اخبار اقتصادیاخبار اقتصادی ایران

بودجه ۱۴۰۵ فشار بر مردم و تورم بالا را ادامه می‌دهد!

خلاصه آخرین اخبار مرتبط به تیتر اصلی

در هفته‌های اخیر، فضای اقتصادی ایران تحت تأثیر نزدیکی به زمان ارائه لایحه بودجه ۱۴۰۵ به مجلس قرار گرفته است. خبر اصلی حول محور هشدار «پیمان مولوی»، کارشناس ارشد اقتصادی، می‌چرخد که معتقد است بودجه سال آینده نه تنها کمکی به مهار تورم نمی‌کند، بلکه به دلیل اتکای بیش از حد به مالیات در دوران رکود، فشار بر معیشت مردم را دوچندان خواهد کرد.

محورهای کلیدی اخبار اخیر عبارتند از:

  • پیش‌بینی تورم ۵۰ درصدی: تحلیل‌ها حاکی از آن است که با روند فعلی، تورم در سال ۱۴۰۵ به مرزهای بحرانی جدیدی خواهد رسید.

  • تغییر منبع درآمدی: دولت به دلیل محدودیت‌های نفتی، به سمت «مالیات‌ستانی حداکثری» حرکت کرده است.

  • ناتوانی در اصلاحات ساختاری: کارشناسان بر این باورند که ذی‌نفعان مانع از حذف هزینه‌های زائد بودجه می‌شوند.


آخرین اخبار ایران تا تاریخ امروز در سال ۱۴۰۴

سال ۱۴۰۴ برای اقتصاد ایران سالی پرچالش بوده است. ترکیبی از فشارهای بین‌المللی و ناترازی‌های داخلی، بودجه ۱۴۰۵ را به یکی از حساس‌ترین اسناد مالی دهه اخیر تبدیل کرده است. در جدول زیر، نمایی کلی از آخرین وضعیت شاخص‌ها و اخبار مهم ارائه شده است:

جدول وضعیت اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴

شاخص / رویداد وضعیت فعلی (پاییز ۱۴۰۴) پیش‌بینی تا پایان سال تاثیر بر بودجه ۱۴۰۵
نرخ تورم سالانه حدود ۴۳٪ – ۴۵٪ ۴۸٪ فشار برای افزایش سقف بودجه ریالی
نرخ تورم نقطه‌ای بالای ۵۰٪ ۵۵٪ کاهش شدید قدرت خرید و تقاضا
کسری بودجه برآورد ۴۰۰ الی ۶۰۰ همت افزایش به دلیل تحقق نیافتن نفت استقراض غیرمستقیم از بانک‌ها
درآمدهای مالیاتی افزایش ۵۰ درصدی نسبت به سال قبل تحقق ۸۰ درصدی اهداف فشار بر اصناف و حقوق‌بگیران
صادرات نفت حدود ۱ میلیون بشکه (با تخفیف) نوسانی (بسته به شرایط سیاسی) کاهش سهم صندوق توسعه ملی

توضیح تکمیلی اخبار ۱۴۰۴

دولت در سال جاری تلاش کرده است با انقباضی نشان دادن بودجه، سیگنال مهار تورم بدهد، اما در عمل، هزینه‌های جاری به دلیل تورم بالا، افزایش یافته است. شکاف میان درآمدهای واقعی و هزینه‌های دولتی باعث شده است که فشار مالیاتی به اصلی‌ترین استراتژی جبران کسری تبدیل شود. همچنین، گزارش‌ها نشان می‌دهد که رکود در بخش مسکن و صنایع کوچک عمیق‌تر شده و بسیاری از بنگاه‌های تولیدی با ظرفیت زیر ۵۰ درصد فعالیت می‌کنند. این در حالی است که نوسانات ارزی همچنان به عنوان موتور محرک تورم انتظاری عمل می‌کند.


توضیحات کامل

۱. معمای بودجه ۱۴۰۵؛ تکرار چرخه معیوب

بودجه در ایران سال‌هاست که از یک سند «برنامه‌ریزی مالی» به یک سند «توزیع رانت» تبدیل شده است. پیمان مولوی به درستی اشاره می‌کند که مشکل اصلی، ردیف‌های بودجه‌ای است که به نهادهای غیرمولد اختصاص می‌یابد. این نهادها که هیچ نقشی در رشد تولید ناخالص داخلی ($GDP$) ندارند، بخشی از منابع کمیاب کشور را می‌بلعند.

۲. مالیات در خدمت رکود یا توسعه؟

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های بودجه ۱۴۰۵، پیش‌بینی افزایش درآمدهای مالیاتی است. در تئوری‌های اقتصادی، مالیات ابزاری برای بازتوزیع ثروت و کنترل تورم است، اما این در صورتی صادق است که اقتصاد در وضعیت «رونق» باشد.

زمانی که اقتصاد در رکود تورمی ($Stagflation$) قرار دارد، افزایش مالیات منجر به:

  • کاهش سرمایه‌گذاری: بنگاه‌ها به جای توسعه، صرفاً برای بقا می‌جنگند.

  • فرار سرمایه: انتقال نقدینگی به بخش‌های غیرشفاف یا خارج از کشور.

  • فشار به مصرف‌کننده نهایی: مالیات بر ارزش افزوده مستقیماً قیمت کالاها را بالا می‌برد.

۳. خطر «پاکستانی‌شدن» اقتصاد ایران

اصطلاح «پاکستانی‌شدن» که مولوی به آن اشاره کرده، استعاره‌ای از اقتصادی است که در آن دولت توانایی ارائه خدمات پایه (آموزش، بهداشت، امنیت) را از دست داده و بخش بزرگی از جامعه به زیر خط فقر مطلق سقوط می‌کنند، در حالی که نخبگان سیاسی و ذی‌نفعان اقتصادی همچنان از منابع رانتی بهره‌مند می‌شوند. در این مدل، طبقه متوسط حذف شده و جامعه به دو قطب اقلیت بسیار ثروتمند و اکثریت بسیار فقیر تقسیم می‌شود.

۴. ناترازی انرژی و بودجه

بودجه ۱۴۰۵ نمی‌تواند نسبت به ناترازی گاز و برق بی‌تفاوت باشد. دولت بر سر دوراهی سختی قرار دارد: یا باید قیمت حامل‌های انرژی را افزایش دهد (که ریسک‌های اجتماعی بالایی دارد) یا باید شاهد تعطیلی بیشتر صنایع در زمستان و تابستان باشد که خود منجر به کاهش تولید و کاهش درآمدهای مالیاتی می‌شود.


تاریخچه

سیر تحول بودجه‌ریزی در ایران (از دهه ۵۰ تا امروز)

تاریخ بودجه در ایران را می‌توان به سه دوره اصلی تقسیم کرد:

  1. دوران وفور نفتی (۱۳۵۲ – ۱۳۵۷): در این دوره، بودجه به شدت منبسط شد و بیماری هلندی وارد اقتصاد ایران گشت. دولت به جای تقویت زیرساخت‌های تولیدی، به واردات گسترده روی آورد.

  2. دوران جنگ و بازسازی (۱۳۵۹ – ۱۳۷۶): بودجه در این سال‌ها با کسری‌های سنگین ناشی از هزینه‌های دفاعی و سپس بازسازی روبرو بود. در این دوره، اولین جوانه‌های استقراض از بانک مرکزی و تورم‌های دو رقمی پایدار زده شد.

  3. دوران تحریم و فشار حداکثری (۱۳۹۰ تاکنون): با کاهش شدید درآمدهای نفتی، ساختار بودجه ایران دچار شوک شد. دولت‌ها یکی پس از دیگری تلاش کردند مالیات را جایگزین نفت کنند، اما به دلیل عدم اصلاح ساختارهای هزینه‌ای، نتیجه‌ای جز تورم و فشار بر مردم حاصل نشد.

ریشه‌های تورم پایدار در ایران

تورم در ایران یک پدیده صرفاً پولی نیست، بلکه ریشه در «بودجه‌ریزی سیاسی» دارد. وقتی مخارج دولت بر اساس منافع گروه‌های خاص تنظیم می‌شود، کسری بودجه اجتناب‌ناپذیر است. این کسری در نهایت از طریق چاپ پول یا فشار بر منابع بانک‌ها جبران می‌شود که طبق رابطه مقداری پول:

 

$$MV = PY$$

 

(که در آن $M$ حجم پول، $V$ سرعت گردش، $P$ سطح قیمت‌ها و $Y$ تولید واقعی است)، منجر به افزایش $P$ یا همان تورم می‌شود.


