱۴۰۴، «ممنوعیت فصلی واردات» (که از مرداد تا آبان اجرا می‌شد) را لغو کرد.45 این نشان می‌دهد که دولت، «کنترل قیمت» (هرچند به صورت نمایشی و با حجم ۱ درصدی) را به «حمایت از تولید داخل» (که کشاورزان به آن معترض هستند 47) ترجیح داده است. این یک سیاست سرکوب دوگانه است که هم کشاورز و هم مصرف‌کننده را قربانی کرده است.

Q6: ارز ترجیحی (۲۸,۵۰۰ تومانی) چگونه به جای کنترل تورم، باعث ایجاد رانت و گرانی شده است؟

پاسخ: همانطور که در بخش III تحلیل شد، تاریخچه (چه ارز ۴۲۰۰ و چه ۲۸۵۰۰) نشان می‌دهد که این سیاست ذاتاً رانت‌زاست. مطالعات رسمی سازمان برنامه و بودجه 41 نشان می‌دهد ۷۰ درصد این یارانه به مصرف‌کننده نهایی نمی‌رسد. این ۷۰ درصد رانت، همان سودی است که دلالان از طریق تقلب (فروش ۲۱۰ هزار تومانی برنج ۴۶ هزار تومانی) به دست می‌آورند. علاوه بر این، تأمین این ارز توسط بانک مرکزی منجر به رشد پایه پولی و «تورم» می‌شود.37 بنابراین، مردم هزینه این رانت را یکبار از طریق تورم عمومی و بار دیگر از طریق «بازار سیاه» پرداخت می‌کنند.

Q7: آیا این توزیع ۱۱ هزار تنی بر تنظیم بازار برنج تأثیر خواهد گذاشت؟ (جمع‌بندی نهایی)

پاسخ: مطلقاً خیر. این یک اقدام «سیاسی» و «رسانه‌ای» است، نه یک اقدام «اقتصادی». با نیاز ۱.۳ میلیون تنی واردات، توزیع ۱۱ هزار تن (کمتر از ۱٪ نیاز) همزمان با توقف ۸۰۰ هزار تن (۶۱٪ نیاز) در گمرک، یک پارادوکس آماری است. این اقدام صرفاً یک نمایش برای مدیریت خشم عمومی ناشی از بحرانی است که خود دولت (از طریق سیاست‌های ارزی) ایجاد کرده است و هیچ تأثیر معناداری بر قیمت‌های واقعی در بازار نخواهد داشت.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا