
از خاتمی تا پزشکیان؛ مسیر پرپیچوخم نامههای سرگشاده | سهم 4.9 درصدی مالیات از کل کیک اقتصاد ایران
از منازعات آماری مالیات تا دیپلماسی نامههای سرگشاده؛ کالبدشکافی اقتصاد سیاسی ایران در سال ۱۴۰۴
خلاصه آخرین اخبار مرتبط به تیتر اصلی
در آذرماه ۱۴۰۴، فضای اقتصادی ایران تحت تأثیر سه جریان اصلی قرار گرفته است: اول، مناقشه بر سر آمارهای مالیاتی و ادعای دولت مبنی بر رکوردشکنی درآمدهای مالیاتی در مقابل دادههای متناقض بانک مرکزی؛ دوم، هشدار ۱۸۰ اقتصاددان به دولت پزشکیان در خصوص لایحه بودجه ۱۴۰۵؛ و سوم، تحولات جهانی ارز با محوریت قدرتنمایی یوان چین. گزارشهای منتشر شده در «اقتصادنیوز» و «اکوایران» نشان میدهد که شکاف میان دادههای رسمی سازمان امور مالیاتی و واقعیتهای اقتصادی (تولید ناخالص داخلی) به محل بحث کارشناسان تبدیل شده است. همزمان، کنشگری اقتصاددانان که سنتی بیستساله در ایران دارد، وارد فاز جدیدی از مطالبهگری برای شفافیت و عدالت بودجهای شده است.
جدول خلاصه وضعیت شاخصهای کلیدی (آذر ۱۴۰۴)
| موضوع | وضعیت فعلی | دادههای رسمی (دولتی) | دادههای نهادهای مرجع (بانک مرکزی/مرکز آمار) | پیامد اصلی |
| نسبت مالیات به GDP | مناقشه آماری | ادعای بالاترین حد در ۷ سال اخیر | ۸.۳٪ (بانک مرکزی) / ۶.۴٪ (مرکز آمار) / ۴.۹٪ (با احتساب نفت) | گمراهی در سیاستگذاری و فشار بر بخش خصوصی |
| وضعیت بودجه ۱۴۰۵ | انتقادی | تلاش برای افزایش درآمد اسمی | کسری پنهان و ساختاری | نامه انتقادی ۱۸۰ اقتصاددان برای شفافیت |
| جایگاه جهانی یوان | رو به رشد | سیاست تهاجمی پکن | سهم ۸.۵٪ در بازار جهانی ارز | تغییر در الگوهای تجاری ایران و چین |
| کنشگری نخبگان | فعال | بیتوجهی نسبی به هشدارها | انتشار نامههای سرگشاده متعدد | ثبت تاریخی هشدارها و سلب مسئولیت از نخبگان |
پاراگراف توضیحی:
آنچه در حال حاضر در سپهر رسانهای و اقتصادی کشور در جریان است، نمادی از یک «جنگ روایتها» در حوزه آمار اقتصادی است. در حالی که سازمان امور مالیاتی سعی دارد با استناد به افزایش درآمدهای ریالی، عملکرد خود را موفق جلوه دهد، تحلیلهای دقیقتر مبتنی بر دادههای کلان (Macro Data) نشان میدهد که اگر تورم و درآمدهای نفتی را در نظر بگیریم، سهم واقعی مالیات از کیک اقتصاد ایران (GDP) نه تنها رشد چشمگیری نداشته، بلکه نحوه محاسبه آن (بدون نفت یا با نفت) میتواند نتایج کاملاً متفاوتی را نشان دهد. این تناقضات در کنار هشدارهای اقتصاددانان درباره بودجه ۱۴۰۵، نشاندهنده یک بحران تصمیمگیری در لایههای بالای مدیریتی است که میتواند منجر به تعمیق رکود تورمی شود.
آخرین اخبار ایران تا تاریخ امروز در سال ۱۴۰۴ + جدول + توضیح
تا تاریخ ۱۷ آذر ۱۴۰۴، مهمترین اخبار اقتصادی داخلی بر روی محور «بودجهریزی» و «اصلاحات ساختاری» متمرکز شده است. دولت چهاردهم (پزشکیان) که با شعار عدالت و کار کارشناسی روی کار آمد، اکنون در آزمون سخت تدوین بودجه ۱۴۰۵ قرار دارد. فشارهای ناشی از تحریمهای تداومیافته و نیاز به تأمین منابع پایدار، دولت را به سمت مالیاتستانی بیشتر سوق داده است، اما مقاومت بدنه کارشناسی و بخش خصوصی در برابر این فشارها افزایش یافته است.
جدول رویدادهای کلیدی اقتصاد ایران (پاییز ۱۴۰۴)
| تاریخ | رویداد | جزئیات | واکنشها |
| آذر ۱۴۰۴ | نامه ۱۸۰ اقتصاددان | درخواست شفافیت بودجه و حذف ردیفهای زائد | بازتاب گسترده در رسانهها و محافل دانشگاهی |
| آذر ۱۴۰۴ | گزارش بانک مرکزی | انتشار دادههای رشد اقتصادی و ضرایب مالیاتی | تکذیب ضمنی ادعاهای سازمان امور مالیاتی |
| آبان ۱۴۰۴ | نوسانات ارزی | افزایش فشار تقاضا در بازار ارز | مداخله بازارساز و تأکید بر پیمانسپاری ارزی |
| پاییز ۱۴۰۴ | بحث بنزین و انرژی | شایعات پیرامون اصلاح قیمت حاملهای انرژی | نگرانی عمومی از تورم و تکذیبهای مکرر دولت |
توضیحات تکمیلی:
در آخرین اخبار سال ۱۴۰۴، شاهد تقابل دو دیدگاه هستیم: دیدگاه «درآمد-محور» دولت که مالیات را ابزاری برای پر کردن حفرههای بودجه میبیند، و دیدگاه «توسعه-محور» اقتصاددانان که معتقدند افزایش مالیات در شرایط رکودی، تیغی دو لبه است که گلوی تولید را میبرد. خبرهای منتشر شده حاکی از آن است که دولت پزشکیان تحت فشار است تا هزینههای جاری خود را کاهش دهد، اما ساختار صلب بودجه و وجود نهادهای بودجهخوار (که در نامه اقتصاددانان به آنها اشاره شده) مانع از اصلاحات واقعی میشود. همچنین، بحث «بینالمللی سازی یوان» برای ایران که شریک استراتژیک چین است، خبر مهمی محسوب میشود؛ زیرا ممکن است ایران را مجبور کند ذخایر خود را بیش از پیش به یوان تغییر دهد که خود ریسکهای جدیدی را به همراه دارد.
توضیحات کامل
در این بخش به تشریح و کالبدشکافی عمیق سه محور اصلی متن خبر (مالیات، نامههای اقتصاددانان، و یوان چین) میپردازیم.
۱. بازی با اعداد: سراب درآمدهای مالیاتی
موضوع مالیات در اقتصاد ایران از یک ابزار سیاستگذاری به یک ابزار «ترازنامه سازی» برای دولت تبدیل شده است. طبق متن خبر، رئیس سازمان امور مالیاتی مدعی است نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی (Tax to GDP Ratio) به بالاترین حد ۷ سال گذشته رسیده است. اما چرا این ادعا گمراهکننده است؟
-
اثر تورم (Money Illusion): در اقتصادی که تورم بالای ۳۰ یا ۴۰ درصد دارد، افزایش اسمی درآمدهای مالیاتی هنر نیست. اگر درآمد مالیاتی ۵۰ درصد رشد کند اما تورم هم ۴۰ درصد باشد، رشد واقعی ناچیز است.
-
تفکیک نفت و غیرنفت: اقتصاد ایران نفتی است. وقتی قیمت نفت بالا میرود یا صادرات نوسان دارد، مخرج کسر (GDP) تغییر میکند. سازمان امور مالیاتی برای نشان دادن عدد بزرگتر (۶.۴٪)، نفت را از مخرج کسر حذف میکند (GDP بدون نفت). اما واقعیت اقتصاد ایران با نفت است و وقتی نفت را لحاظ کنیم، طبق آمار بانک مرکزی، این نسبت به ۴.۹٪ سقوط میکند. این یعنی سهم مالیات از کل ثروت ایجاد شده در کشور، همچنان پایین است.
-
فشار بر بخش شفاف: مشکل اصلی اینجاست که این ۴.۹٪ یا ۶.۴٪ از کل اقتصاد گرفته نمیشود، بلکه عمدتاً از بخش شفاف، حقوقبگیران و تولیدکنندگان شناسنامهدار اخذ میشود. بخشهای زیرزمینی، دلالی و نهادهای معاف از مالیات، سهم خود را نمیپردازند. لذا افزایش این نسبت بدون گسترش پایه مالیاتی، یعنی له کردن بخش مولد.
۲. سنت نامهنگاری: فریاد در اتاقهای دربسته
پدیده نامههای سرگشاده اقتصاددانان به رؤسای جمهور، یک مطالعه موردی جذاب در جامعهشناسی سیاسی-اقتصادی ایران است. این نامهها نشاندهنده یک «گسست ارتباطی» بین نهاد علم و نهاد قدرت است.
-
چرا نامه سرگشاده؟ در سیستمهای توسعهیافته، نظرات کارشناسی از طریق احزاب، اندیشکدهها (Think Tanks) و پارلمان به سیاستگذار منتقل میشود. در ایران، به دلیل ضعف تحزب و ساختار سیاسی خاص، اقتصاددانان مجبور میشوند برای شنیده شدن صدایشان به «نامه سرگشاده» متوسل شوند.
-
تطور محتوایی: اگر به تاریخچه نگاه کنیم، در دوران خاتمی دغدغه «استراتژی توسعه» بود. در دوره احمدینژاد، هشدارها به سمت «بیماری هلندی» و «تورم» رفت. در دوره روحانی، «ساختارهای رانتی» هدف قرار گرفت و اکنون در دوره پزشکیان، «شفافیت بودجه» و «عدالت» محوریت یافته است. این نشان میدهد که مشکلات اقتصاد ایران از سطح «انتخاب استراتژی» به سطح «بقا و اصلاحات اولیه» تنزل یافته است.
-
نامه آذر ۱۴۰۴: این نامه که توسط ۱۸۰ اقتصاددان امضا شده، بر یک نکته کلیدی دست میگذارد: «ریاضت برای دولت، قبل از مردم». اقتصاددانان استدلال میکنند که دولت حق ندارد دست در جیب مردم کند (از طریق مالیات یا گرانسازی خدمات) مگر اینکه ابتدا هزینههای زائد خودش (بودجه نهادهای فرهنگی خاص، موازیکاریها و…) را حذف کند.
۳. اژدهای زرد و نظم نوین پولی
بخش سوم تحلیل به چین بازمیگردد. تغییر استراتژی چین از «محتاطانه» به «جسورانه» در مورد یوان، برای ایران که تحت تحریم دلار است، حیاتی است.
-
تله بدهی یا فرصت؟ چین با اعطای وامهای یوانی و پیمانهای پولی، سعی دارد کشورها را به اکوسیستم مالی خود وابسته کند. برای ایران، این به معنای تسهیل تجارت است، اما خطر وابستگی تکبعدی به چین را نیز دارد. اگر ایران نتواند با سایر ارزها کار کند، قدرت چانهزنی خود را در برابر پکن از دست میدهد و مجبور میشود کالاها را با قیمت تعیینشده توسط چین بفروشد یا بخرد.
-
حباب هوش مصنوعی: در کنار بحث ارز، اشاره به حباب هوش مصنوعی در بازارهای مالی (که چین و آمریکا پیشران آن هستند) نکته ظریفی است. سرمایهگذاریهای عظیم روی AI ممکن است حبابی باشد که ترکیدن آن، شوکی به اقتصاد جهانی وارد کند و تقاضا برای نفت و مواد خام (صادرات ایران) را کاهش دهد.
تاریخچه (تبارشناسی نامههای اقتصادی و سیاستهای مالیاتی)
بررسی تاریخی نشان میدهد که چالشهای امروز، ریشه در دو دهه سیاستگذاری غلط و نادیده گرفتن هشدارها دارد.
الف) تبارشناسی نامههای اقتصاددانان
-
دوران اصلاحات (مهر ۱۳۸۲):
-
موضوع: نقد استراتژی توسعه صنعتی (تیم نیلی و همکاران در دانشگاه شریف).
-
محور: ۱۰ اقتصاددان نهادگرا معتقد بودند آزادسازی زودرس بدون نهادسازی، صنایع نوپا را نابود میکند. این آغاز شکاف بین «لیبرالهای اقتصادی» و «نهادگرایان» بود.
-
-
دوران احمدینژاد (۱۳۸۴-۱۳۹۲) – عصر طلایی هشدارها:
-
خرداد ۸۵ (۵۰ اقتصاددان): اولین هشدار جدی درباره تزریق دلارهای نفتی به سفره مردم و ایجاد تورم.
-
خرداد ۸۶ (۵۷ اقتصاددان): اعتراض به انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی (مغز متفکر بودجه کشور) و کاهش دستوری نرخ سود بانکی.
-
آبان ۸۷ (۶۰ اقتصاددان): نقد طرح تحول اقتصادی (یارانهها) قبل از اجرا. آنها پیشبینی کردند که شوک قیمتی بدون اصلاح ساختار، فقط تورم ایجاد میکند.
-
اسفند ۹۱ (۴۳ اقتصاددان): هشدار درباره فاز دوم یارانهها در اوج تحریم و رکود.
-
-
دوران روحانی (۱۳۹۲-۱۴۰۰):
-
مرداد ۹۷ (۳۸ اقتصاددان): نقد ساختارهای رانتی و فسادزا در اوج بحران ارزی پس از خروج ترامپ از برجام.
-
سال ۹۹ (۵۰ اقتصاددان): هشدار درباره پیامدهای اجتماعی کرونا و فقر.
-
هشدار بورس (۲۵ اقتصاددان): تنها گروهی که ترکیدن حباب بورس در سال ۹۹ را دقیقاً پیشبینی کردند و خواستار توقف دعوت عمومی دولت به بورس شدند.
-
-
دوران رئیسی (۱۴۰۰-۱۴۰۳):
-
خرداد ۱۴۰۱ (۶۱ اقتصاددان): هشدار شدیداللحن درباره حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی (جراحی اقتصادی) بدون احیای برجام. آنها پیشبینی کردند که این کار باعث تورم سه رقمی در کالاهای خوراکی میشود (که شد).
-
-
دوران پزشکیان (۱۴۰۴):
-
آذر ۱۴۰۴ (۱۸۰ اقتصاددان): گستردهترین اجماع بین طیفهای مختلف (لیبرال و نهادگرا) با محوریت «شفافیت بودجه» و «عدالت اجتماعی».
-
ب) تاریخچه سیاستهای مالیاتی
نظام مالیاتی ایران همواره وابسته به نفت بوده است. هرگاه قیمت نفت بالا بود (مثل دهه ۸۰)، دولتها مالیاتستانی را رها میکردند و سیستم ناکارآمد میماند. هرگاه نفت تحریم میشد یا قیمت میریخت (مثل دهه ۹۰ و اکنون)، دولتها سراسیمه به سمت مالیات میرفتند. این رفتار سینوسی (Pro-cyclical) باعث شده نظام مالیاتی ایران هیچگاه نتواند نقش تنظیمگر و بازتوزیعکننده ثروت را ایفا کند و صرفاً ابزاری برای «پولپاشی» در زمان نفت و «جبران کسری» در زمان تحریم باشد.
مثالهای تجربی (واقعیتهای ملموس)
برای درک بهتر مفاهیم انتزاعی بالا، به چند مثال عینی در اقتصاد ایران و جهان میپردازیم.
۱. مثال داخلی: مالیات بر کارتخوانها و فرار به سمت «کارتبهکارت»
وقتی سازمان امور مالیاتی فشار را بر روی تراکنشهای دستگاههای POS (کارتخوان) افزایش داد تا درآمد مالیاتی را بالا ببرد، چه اتفاقی افتاد؟
-
نتیجه: بسیاری از اصناف (پزشکان، وکلا، فروشندگان خرد) دستگاهها را جمع کردند و به سمت دریافت پول نقد، دلار، سکه یا کارتبهکارت رفتند.
-
تحلیل: این نشان میدهد که صرفاً فشار دیجیتالی بدون ایجاد فرهنگ مالیاتی و اعتماد (که پول مالیات کجا خرج میشود)، منجر به رشد «اقتصاد سایه» میشود. در آمار رسمی سازمان مالیاتی، درآمدهای متصل به کارتخوان بالا رفت، اما حجم عظیمی از پول از رادار خارج شد.
۲. مثال بینالمللی: تله بدهی سریلانکا و یوان چین
چین وامهای کلانی به سریلانکا برای ساخت بندر هامبانتوتا داد. وقتی سریلانکا نتوانست وام را پس دهد، چین کنترل بندر را برای ۹۹ سال در دست گرفت.
-
ارتباط با ایران: سیاستگذاران ایرانی باید مراقب باشند که «بینالمللی سازی یوان» و سرمایهگذاریهای چین در ایران (در قالب توافق ۲۵ ساله) منجر به چنین سرنوشتی نشود که درآمدهای نفتی ایران مستقیماً در حسابهای چین بلوکه شده و فقط برای خرید کالای چینی آزاد شود.
۳. مثال بودجهای: بودجههای فرهنگی مبهم
اقتصاددانان در نامه ۱۴۰۴ به «بودجه نهادهای غیرضروری» اشاره کردند. به عنوان مثال، دهها موسسه فرهنگی وجود دارند که هر سال میلیاردها تومان بودجه میگیرند اما خروجی مشخصی ندارند و حسابرسیشان شفاف نیست. در مقابل، بودجه آموزش و پرورش و بهداشت با کسری مزمن مواجه است. مثال تجربی آن، مدارس فرسوده در سیستان و بلوچستان در مقابل همایشهای پرهزینه در تهران است.
مثالهای تخصصی (تحلیل تکنیکال اقتصادی)
در این بخش با زبان تخصصیتر به بررسی مکانیزمهای اقتصادی دخیل در خبر میپردازیم.
۱. منحنی لافر (Laffer Curve) در ایران
بحث افزایش مالیات که در خبر آمده، مستقیماً با «منحنی لافر» ارتباط دارد. این منحنی نشان میدهد که افزایش نرخ مالیات تا یک نقطه بهینه (t*) درآمد دولت را زیاد میکند، اما اگر از آن نقطه عبور کنیم، درآمد دولت کاهش مییابد.
-
تحلیل: اقتصاددانان معتقدند ایران در بخش تولید رسمی، در سمت نزولی منحنی لافر قرار دارد. یعنی فشار بیشتر بر تولیدکننده باعث تعطیلی کارخانه، تعدیل نیرو و در نهایت کاهش پایه مالیاتی میشود. ادعای سازمان امور مالیاتی مبنی بر افزایش درآمد، احتمالاً ناشی از تورم (Nominal Growth) است نه رشد واقعی (Real Growth).
۲. تفاوت GDP، GNP و درآمد ملی
در خبر به اختلاف آماری اشاره شده است. بیایید فرمولها را مرور کنیم:
-
تولید ناخالص داخلی (GDP): ارزش کل کالا و خدمات نهایی تولید شده در داخل مرزهای ایران. (شامل شرکتهای خارجی فعال در ایران).
-
تولید ناخالص ملی (GNP): $GDP + (درآمد ایرانیان از خارج – درآمد خارجیان از ایران)$.
-
درآمد ملی (NI): $GNP – (استهلاک + خالص مالیات بر تولید)$.
-
نکته فنی: وقتی بانک مرکزی میگوید سهم مالیات از درآمد ملی ۸.۲٪ است و از GDP ۵.۹٪، یعنی حجم عظیمی از کیک اقتصاد صرف «استهلاک» سرمایهها (فرسودگی زیرساختها و عدم سرمایهگذاری مجدد) میشود. این یک زنگ خطر بزرگ برای «تخریب سرمایه» (Capital Depletion) در ایران است.
۳. اثر جایگزینی (Crowding Out Effect)
افزایش مالیات برای تأمین مخارج دولت، منجر به اثر جایگزینی میشود. یعنی دولت منابع را از بخش خصوصی میمکد و خودش خرج میکند. چون بهرهوری دولت معمولاً کمتر از بخش خصوصی است، کارایی کل اقتصاد (Total Factor Productivity) کاهش مییابد. هشدارهای نامههای اقتصاددانان دقیقاً به همین مکانیسم اشاره دارد: بزرگ شدن دولت ناکارآمد به قیمت کوچک شدن بخش خصوصی کارآمد.
جداول مفید
جدول ۱: مقایسه آمارهای مالیاتی (سال ۱۴۰۳)
| شاخص | منبع: سازمان امور مالیاتی | منبع: بانک مرکزی | منبع: مرکز آمار ایران |
| نسبت مالیات به GDP (با نفت) | اعلام نشده (تمرکز بر بدون نفت) | ۴.۹٪ | – |
| نسبت مالیات به GDP (بدون نفت) | حدود ۱۰٪ (ادعایی) | ۵.۹٪ | ۶.۴٪ |
| نسبت مالیات به درآمد ملی | – | ۸.۲٪ | – |
| نتیجهگیری | بزرگنمایی موفقیت | واقعگرایی اقتصادی | رویکرد محافظهکارانه |
جدول ۲: سیر تحول هشدارهای اقتصاددانان به دولتها
| دولت | محور اصلی هشدار | کلیدواژههای پرتکرار | نتیجه نادیده گرفتن |
| خاتمی | استراتژی صنعتی | آزادسازی، نهادسازی | تضعیف صنایع نوپا |
| احمدینژاد | بیماری هلندی | دلارهای نفتی، واردات، تورم | جهش تورم و رکود ۹۱ |
| روحانی | ساختارهای فسادزا | ذینفعان، رانت ارز، بورس | بحران ارزی ۹۷ و ریزش بورس ۹۹ |
| رئیسی | جراحی قیمتی | ارز ترجیحی، شوک درمانی | تورم مواد غذایی و ناآرامی |
| پزشکیان | بودجه نامتوازن | شفافیت، هزینههای زائد، عدالت | (در انتظار: کسری بودجه ۱۴۰۵) |
سوالات متداول (FAQ)
۱. چرا آمارهای سازمان امور مالیاتی با بانک مرکزی و مرکز آمار متفاوت است؟
این تفاوت ناشی از دو عامل است: اول، تفاوت در تعریف پایهها (مثلاً لحاظ کردن یا نکردن نفت در مخرج کسر GDP). دوم، تفاوت در سال پایه محاسباتی. سازمان امور مالیاتی تمایل دارد از روشی استفاده کند که نسبت مالیات را بالاتر (موفقتر) نشان دهد، در حالی که بانک مرکزی نگاه کلانتری دارد و نفت را که بخش بزرگی از اقتصاد است، لحاظ میکند که باعث کوچک شدن این نسبت میشود.
۲. چرا اقتصاددانان به جای ارائه راهکار، فقط نامه انتقادی مینویسند؟
اقتصاددانان در نامههای خود همواره راهکار هم ارائه دادهاند (مثل شفافسازی بودجه، تکنرخی کردن ارز، استقلال بانک مرکزی). اما چون معمولاً راهکارهای آنها نیازمند کاهش قدرت سیاسی دولت و قطع رانتهاست، دولتها کمتر به آن تن میدهند. نامه سرگشاده آخرین ابزار آنها برای آگاهسازی افکار عمومی است.
۳. آیا افزایش درآمدهای مالیاتی در بودجه ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به نفع مردم است؟
اگر این افزایش از طریق شناسایی فراریان مالیاتی بزرگ باشد، بله به نفع عدالت است. اما شواهد نشان میدهد بخش عمده این افزایش بر دوش حقوقبگیران و تولیدکنندگان رسمی است. بدون کاهش هزینههای دولت و بهبود خدمات عمومی (آموزش، بهداشت، حمل و نقل)، افزایش مالیات صرفاً باعث کاهش قدرت خرید مردم و رکود بیشتر میشود.
۴. بینالمللی شدن یوان چین چه تاثیری بر اقتصاد ایران دارد؟
در کوتاهمدت میتواند تجارت ایران و چین را در سایه تحریمها تسهیل کند. اما در بلندمدت، اگر ایران نتواند تنوع ارزی ایجاد کند، به مستعمره اقتصادی چین تبدیل میشود که مجبور است کالاهای چینی را با هر کیفیتی بپذیرد. همچنین نوسانات اقتصاد چین مستقیماً بر سفره مردم ایران اثر میگذارد.
۵. آیا خطر ترکیدن حباب هوش مصنوعی جدی است؟
طبق متن خبر، فعلاً خطر ترکیدن ناگهانی کم است چون برخلاف حبابهای قبلی (مثل دات کام)، شرکتهای هوش مصنوعی (مثل انویدیا و مایکروسافت) سودآوری واقعی دارند. اما اگر انتظارات بیش از حد بالا رود و رشد سود متوقف شود، اصلاح قیمتها قطعی است که میتواند بازارهای مالی جهانی را تکان دهد.
۶. منظور از «بودجه نهادهای خاص» در نامه اقتصاددانان چیست؟
منظور بودجههایی است که به دهها سازمان، شورا، بنیاد و موسسه فرهنگی و مذهبی اختصاص مییابد که زیرمجموعه دولت نیستند و پاسخگویی روشنی ندارند، اما از بودجه عمومی ارتزاق میکنند. اقتصاددانان معتقدند در شرایط کسری بودجه، قطع این ردیفها اولویت دارد بر گران کردن بنزین یا افزایش مالیات کارمندان.
این متن با هدف ارائه تحلیلی جامع و چندبعدی از وضعیت اقتصاد سیاسی ایران در سال ۱۴۰۴ تدوین شده و تلاش دارد با زبانی صریح و علمی، لایههای پنهان اخبار روز را آشکار سازد.