مثال‌های تجربی

الف) تجربه اصلاحات قیمتی سال ۱۳۹۸ (بنزین)

این یک مثال کلاسیک از «جراحی اقتصادی» بدون «اصلاح ساختاری» است. دولت وقت تنها با تمرکز بر افزایش قیمت حامل‌های انرژی و بدون آزادسازی اقتصادی یا بهبود فضای کسب‌وکار، سعی در جبران کسری بودجه داشت. نتیجه این اقدام، شوک تورمی شدید و اعتراضات گسترده بود، بدون اینکه ساختار بودجه اصلاح شود.

ب) تجربه حذف ارز ترجیحی (۱۴۰۱)

حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی با هدف تک‌نرخی کردن ارز و کاهش رانت انجام شد. اما به دلیل عدم کنترل نقدینگی و تداوم تحریم‌ها، نرخ ارز بازار آزاد بلافاصله جهش کرد و تورم مواد غذایی به بالای ۷۰ درصد رسید. این نشان می‌دهد که اصلاحات قیمتی در محیط ناپایدار کلان، نتیجه عکس می‌دهد.

ج) مقایسه با نروژ

نروژ به عنوان یک کشور نفتی، درآمدهای خود را در «صندوق بازنشستگی دولتی» ذخیره می‌کند و تنها درصد ناچیزی از سود آن را وارد بودجه جاری می‌کند. در مقابل، ایران نه تنها تمام درآمد نفت را صرف هزینه‌های جاری کرده، بلکه در سال‌های اخیر از سهم صندوق توسعه ملی نیز برای جبران کسری بودجه برداشت کرده است.


مثال‌های تخصصی

۱. بررسی نرخ نفوذ مالیاتی (Tax-to-GDP Ratio)

در کشورهای توسعه‌یافته، این نسبت بالای ۲۰ تا ۳۰ درصد است. در ایران، این نسبت پایین است (حدود ۶ تا ۹ درصد)، اما فشار مالیاتی بر بخش شفاف اقتصاد (حقوق‌بگیران و صنایع رسمی) بسیار بالاست. مشکل ایران کم بودن نرخ مالیات نیست، بلکه «فرار مالیاتی» در بخش‌های خاکستری و معافیت‌های مالیاتی نهادهای خاص است.

۲. ضریب فزاینده پولی و کسری بودجه

هنگامی که دولت برای جبران کسری بودجه از بانک مرکزی استقراض می‌کند (یا بانک‌ها را مجبور به خرید اوراق می‌کند)، پایه پولی ($Monetary Base$) افزایش می‌یابد. با فرض ضریب فزاینده ($Money Multiplier$) حدود ۷ یا ۸، هر واحد پولی که دولت برای بودجه‌اش تامین اعتبار می‌کند، ۷ تا ۸ برابر نقدینگی در جامعه ایجاد می‌کند که مستقیماً به تورم دامن می‌زند.

۳. نظریه ذی‌نفعان در اقتصاد سیاسی ایران

بر اساس این نظریه، بودجه ایران محصول چانه‌زنی گروه‌های قدرت است. هر گروه تلاش می‌کند سهم خود را از سفره بودجه حفظ کند. به همین دلیل، حتی با تغییر دولت‌ها، ردیف‌های بودجه‌ای نهادهای غیرمولد حذف نمی‌شود، زیرا حذف آن‌ها هزینه سیاسی بالایی برای دولت‌ها دارد.


جداول مفید

جدول ۱: پیش‌بینی شاخص‌های کلان در بودجه ۱۴۰۵ (برآورد کارشناسی)

متغیر مقدار پیش‌بینی شده تحلیل تاثیر
رشد نقدینگی ۳۵٪ – ۴۰٪ عامل اصلی ماندگاری تورم در کانال ۴۰ درصد
نرخ تسعیر ارز در بودجه ۷۰,۰۰۰ – ۸۵,۰۰۰ تومان افزایش قیمت تمام شده کالاهای اساسی
سهم درآمدهای مالیاتی ۶۰٪ از کل درآمدها فشار شدید بر اصناف و کاهش قدرت خرید
رشد دستمزدها ۲۰٪ – ۲۵٪ عقب‌ماندگی شدید دستمزد از تورم (سرکوب مزدی)

جدول ۲: مقایسه بودجه ایران با کشورهای همسایه (شاخص‌های کیفی)

کشور منبع اصلی درآمد نحوه مدیریت کسری وضعیت تورم
ایران مالیات + نفت (محدود) چاپ پول / فروش اوراق بسیار بالا (مزمن)
عربستان نفت + مالیات (VAT) صندوق ذخیره ارزی پایین (پایدار)
ترکیه مالیات + توریسم استقراض خارجی / نرخ بهره بالا (نوسانی)
امارات تجارت + نفت سرمایه‌گذاری خارجی بسیار پایین

سوالات متداول

۱. چرا با وجود افزایش مالیات، تورم کنترل نمی‌شود؟

چون مالیات در ایران صرف «سرمایه‌گذاری مولد» نمی‌شود، بلکه صرف پوشاندن هزینه‌های عظیم و ناکارآمد دولت و نهادهای غیرمولد می‌شود. همچنین، سرعت رشد نقدینگی برای جبران کسری بودجه بسیار فراتر از درآمدهای مالیاتی است.

۲. آیا افزایش قیمت بنزین در بودجه ۱۴۰۵ حتمی است؟

دولت با ناترازی شدید بنزین و هزینه سنگین واردات روبروست. اگرچه از نظر اقتصادی فشار برای افزایش قیمت وجود دارد، اما از نظر اجتماعی و سیاسی، دولت به شدت نگران تبعات آن است. احتمالاً ترکیبی از سهمیه‌بندی جدید و افزایش قیمت تدریجی مدنظر قرار گیرد.

۳. منظور از «دولت حداقلی» در سخنان پیمان مولوی چیست؟

منظور دولتی است که به دلیل بدهی‌های سنگین و کسری بودجه، دیگر توان انجام وظایف اصلی خود مانند توسعه زیرساخت‌ها، تامین آموزش باکیفیت و درمان ارزان را ندارد و صرفاً به ارگانی برای پرداخت حقوق کارمندان و حفظ بقای اداری تبدیل شده است.

۴. برای خروج از این بن‌بست چه باید کرد؟

طبق تحلیل‌های کارشناسی، راهکار در «آزادسازی اقتصادی» است؛ یعنی تک‌نرخی کردن ارز، حذف امتیازات ویژه برای شرکت‌های دولتی و خصولتی، پیوستن به معاهدات بین‌المللی برای تسهیل تجارت (مانند FATF) و مهم‌تر از همه، حذف ردیف‌های بودجه‌ای نهادهایی که خروجی اقتصادی ندارند.

۵. پیش‌بینی قیمت دلار در سال ۱۴۰۵ بر اساس این بودجه چیست؟

با توجه به تورم ۵۰ درصدی و رشد نقدینگی، ارزش ریال به طور طبیعی کاهش می‌یابد. اگر اصلاحات ساختاری رخ ندهد، حفظ نرخ ارز در کانال‌های فعلی غیرممکن خواهد بود و بودجه ۱۴۰۵ باید با نرخ‌های بسیار بالاتری بسته شود.


نتیجه‌گیری و چشم‌انداز

بودجه ۱۴۰۵، اگر با همین دست فرمان فعلی (اتکا به مالیات در فضای رکودی و حفظ هزینه‌های زائد) تدوین شود، همان‌طور که پیمان مولوی هشدار داده، تنها به تعمیق فقر و گسترش تورم منجر خواهد شد. ایران بیش از آنکه به جراحی‌های قیمتی نیاز داشته باشد، به یک «اصلاح ساختار سیاسی-اقتصادی» برای بازگرداندن اعتماد به سرمایه‌گذاران و افزایش آزادی‌های اقتصادی نیاز دارد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا